حرف حساب؛ مجتبی خامنه‌ای برای نجات نظام آمد؛ چرا پیام «وحدت» آتش دعوا را شعله‌ورتر کرد؟

۱۴۰۵/۶/۱۳

از مذاکره و جنگ تا دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ وقتی نظام در چند جبهه هم‌زمان گرفتار شده است

دوستان سلام. می‌دونم که اومدید حرف حساب بشنوید. پس معطلتون نمی‌کنیم. بریم سراغ حرف حساب.

این هفته باز هم درگیری و موشک‌پراکنی بین رژیم و آمریکا ادامه داشت.

مجتبی خامنه‌ای این هفته یه پیام داد که جلوی جر خوردن نظامش رو بگیره، ولی بنزین روی آتیش ریخت.

حداد عادل:
«مذاکره نباید بشه، مذاکره خیانته...»

پزشکیان این هفته یه ساز جدید کوک کرد؛ اون هم «ما بردیم، ما بردیم.

مسعود پزشکیان:
«ما گاهی روایتی از خودمون به سمع و نظر مردم می‌رسونیم که ما باختیم. ما بردیم.»

ریزش و شرشر توی شاه‌پرستا رسیده به حامیان مالیشون؛ یعنی اون بالا بالاها.

بهروز بهبودی:
«ولی بعد فهمیدم که شاهزاده به درد این کار نمی‌خوره.»

این هفته خبرهای زیادی منتشر شد که در اوج بحران‌های اقتصادی، از رشد اقتصادی برخی از کشورهای آسیایی خبر می‌ده که ما توی این برنامه اصلاً به اون نمی‌پردازیم!

رژیم سیرک خیابانی راه می‌اندازد؛ اما دلار ۲۰۰ هزار تومانی را چه می‌کند؟

این هفته رژیم دوباره بازار سیرکشو گرم کرد. به خیال خودش می‌خواد با این سیرک خیابان و میدان و این حرف‌ها، یه سرپوشی بذاره روی همه مشکلات داخلیش؛ اونم نمی‌دونم با آوردن لانچر و دلقک‌بازی یه مشت بسیجی و شعارهای توخالی.

خلاصه همین می‌شه دیگه. آقا، هر کاری کنی، سیرکه دیگه؛ همینه. به قول معروف: خر را به زدن، اسب نتوان کرد.

سیرک خیابانگردی شبانه رژیم:

«دلار شده دویست تومن، همت!»

«ما کار خودمون رو می‌کنیم با غیرت...»

«فکر نمی‌شه بکنیم به تو بی‌احترامی...»

«ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران...»

«اونا اومدن خیلی شیک و مجلسی برگشتن گفتن که باید مذاکره کنیم، اصلاً همچین خبرایی نیست. این مردم مبعوث‌شده تو خیابون هستن که اول منتقم خون رهبرشونن. بعد پشت سر رهبر جدیدشون هستن؛ آقا مجتبی عزیزمون. ما مذاکره نداریم.»

«شما از قیمت دلار خبر دارین؟»

«بله، دویست و خرده‌ای.»

«خب با این قیمت دلار، پس چرا اومدین شما؟»

«شما باید قدرت تفکیک داشته باشی تو ذهنت دیگه. اون یه چیزه، این یه چیزه. اصلاً اگه همین امنیت نباشه، شما می‌تونی در مورد دلار فکر بکنی؟ اصلاً دغدغت باشه؟»

پیام مجتبی خامنه‌ای برای وحدت؛ چرا هر بار «وحدت» می‌گویند، شکاف‌ها بیشتر دیده می‌شود؟

این هفته اتفاقات خیلی زیادی افتاد. دوباره جنگ شد. سفر بی‌دستاورد پزشکیان به قرقیزستان برای شرکت توی کنفرانس شانگهای بود. ولی مهم‌تر از همه این‌ها، مثلاً پیام کینگ مجتبی بود که می‌خواست عبای ولایت رو که الان به خاطر جنگ و دعوای درونی جر و واجرش شده، یه جوری کوک بزنه.

اما ما نفهمیدیم که خلاصه این داستان چیه. مثل این سخنرانی‌هایی هست که یه نفر تلویزیون سخنرانی می‌کنه، بعد با زبان اشاره، اون گوشه تصویر، یکی توضیح می‌ده به زبان اشاره و اینا؟ مشکل پیام‌های بچه خامنه‌ای هم همینه.

یعنی یه چیزهایی می‌گه که اصلاً توی مغز کسی نمی‌گنجه، که اصلاً باورپذیر نیست؛ یعنی وحدت توی نظام گرگ‌ها.

حالا بعد از هر پیامی حتماً این حداد عادل باید بیاد اینو توضیح بده به زبان بسیجی‌فهم.

حداد عادل:
«یه عده‌ای هی یه چیزی می‌نویسن، تو میدون اینو سعی می‌کنن جلوی دوربین بگیرن که نمی‌دونم مذاکره نباید بشه، مذاکره خیانته. ایشون می‌گن این غلطه. این دوگانه موهومه. یعنی می‌گن هم مذاکره در جای خودش لازمه، هم باید آماده جنگ باشی. این حرف ایشونه.

بعد می‌گن وفاق یا تندروی. یعنی یه عده یه عده رو بگن وفاقی هستید و یه مهر باطل می‌زنن که اسمش شده وفاقی، یه عده هم بگن تندرو. می‌گن اینم غلطه.

باز سازش یا جنگ‌طلبی؛ که مثلاً یه عده بگن ما باید بریم سازش کنیم، یه عده بگن باید بریم بجنگیم، دو دسته بشن. این حرفا نیست. ملت باید ید واحد باشن و حول محور رهبری...»

مجتبی خامنه‌ای می‌گوید «دوگانه نسازید»؛ اما خودش از دل همین دوگانه بیرون آمده است!

ببینید دوستان، من کاری ندارم که این چطوری می‌خواد این بحران دوگانه را در نظامشون حل کنه یا هم بیاره. ولی آخه مشکل جای دیگه‌ست.

صدای کودک:
«به شرفم دروغ میگه، دروغ!»

ببینید، حرف راست رو این بچه می‌زنه.

اصلاً مجتبی خامنه‌ای دوگانه‌ساز، دوگانه‌سوز، دوگانه‌زیسته. این کینگ هیبریدی خودش گفت که علی‌الاصول مخالفم، ولی حالا برید مذاکره کنید.

یعنی تخم فتنه رو خودش کاشته، بعد می‌گه که دوگانه ایجاد نکنید.

بگذریم. نظامی که اتحادشون بر پایه تقسیم قدرت و سلب حاکمیت مردمِ، دوگانه که چه عرض کنم، صدگانه هم می‌شه.

قائم‌پناه جنازه خامنه‌ای را وسط دعوا آورد؛ چرا صدای جنگ‌طلب‌ها درآمد؟

از این موضوع که بگذریم، خلاصه حرف این بود که آقا، با هم جنگ و دعوا نکنید دیگه.

حالا این وسط قائم‌پناه، معاون پزشکیان، اومد این حرف‌ها رو زد:

جعفر قائم‌پناه:
«من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا رهبر ما را شهید می‌کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم. چرا صنایع ما رو بزنه؟ چرا راه‌های ما رو بزنه؟ چرا و چرا و چرا پالایشگاه و عسلویه ما رو بزنه؟ چرا باید پالایشگاه‌مون رو بزنه؟ چرا باید برق‌مون رو بزنه؟

برق زدن، پالایشگاه زدن یعنی کارخانه تعطیل، یعنی بیکاری زیاد بشه. عقلانیت حکم می‌کنه، خدمت‌مداری، خدمت‌ورزی این است که شما کاری که می‌توانید با هزینه کمتر، هدفی را می‌توانید با کمترین هزینه به دست بیارید، چرا هزینه زیاد پرداخت بکنید؟ چه هزینه‌ای بالاتر از شهادت مقام معظم رهبری؟»

خب دوستان، ملاحظه می‌کنید؟

قائم‌پناه اومد جنازه خامنه‌ای رو آورد وسط و دوگانه رو تا ته جر داد. گفت اصلاً این جنگ‌طلب‌ها خرد ندارند. جنازه خامنه‌ای رو علم کرد، ولی تا تونست به مجتبی خامنه‌ای لگد زد و جیغ همه اون طرفی‌ها رو هم درآورد؛ از جمله کیهان.



لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط