چرا تهدیدهای جدید حکومت شدت گرفته است؟

۱۴۰۵/۶/۲۳

وقتی معترضان «دشمن» خوانده می‌شوند؛ حکومت از چه چیزی نگران است؟

گفتگو با میثم ناهید

اما می‌پردازیم به بخش اول این برنامه؛ یعنی شاهد تهدیدات کارگزاران و سرکردگان امنیتی و سرکوبگر رژیم علیه مردم معترض هستیم. این روزها، مثلاً پاسدار رادان تهدیداتی کرده که می‌خواهیم در گفت‌وگوی امشب به همین تهدیدها بپردازیم و ببینیم که پشت پرده آن دقیقاً چیست.

شب‌به‌خیر و سلام می‌کنم به مهمان این بخش از برنامه، میثم ناهید.

قبل از اینکه وارد بحث بشویم، اجازه بدهید بخشی از صحبت‌های احمدرضا رادان، سرکرده نیروی انتظامی رژیم را بشنویم و ببینیم که در چه موضوعی می‌خواهیم صحبت کنیم.

«امنیت مردم با شوخی نیست. ما شرایط‌مان جنگی است. اگر وطن‌فروشی به دعوت دشمن قصد ناامن ایجاد کردن داشته باشد، ما او را مثل دشمن می‌بینیم و با او برخورد می‌کنیم؛ همان‌طور که با دشمن برخورد می‌شود و هیچ رودربایستی هم با آن‌ها نداریم. پلیس هم کاملاً آماده است، صددرصد آماده است. از همه حیث و رودربایستی هم نداریم. انگشت ما، مثل انگشت عزیزان‌مان در ارتش و سپاه و بسیج، روی ماشه است.»

حرف‌های پاسدار رادان، تهدید به هرگونه اعتراض است. رادان یک سلسله ادعاهای دیگر هم کرد؛ از جمله اینکه گفت:

«بالغ بر شش هزار نفر از اغتشاشگران، به زبان آن‌ها، را دستگیر کرده‌ایم. همین شب گذشته در یکی از استان‌های ما، یکی از این واحدها ضربه خورد که سه نفر از منافقینی که در کودتای دهه ۴۰۴ نقش داشتند، در آن استان خوشبختانه دستگیر شدند.»

این هم بخشی دیگر از حرف‌های رادان بود.

معترض یا دشمن؛ چرا حاکمیت چنین ادبیاتی را به کار می‌برد؟

حالا سؤال این است که این حرف رادان که می‌گوید معترضان را دشمن تلقی می‌کنیم، چه نتیجه‌ای می‌خواهد بگیرد از این؟

اول بگویم که این، به قول همین رادان، «منافقین» و به تعبیر خودش «مجاهدین»، چه ابعادی دارند که هر روز می‌گویید دستگیری کردیم، ولی هر روز می‌بینیم که ابعاد عملیات آن‌ها رو به گسترش است.

الان گفت که انگشت شما روی ماشه است. خیلی جالب است که در عملیاتی که کانون‌های شورشی اخیراً داشتند، فقط در شصت‌ویک فقره، و آن هم در حمله به مراکز سپاه و غیره، اتفاقاً تأکید روی این بود که انگشت نیروی پیشتاز این جامعه روی ماشه است؛ علیه سپاه و همین نیروهای جانی رژیم.

پس بله، کفّه آماده‌باش هست. اما در رابطه با سؤال شما که چرا رادان می‌آید و می‌گوید ما باید هر معترضی را دشمن فرض کنیم، من دیروز با دوستی صحبت می‌کردم درباره وضعیت اقتصادی مردم.

او به من نشان داد و گفت ببین، به گفته همین منابع رسمی، کمتر قشری در جامعه ایران هست که حقوقش بیش از ۲۵ میلیون تومان باشد. می‌گفت این هم فراگیر است؛ یعنی محدود به قشر کارگری و کارمندی نیست و تقریباً همه اقشار، به‌جز حلقه محدودی که همان سران رژیم هستند، درگیر آن‌اند.

بعد یک نمونه هم به من نشان داد از یکی از منابع دیگر که گفته بود خط فقر الان به بیش از ۶۵ میلیون تومان رسیده است.

ببینید؛ حقوق ۲۵ میلیونی و خط فقر ۶۵ میلیونی.

آیا شرایط اقتصادی جامعه به نقطه انفجار رسیده است؟

چه نتیجه‌ای گرفت؟

گفت ببین، شرایط بسیار شبیه انقلاب کبیر فرانسه پیش از فتح باستیل است؛ چون ویژگی آن جامعه هم این بود که تمام اقشار، نه فقط یک قشر مشخص، دیگر جان‌شان به لب‌شان رسیده بود و در نهایت آن انفجار رخ داد.

این را داشته باشیم.

موضوع بعدی اینکه من صحبت‌های همین سرکرده انتظامی رژیم و این پاسدار لمپن را که شنیدم، یاد یک فکت از خاطرات یکی از سرکردگان رژیم شاه افتادم. فکر می‌کنم قره‌باغی بود که در خاطراتش نوشته بود وقتی بعد از ۱۷ شهریور و آن کشتاری که انجام داده بودند، دوباره قیام مردم اوج گرفت، فکر می‌کنم رحیمی، یکی دیگر از همان عاملان سرکوب رژیم شاه، دقیقاً همین حرف‌ها را زده بود.

گفته بود هر کسی که بخواهد اغتشاش کند، دشمن محسوب می‌شود و یا به قول آن‌ها باید از کشور برود، یا با او برخورد جدی می‌شود.

آن هم بعد از کشتار ۱۷ شهریور.

خب، نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم چیست؟

ببینید، این دو مورد را کنار هم بگذاریم؛ آن وضعیت اقتصادی که با انقلاب کبیر فرانسه مقایسه شد و این نمونه اخیر از تاریخ کشور خودمان.

تهدیدهای تند نشانه قدرت است یا نشانه ترس؟

این اتفاقاً نشان می‌دهد که اوضاع تا چه حد انفجاری است؛ یک طرف مردم که به این نقطه رسیده‌اند و طرف دیگر هم سران رژیم که این‌گونه وحشت کرده‌اند.

اتفاقاً این تهدیدها معطوف به همین شرایط است.

نکته دیگر اینکه همین حرف رادان اثبات می‌کند که دشمن اصلی چه کسی است. ببینید، می‌گوید هر کس معترض باشد، دشمن محسوب می‌شود.

این حرف جدیدی نیست.

مردم ایران سال‌هاست گفته‌اند: «دشمن ما همین‌جاست.»

پس این حرف جدیدی نیست. اهمیت موضوع در این است که از زبان خود رژیم گفته می‌شود؛ رژیمی که طی این چهل سال تلاش کرده افکار را منحرف کند و بگوید دشمن اصلی جای دیگری است؛ یک بار در شرق، یک بار در غرب و یک بار در نقطه‌ای دیگر.

اما اکنون، به باور گوینده، پرده کنار رفته و در جامعه ایران دو طرف اصلی تقابل مشخص هستند؛ یک طرف رژیم حاکم و حامیان آن و طرف دیگر مردم و مقاومت ایران.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط