چرا حکومت مردم را زمین‌گیر می‌کند؟ آیا گرانی و جهش دلار یک سیاست هدفمند است؟

از سقوط ارزش ریال تا تعطیلی کسب‌وکارها؛ آیا فقیرتر شدن مردم نتیجه بحران است یا بخشی از سیاست حفظ رژیم؟

هدف زمین‌گیر کردن مردم چیست؟

هر روز قیمت ارز و دلار بالاتر می‌رود و ارزش ریال کاهش پیدا می‌کند. با افزایش نرخ ارز، بسیاری از بازاریان و صاحبان کسب‌وکار ناچار به تعطیلی کار خود می‌شوند و به جمعیت بزرگ محرومان و فقیران می‌پیوندند. اما آیا پشت این سیاست، عامدانه عمل می‌شود؟ و اگر چنین است، این سیاست با چه هدفی دنبال می‌شود؟

این ویدئو را برای کسانی می‌گیرم که می‌پرسند:

«دلار چه تأثیری روی زندگی ما دارد؟

الان داری با دلار ۱۱۰ هزار تومانی زندگی می‌کنی؛

اما دلار به ۲۱۵ هزار تومان رسیده است.

دو هفته دیگر به تو می‌گویم دلار ۲۱۵ هزار تومانی چه تأثیری بر زندگی، قیمت کالاها و بازار خواهد گذاشت.»

وقتی نرخ ارز به‌طور پی‌درپی افزایش پیدا می‌کند، بلافاصله هزینه تأمین کالا، مواد اولیه و قیمت تمام‌شده بسیاری از محصولات تحت تأثیر قرار می‌گیرد و اثر آن به‌صورت تعطیلی بازار، کاهش قدرت خرید و خالی‌تر شدن سفره مردم نمایان می‌شود.

یک کاسب بازار می‌گوید:

«آقا دلار شد ۲۱۳ هزار تومان؛ یکی بیاید بگوید ما چه کار باید بکنیم؟ هرچه دیروز فروختیم، ضرر شد؛ هرچه امروز بفروشیم، فردا ضرر می‌شود. یکی بیاید بگوید ما الان چه کار باید بکنیم؟»

حرف‌های یک صاحب تعمیرگاه نیز به‌خوبی نشان می‌دهد که بسیاری از مردمی که کسب‌وکاری دارند، ناچار می‌شوند درِ کارگاه و محل کسب خود را ببندند.

صاحب تعمیرگاه می‌گوید:

«سال ۱۳۸۸ این تعمیرگاه را افتتاح کردم. همان سال رفتم حسن‌آباد تهران و وسایل مورد نیازم را خریدم؛ یک جعبه ابزار، یک جعبه بکس کامل، یک تابلو آچار، یک مینی‌سنگ، یک جک سوسماری سه‌تن، دو خرک و یک جرثقیل. همه این وسایل را همان سال با ۸۰۰ هزار تومان خریدم.

البته ۸۰۰ هزار تومان آن زمان برای خودش پولی بود، اما ارزش داشت و می‌شد هزینه‌اش را جبران کرد. با همان پول می‌شد بسیاری از وسایل مورد نیاز را تهیه کرد.

حالا بعد از این همه سال، فقط یک جغجغه را یک میلیون تومان خریدم.

باورکردنی نیست؛ همین جغجغه بعد از دو روز خراب شد.»

چرا افزایش نرخ دلار مستقیماً به تعطیلی بازار و گسترش فقر منجر می‌شود؟

تأثیر افزایش قیمت دلار بر بازار را نیز می‌توان در سخنان این هم‌وطن مشاهده کرد.

فروشنده می‌گوید:

«آن‌قدر گرانی زیاد شده که کسانی که در اطراف میدان خانه دارند، مجبور می‌شوند برای تأمین زندگی از زیر ماشین‌ها وسایلی جمع کنند. این وضعیت بازار است؛ هر روز بدتر از روز قبل. آدم وقتی می‌بیند مردم برای برداشتن چند سیب‌زمینی، گوجه یا خیار از زیر ماشین‌ها جمع می‌شوند، واقعاً ناراحت می‌شود. این روزها چنین صحنه‌هایی بیشتر دیده می‌شود. گرانی فشار سنگینی به مردم وارد کرده است.»

اما آیا این مشکلات بازار و مردم راه‌حلی دارد؟

خبرگزاری حکومتی ایسنا در اول شهریور، به نقل از یک کارشناس حکومتی نوشت: افزایش تولید و توسعه صادرات غیرنفتی از راهکارهای مدیریت بازار ارز است و دولت باید با کاهش تعرفه‌ها، عوارض و هزینه‌های گمرکی، زمینه افزایش صادرات و تأمین منابع ارزی کشور را فراهم کند.

اگر راه‌حل وجود دارد، چرا سیاست‌های مخرب ادامه پیدا می‌کند؟

اما آیا رژیم آخوندی به فکر حل این بحران است؟

پاسخ و حقیقت پشت پرده گرانی‌ها و افزایش قیمت دلار را یک کارشناس حکومتی اقتصاد چنین بیان کرده است:

فرشاد مؤمنی، کارشناس حکومتی اقتصاد:

«در عرض سه سال، اندازه جمعیت فقیر در کشور دو برابر شده است.

چطور می‌شود که با مشاهده این روند پرشتاب فقر و نابرابری، هیچ تغییری در سیاست‌ها مشاهده نمی‌کنیم، بلکه پافشاری مشکوکی بر جدی‌ترین سیاست‌های مخرب وجود دارد؟»

بر اساس این دیدگاه، ادامه سیاست‌هایی که به افزایش فقر، کاهش ارزش پول ملی و گسترش فشارهای معیشتی منجر شده، نه یک خطای مقطعی، بلکه رویکردی است که نتیجه آن تضعیف اقتصادی و زمین‌گیر شدن هرچه بیشتر مردم است؛ سیاستی که از نگاه منتقدان، در راستای حفظ ساختار حاکمیت و کنترل نارضایتی‌های اجتماعی دنبال می‌شود.

آیا زمین‌گیر کردن مردم می‌تواند مانع اعتراضات اجتماعی شود؟

افزایش نرخ دلار، سقوط ارزش ریال، تعطیلی کسب‌وکارها و گسترش فقر، تنها پیامدهای اقتصادی نیستند؛ بلکه به‌طور مستقیم بر زندگی، امید و آینده میلیون‌ها ایرانی تأثیر می‌گذارند. پرسش اصلی این است که آیا فشار اقتصادی و فقیرتر شدن مردم می‌تواند مانع شکل‌گیری اعتراضات و مطالبات اجتماعی شود، یا برعکس، زمینه‌ساز خشم و نارضایتی گسترده‌تر خواهد شد؟

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط