معلمان زیر بار گرانی؛ چرا حقوق یک معلم حتی کفاف «نمردن» را هم نمیدهد؟
۱۴۰۵/۶/۲۱
حقوق زیر ۳۰ میلیون تومان، هزینههای چندبرابری؛ چرا معیشت معلمان هر روز بحرانیتر میشود؟
سالیان سال است که معلمان نسبت به شرایط معیشتیشان دست به اعتراض میزنند. مسئلهی رتبهبندی معلمان در خیلی از موارد حل نشده و معلمی با بیش از ۲۰ سال سابقهی کاری با مدرک فوقلیسانس زیر ۳۰ میلیون تومان حقوق میگیرد. آن هم در شرایطی که در روزهایی که دلار زیر ۱۹۰ هزار تومان بود، هزینهی سبد معیشت ۹۰ میلیون تومان اعلام شده بود؛ یعنی سه برابر حقوقی که یک معلم میگیرد. الان که دیگه خودتون حسابش را بکنید؛ با دلار بالای ۲۳۰ هزار تومان، هزینهها تا کجا بالا رفته. ابتدا یک ویدیو از یک معلم ببینیم و بعد این بحث را ادامه میدهیم.
بنزین لیتری ۱۰ هزار شده. من معلم اگه بخوام یه روستای دور برم، باید روزانه چیزی حدود ۲۰۰ هزار تومان فقط مصرف بنزین کنم. بعد حقوق روزانهی من ۵۰۰ هزار تومانه. دیگه استهلاک ماشین بماند، خرج خودم بماند، خرج خونه، بیمه و هزار تا خرج دیگه بماند. این حقوق امروزهی ما معلما، سفرهی معلمان را خالی نکرده، کلاً سفره را برداشته. این حقوق با حداقل خرجهایی که امروز انجام میدهیم هیچ همخوانی نداره.
خب، این یک نمونه از صدها نمونه بود.
روزنامهی حکومتی ستارهی صبح روز ۱۸ شهریور نوشته حقوق معلمی با ۲۸ سال سابقه و مدرک فوقلیسانس تقریباً نصف یک کارگر خدماتیه. البته این به این معنا نیست که شرایط زندگی آن کارگر که شبانهروزی دارد میدود و تلاش میکند خوبهها، خیر، آن کارگر هم تمام درآمدش تازه نصف درآمد لازم برای زندگی در خط فقره. اما معلمان چطور زندگی میکنند؟ یک نمونهی دیگه.
چرا یک خرابی ساده در خانه یا ماشین، معلم را به مرز درماندگی میرساند؟
تا پارسال با همین حقوق معلمی شاید میشد یه زندگی را چرخوند. اما امسال با گرونیهایی که هر روز هم داره بیشتر میشه، دیگه حتی خراب شدن یک وسیلهی سادهی خونه هم میتونه یک معلم را به مرز درماندگی برسونه. دینام کولر خونم سوخت، حدود ۱۰، ۱۲ میلیون هزینهش شد. همین روزا کلاچ ماشینم هم خراب شد، حدوداً ۲۵ میلیون هزینه رو دستم گذاشت. جناب وزیر آموزش و پرورش، واقعاً سؤال من از شما اینه: یک معلم با حقوق حدود ۲۰ میلیون تومان وقتی یک اتفاق معمولی توی زندگیش میفته، چطوری از پس هزینههاش برمیاد؟ باید دو ماه هیچی نخوره؟ هیچ خرجی نکنه؟ تا فقط بتونه هزینهی خرابی را جبران کنه؟ ما هم اجاره میدیم، قبض داریم، ماشینمون خراب میشه، مریض میشیم و هزار اتفاق دیگه که ممکنه برای هر آدمی پیش بیاد. اما حقوق ما طوریه که انگار زندگی یک معلم هیچوقت نباید خراب بشه.
بله، میگه که حقوقش چیزی نزدیک ۲۰ میلیون تومانه. یعنی یک پنجم درآمد مورد نیاز برای زندگی در سطح خط فقر. حالا یک معلم چقدر تدریس خصوصی داشته باشه، چقدر، یعنی چند ساعت راننده اسنپ باشه، هر چقدر هم که تلاش کنه، دست آخر باز هم درآمدش به نزدیکی خط فقر هم نمیرسه در این اوضاع و احوال.
طرح رتبهبندی و وعدهی افزایش حقوق هم که شده لقلقهی کلام این رئیسجمهور نظام و وزیر آموزش و پرورش رژیم و در عمل اجرای آن ناقص و کنده. خیلی از احکام هنوز صادر نشده، بدتر اینکه خیلی از معوقات معلمها هم با همین وضعیت حقوق هنوز پرداخت نشده. ببینیم زندگی یک معلم با هزینههای روز چقدر فاصله داره.
حقوق معلم برای زندگی است یا فقط برای «نمردن»؟
حقوق معلمی، اجاره خونه را بدیم یا هزینهی نمردن را؟ زندگی کردن نهها، نمردن. فقط این چند قلم خوراکی شده چقدر؟ ۷ میلیون ناقابل. ۱۰ میلیون حداقل اجاره خونه، میشه ۱۷ میلیون. میانگین حقوقی معلمان در سال ۱۴۰۲ شده ۱۹ تا ۲۲ تومن. میانگین را میگمها، ۱۹ تا ۲۲ تومن. قند، چای، گوشت، مرغ، همهی اینها جدا. هزینهی لباس، هزینهی قبضهای پرداختی، هزینهی بهداشت، هزینهی سلامت، همهی اینها به کنار. اینها هزینهی یک زندگی معمولیه. رستوران رفتن و خوراکی بیرون و مسافرت و اینها را نمیگمها. هزینهی ماشین به کنار.
چرا معیشت معلمان هیچوقت در اولویت بودجهای رژیم نبوده است؟
علت این وضعیت چیه؟ مواردی مثل اجرای ناقص رتبهبندی، کمبود اعتبار در بودجه برای معلمان، همهی اینها مشکلساز شده، اما مشکل اصلی همان کلانسیاستهای حکومتیه. وقتی ۴ دههی گذشته را بررسی کنید، خیلی روشن میبینید که هیچوقت معیشت مردم، از جمله قشر معلم، در اولویت تخصیص بودجه نبوده.
هزاران میلیارد دلار درآمد میتوانست ایران را یکی از قطبهای اقتصادی جهان بکنه و مردم ایران در رفاه و آسایش زندگی بکنند، اما پولها جای دیگری رفت و معلم ماند و حقوق جامانده و هزینههایی که از توان معلم خارجه.
واقعیت اینه که شکاف مزدی فقط اختلاف ارقام نیست؛ کرامت معلم و آیندهی آموزش است که هدف قرار گرفته.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
