بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ گرانی از همینجا شروع میشود؟
۱۴۰۵/۶/۱۸
آیا نرخ سوم بنزین واقعاً فقط جیب مصرفکننده را هدف گرفته یا باید منتظر موج تازهای از گرانی کالاها و خدمات باشیم؟
از دیروز رژیم آخوندی نرخ سوم ۱۰ هزار تومانی برای هر لیتر بنزین را کلید زد. سخنگوی پزشکیان گفت: «۸۵ درصد از مردم با همین ۱۱۰ لیتر نیازشون مرتفع خواهد شد». بنابراین فشاری متوجه عموم مردم نیست. برای بررسی این موضوع همراه هستیم با آقای احمد ناظم زمردی.
سوالم اینه که آیا واقعاً این افزایش قیمت تأثیر چندانی روی زندگی مردم و قیمت کالاها و خدمات ندارد؟
احمد ناظم زمردی:
«به نظرم سخنگوی دولت مسئله رو فانتزی و خیلی کوچکتر از واقعیت جلوه داده.
موضوع فقط این نیست که یک شهروند در ماه چند لیتر بنزین با نرخ سوم میزنه. مسئله مهمتر، روندی است که دولت شروع کرده.
ما با یک افزایش پلهای قیمت بنزین مواجهیم. امروز نرخ سوم شده ۱۰ هزار تومان، اما سؤال این است که این پله آخره یا فقط یک مرحله از مسیر؟
از طرف دیگر، بنزین کالایی نیست که مردم فقط مستقیم مصرف کنند. بنزین بخشی از هزینه حملونقله؛ بنابراین روی جابهجایی کالا، خدمات، تاکسی، وانت، توزیع مواد غذایی و در نهایت روی قیمت تمامشده بسیاری از کالاها اثر میگذارد.
بنابراین اینکه بگیم «۸۵ درصد مردم سهمیه دارن و پس مشکلی نیست»، پاسخ گمراهکنندهایه.
البته در همین سیاست گرون کردن خیز به خیز هم، دولت پزشکیان جر میزنه. مثلاً سخنگوی دولت در چهارم شهریور گفته بود تا پایان شهریور تغییری در نرخ بنزین نخواهیم داشت، اما تنها ۱۱ روز بعد اعلام کرد که از ۱۷ شهریور نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان میرسد.
هرچند مردم هیچوقت و هیچگاه به وعدههای دولت اعتمادی نداشته و ندارن.
پس خلاصه کنم، گرون کردن بنزین نهتنها روی همه کالاها و خدمات تأثیر خودش رو نشون میده، بلکه این گرونی، تنها پله و خیز اوله. طی هفتههای آینده باید منتظر خیزها و پلههای بعدی باشیم؛ که خودش رو یا در گرون کردن همین سهمیهها نشون میده یا در کم کردن سهمیههای اول و دوم.»
اگر ۱۰ هزار تومان کافی نیست، چرا گرانی بنزین از همینجا شروع شد؟
شما از سیاست خیز به خیز صحبت کردین. بعضی مسئولان و کارشناسان نزدیک به دولت هم میگویند ۱۰ هزار تومان اساساً درآمد قابلتوجهی برای دولت ایجاد نمیکند و برای حل مشکل باید قیمت خیلی بالاتر، مثلاً ۷۰ یا ۸۰ هزار تومان باشد. اگر ۱۰ هزار تومان مسئله دولت را حل نمیکند، پس چرا از اینجا شروع کردهاند؟
احمد ناظم زمردی:
«نکتهی مهمیه. اتفاقاً تناقض و بنبست ماجرا هم همینجاست.
اصلیترین پاسخ، شوک بنزینی و تجربه قیام ۹۸ه. رژیم میدونه که بنزین فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بنزین در جامعه امروز ایران، عمیقاً اجتماعی و سیاسیه.
به همین دلیل به جای شوک بنزینی مثل سال ۹۸ میخوان گامبهگام و خیزبهخیز جلو برن، بلکه بتونن اون شوک رو مهار کنن.
اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد: پلهای کردن گرانی الزاماً به معنی حذف خطر اجتماعی نیست.
اگر فشار اقتصادی به صورت مستمر افزایش پیدا کند، به احتمال بسیار زیاد در نهایت همین افزایشهای کوچک و پلهای روی هم جمع شوند و همان شوکی را ایجاد کنند که حکومت از آن میترسد.»
البته که مسئله شوک بنزینی درسته. اما از طرف دیگه رژیم میگه «بنزین کم داریم»، «ناترازیم»، «مصرف عمومی بالاست»، بعد میگه راهحل هم اینه که «گرون کنیم تا کمتر مصرف بشه». به این واقعیت چطور پاسخ میدین؟
احمد ناظم زمردی:
«درسته که ناترازن، بنزین کم دارن، اما مگه این مسئله اصلیه؟ سؤالی که رژیم و سردمداراش باید جواب بدن اینه که چرا مردم باید هزینه این ناترازی را بپردازند؟ مگه این ناترازیها نتیجه عملکرد مردمه یا حکومت؟
سالها فرصت وجود داشت که سرمایهگذاری جدی روی پالایشگاهها، بهینهسازی مصرف، حملونقل عمومی، خودروهای کممصرف و زیرساختهای انرژی انجام بشه. چرا نشده؟
البته طی یک سال گذشته پاسخ بیشتر روشن شده. علاوه بر دزدی و چپاول سیستماتیک، رژیم تمام بودجه مملکت رو در مسیرهای امنیتی و نظامی، از جمله برنامه موشکی و پهپادی و پروژههای نظامی، هزینه کرده.
بنا به گزارشات، رژیم بیش از ۳۰ یا ۴۰ شهر موشکی زیرزمینی داره. البته رژیم عدد و رقم هزینههای این شهرهای موشکی رو منتشر نکرده، اما برآوردها میگه که هر کدام از این شهرهای موشکی هزینهای سرسامآور، بالغ بر ۶ میلیارد دلار، به مملکت تحمیل کرده. پروژه اتمی رژیم هم بنا به گفته کارشناسان خود رژیم بالغ بر ۲ تریلیون دلار هزینه داشته.
ناترازی واقعی کجاست؛ بنزین یا اولویتهای رژیم؟
حاکمیت با هزینه ساخت و تجهیزِ یکی از این شهرهای موشکی، میتونست یک پالایشگاه مجهز و مدرن بسازه که نهتنها ناترازی و کمبود روزانه بنزین کشور را بهطور کامل ریشهکن کنه، بلکه امنیت انرژی و اقتصاد عمومی را از بحرانهای فلجکننده نجات بده. یا نیروگاه برق بسازن یا بسیاری سازندگیهای دیگه.
ببینید، بحرانهای جاری کشور ریشه در کمبود منابع مالی ندارند، بلکه معلول ساختار تصمیمگیری و تقدم هزینههای نظامی بر رفاه و معیشت عمومی است.
مسئله ناترازی خیلی فراتر از بنزینه. در تابستان برق نداریم، به جاش قطعی برق داریم، چون ناترازیم. در زمستان گاز نداریم، حتی بهطور علنی گفته شد مردم به فکر سوخت دوم باشن. پس ببینید! ۱۰ هزار تومان و نرخ سوم بهتنهایی مسئله اصلی نیست. مسئله، مسیری است که این ۱۰ هزار تومان نشان میدهد.
در نهایت سؤال مردم اینه که به کجا داریم میریم؟
چرا رژیم سادهترین راه را انتخاب کرده و اون هم دست کردن در جیب مردم.
اگه واقعاً دنبال حل کردن ناترازی هستن، خب سوخت سپاه رو قطع کنن، سوخت نیروی سرکوبگر انتظامی رو قطع کنن، سوخت وزارت جاسوسی اطلاعات رو قطع کنن. نهتنها ناترازی حل میشه، بلکه سوخت اضافه هم میارن.
پس مسئله ناترازی نیست. مسئله یک حاکمیته که تمام هم و غمش، حفظ قدرت از طریق دستگاه نظامیه. در این حاکمیت مردم در اولویت نیستن، حفظ حاکمیت، آن هم در برابر این مردم در اولویته. اصلیترین ناترازی همینه.»
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
