هشدار پشت هشدار؛ رژیم از چه چیزی در داخل ایران میترسد؟
۱۴۰۵/۷/۴
از «جرقه» و «شعله» تا هشدار درباره اوضاع انفجاری جامعه؛ مقامات امنیتی و نظامی رژیم چرا نگران داخل کشورند؟
گفتگو با اسدالله مثنی
حال نگاه را از روابط منطقهای رژیم ببریم به سمت داخل رژیم. آن چیزی که در داخل کشور شاهد هستیم، هشدارهای مستمری است که از مقامات مختلف رژیم شنیده میشود؛ هشدار پشت هشدار و هر هشداری هم از هشدار قبلی پرهراستر است.
این در واقع گوشهای از واکنشهای کارگزاران امنیتی و نظامی رژیم است که روزانه نسبت به اوضاع انفجاری جامعه هشدار میدهند.
ابعاد این هشدارها چیست؟ علت این هشدارها چیست؟ و رژیم چه اقداماتی میخواهد انجام بدهد؟ اینها موضوعاتی است که ما در گفتوگو با آقای اسدالله مثنی میخواهیم به آن بپردازیم که همراه ما در استودیو هستند.
آقای مثنی، اجازه بدید که ابتدا قسمتهایی از صحبتهای پاسدار احمدیمقدم، سرکرده سابق نیروی انتظامی و رئیس دانشگاه جنگ رژیم، رو گوش بدیم و بعد من سؤالاتم رو حول اون خواهم پرسید.
ما حدود سه دقیقهای زمان داریم تا پایان گفتوگو.
مرحله، مرحله بسیار حساسی است؛ یعنی مقطع، مقطع بسیار حساس زمانی است.
سردار، بایدها و نبایدها و الزاماتی که باید برای عبور از این مقطع بسیار حساس تاریخی در نظر بگیریم، در عرصه اجتماعی، با نگاه سیاسی، با تکیه بر موضوعات در واقع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و هر آنچه که در یک جامعه برای عبور از این مقطع نیاز داریم، چیه؟
و به نظرم این صداهای در واقع چندگانه چیز خوبی نیست. نمیگیم همه باید یه جور حرف بزنن، هر کسی به مقتضای حرفه خودش صحبت بکنه. ما باید امروز توجه داشته باشیم که هیچ سیگنالی ناشی از ضعف و اختلاف در درون نباید مخابره کنیم.
کنترل جریانهای ضدانقلابی و ضدامنیتی، یعنی وزارت اطلاعات ما، بسیج ما، سپاه ما، فراجا، همه اینها باید حواسشون باشه، چون از هر در واقع جرقهای میخوان شعلهای درست بکنن و گوشهای رو به آتش بکشن.
«جرقهای که شعله میشود»؛ نگرانی احمدیمقدم از چیست؟
بله، دیدیم که پاسدار احمدیمقدم اشاره میکنه به یه جرقهای که ممکنه به آتش برسه. منظور از این جرقه چیه؟ نگرانیاش از چیه آقای مثنی؟
بله. به نظرم خیلی روشنه که وحشت دارن از فضای انفجاری جامعه و قیامی که حتماً در چشماندازه. از این وحشت دارن و اینجور، به قول شما، اولش هم گفتین: هشدار پشت هشدار، که این به صراحت روی همچین موضوعی دست میذارن.
البته این آدم، فکر کنم که در رژیم تنها نیست که این حرف رو میزنه.
بهطور چی میگن، متعدد...
سریالی.
سریالی. اینا این حرفها رو این روزها، بهخصوص این دو هفته، که میزنن. خب، به نظرم این دو هفته خیلی روشنه که دو تا واقعه خیلی مهم داریم؛ یکی قیام، سالگرد قیام ۱۴۰۱ که رژیم بهشدت ازش وحشت داشت و دارد، و یکی هم باز شدن مدارس و مواجه شدن با دانشآموزان و دانشجویان و این حرفها.
چرا هشدارهای مقامات رژیم به یک «ترجیعبند» تبدیل شده است؟
برای اینکه میگم این یه چیز ترجیعبند شده برای سرکردگان رژیم و مهرههای رژیم. من به چند تا نمونه دیگهش اشاره میکنم که جابهجا به این مسئله اشاره کردن و دست گذاشتن.
همین اخیراً یه فردی به نام بیژن عبدالکریمی که بهش حکومتی، استاد دانشگاه میگن و حکومتی...
این کارشناس حکومتی.
بله، میگه: «من امیدوارم این مردم خسته نشن. به محض اینکه خسته بشن، خطرات دوباره این کشور را احاطه میکنه. فقط تذکاری که میخوام بدم، این خطرات فقط خطرات خارجی نیستند. اینقدر که از مسائل داخلی میترسم، از مسائل خارجی و بیگانگان وحشت ندارم. یعنی از مسائل داخلی وحشت دارم.»
یعنی وقتی هم که میگه مردم، منظور مخاطبش همون تجمعکنندگان این سیرک شبانه است دیگه، درسته؟
طبعاً، طبعاً.
ببینید، اونی که این داره سفارش میکنه، میگه همینا هم که تو خیابونها خسته نشن. دیگه اون که اینا دار و دسته خودشون هستن حتی میگه. دیگه بقیه که به نظرم خودش هم میفهمه، همونایی هستن که داره به هر حال هشدار میده.
میگه اینا باشن، خسته نشن و... که این دلیل داره. به زبون خیلی روشن میگه اصلاً وجود اینا، باشن و خسته نشن، برای مقابله با چیه؟ با همون خطریه که چیه؟ میگه من ازش وحشت دارم
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
