۴۰ میلیون نفر در ۱۲ استان ایران در تنش آبی؛ چرا بحران آب هر روز عمیق‌تر می‌شود؟

از قنات‌های چند هزار ساله تا خشک شدن دریاچه ارومیه؛ چگونه مدیریت منابع آب، ایران را به مرز بحران و تشنگی رسانده است؟

این یکی از معدود آب‌انبارهای باقی‌مانده در ایران است که با استفاده از زه‌کشی‌های عهد خواجه‌نظام‌الملک، همچنان آب روستاهای اطرافش را تأمین می‌کند؛ پدیده‌ای که از دست آخوندها سالم در رفته است.

اخیراً یک کارشناس رژیم به نام مهدی دانشگر، معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی شرکت مدیریت منابع آب، وضعیت بحرانی منابع آبی کشور را فاش کرد و گفت: در حال حاضر حدود ۴۰ میلیون نفر در ۱۲ استان کشور با تنش آبی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ آماری که نشان از عمق بحران آب در ایران آخوندزده دارد.

دانشگر اعلام کرد اگرچه میزان پرشدگی سدهای کشور در حال حاضر ۵۳ درصد گزارش شده که نسبت به متوسط ۱۰ ساله، ۱۳ درصد رشد نشان می‌دهد، اما این آمار نباید باعث غفلت شود؛ چرا که وضعیت بارندگی در بسیاری از مناطق مطلوب نیست.

یکی از عوامل تشدیدکننده بحران، حفر چاه‌های غیرمجاز است. وی در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به اینکه کشور در شرایط «جنگی» قرار دارد، آب را «کالایی امنیتی، اقتصادی و حیاتی» توصیف کرد.

چرا ایران با وجود سابقه چند هزار ساله مدیریت آب، به بحران تشنگی رسیده است؟

ایران به علت مشکل مستمر کمبود آب، از قدیم یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های آبخیزداری سنتی در جهان بوده است. آبخیزداری سنتی در ایران شامل قنات (کاریز)، آب‌انبارها و سیستم‌های انتقال آب از چشمه‌ها و رودخانه‌ها با استفاده از کانال‌ها و سدها است. این روش‌ها بر مبنای درک عمیق از طبیعت، تعادل اکولوژیکی و مشارکت جمعی جوامع محلی تکوین یافته بودند.

سابقه تاریخی آبخیزداری سنتی در ایران

تاریخ مدیریت آب در ایران به هزاران سال پیش بازمی‌گردد.

اختراع قنات، یکی از مهم‌ترین شاهکارهای مهندسی تاریخ بشر، خاستگاهی ایرانی دارد و برای هزاران سال ستون فقرات حیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امپراتوری‌های بزرگ در فلات ایران بوده است. قدمت بسیاری از کاریزهای ایران به پنج تا شش هزار سال می‌رسد.

در دوره هخامنشیان، اگر کسی با احداث قنات زمین بایری را آبیاری می‌کرد، تا پنج نسل از پرداخت مالیات معاف بود.

در دوران ساسانیان، قانون یکپارچه‌ای به نام «قانون نمک» برای منابع آب وجود داشت که توسط متخصصین دربار تدوین و توسط سازمانی قدرتمند نظارت می‌شد.

با ورود اسلام به ایران، اهمیت آب بیشتر شد؛ چرا که در قرآن، آب منشأ حیات و پاکی شناخته شد.

در دوران دیکتاتوری پهلوی، تمامی داشته‌های آبخیزداری سنتی ایران به دست فراموشی سپرده شد، بدون اینکه نظم و نظام نوین آبخیزداری متناسب با شرایط اقلیمی ایران ایجاد شود.

این فاجعه با روی کار آمدن دیکتاتوری فاسد آخوندها فاجعه‌بارتر شد؛ تا جایی که آخوندها مالکیت تمامی آب‌های سطحی و زیرسطحی کشور را به سپاه پاسداران و وزارت نیرویی که در چنگ سپاه پاسداران است، قرار دادند. این وزارت با همدستی سپاه و با منافع چپاولگرانه و امنیتی سپاه، بحران آب در ایران را به اوج رساندند.

سپس با صدور مجوز بی‌رویه حفر چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق در ابعاد چند ده هزار، سفره‌های آبی ایران را به نابودی کشاندند.

یک قلم، دریاچه ارومیه با حفر بی‌رویه ده‌ها هزار چاه خشک شد؛ همین فاجعه در مورد برخی دریاچه‌های دیگر ایران نیز اتفاق افتاد.

وسعت دریاچه ارومیه از حدود ۵۰۰۰ کیلومتر مربع در دهه ۷۰ به کمتر از ۱۰۰۰ کیلومتر مربع کاهش یافته است. کل آب دریاچه نیز از ۳۰ تا ۳۵ میلیارد مترمکعب آب به تنها ۱ تا ۲ میلیارد مترمکعب رسیده که خبر از یک فاجعه زیست‌محیطی بزرگ می‌دهد. احداث ۵۶ سد روی ۱۳ سرشاخه این دریاچه نیز سبب شده تا ارومیه به یک استخوان در گلوی سیاست آبی کشور تبدیل شود.

آب ایران کجا مصرف می‌شود و چرا منابع استراتژیک کشور نابود می‌شوند؟

تخصیص آب‌های موجود به صنایع اتمی، موشکی و فولادریزی رژیم، از دیگر عوامل نابودی زودرس منابع استراتژیک آب کشور است که مسبب آن آخوندها هستند.

آخوندها تولید برق هیدرولیکی ایران را هم به انحصار سپاه و وزارت نیرو درآوردند.

و به این ترتیب، بحران آب در ایران، راه به تشنگی مستمر مردم و فرونشست‌های مهیب شهرها گسترش یافت.

بحرانی که هیچ راه‌حلی جز سرنگونی این دیکتاتوری و سپردن حاکمیت به مردم ایران ندارد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط