سلام بر لاله زار شهیدان دانشجو و دانش آموز ۵مهر ۱۳۶۰
۱۴۰۵/۷/۴
سلام بر لالهزار شهیدان دانشجو و دانشآموز ۵مهر ۱۳۶۰
آنان که بت خمینی را درهم شکستند و شعار مرگ بر خمینی را به میان تودههای مردم بردند
«بت خمینی باید تمامعیار شکسته میشد و همه میدانند که شکستن بتی که خود عنوان
بت شکن داشته بهمراتب از شکستن بت شاه مشکلتر است»
مسعود رجوی ـ جمعبندی نخستین سال مقاومت تابستان ۱۳۶۱
یک روز قبل از قیام ۵ مهر، پیام برادر مجاهد مسعود رجوی در رابطه با تظاهرات قهرمانانه در چهارم مهرماه ۱۳۶۰
تظاهرات امروز بیانگر تصمیم نهائی مردم ایران و مجاهدین خلق ایران برای خلاصی کامل از سادیسم وحشیانه خمینی است.
این تظاهرات بهمناسبت هفتمین روز شهادت ۳۰۰ تن از شهدای مجاهد و مبارز برگزار شده است و نشان میدهد که اعدام و گلوله و چماق و فریبکاری دیگر بر مردم اثر ندارد و بنابراین مقاومت عادلانه ملت ما تا سرنگونی و محاکمه خمینی و استقرار نظام دموکراتیک با سنگینترین بهای ممکن ادامه خواهد داشت.
اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل
۱۹ آذر ۱۴۰۴ – ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵
سخنان خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت
من میخواستم این جا بهطور خاص از تلاشهای، پروفسور جاوید رحمان گزارشگر ویژه سازمان ملل و همچنین سایر رزمندگان جنبش دادخواهی تشکر کنم. پروفسور جاوید رحمان در گزارش ژوییه ۲۰۲۴ اعدامهای دهه۶۰ و قتلعام سال ۶۷ را نسلکشی و جنایت علیه بشریت اعلام کرده و خواستار محاکمه مسئولان این جنایتها توسط کشورهای عضو ملل متحد آن هم در چارچوب صلاحیت قضایی جهانی شد. بله زمان آن است که همه این خواستهها به اجرا در بیاید.
گزارش جاوید رحمان گزارشگر ویژه سازمان ملل در پایان مأموریت ۶ ساله درباره «جنایات سبعانه و نقض فاحش حقوقبشر» توسط رژیم ایران در سالهای ۱۳۶۰ - ۱۳۶۱ و ۱۳۶۷
گزارشگر ویژه ملل متحد:
بین خرداد و آذر ۱۳۶۰ چندین هزار نفر یا بدون محاکمه یا در پی «محاکمه» های آشکارا ناعادلانه اعدام شدند
بیشتر کشتهشدگان بهدلیل وابستگی واقعی یا مفروض به مجاهدین هدف قرار گرفتند
گزارشگر ویژه ملل متحد:
صدها نفر از اعدامشدگان کودکان بودند. یکی از آنها فاطمه مصباح ۱۳ ساله از هواداران آشکار مجاهدین بود که در روز ۲۵ شهریور ۱۳۶۰ در تظاهراتی در تهران دستگیر شد و چهار روز بعد توسط جوخهٔ تیرباران کشته شد
گزارشگر ویژه ملل متحد:
از ۳۰ خرداد تا پایان ۱۳۶۰ هزاران مخالف از جمله صدها کود ک بهطور خودسرانه بازداشت شدند و در معرض ناپدیدسازی قهری، شکنجه و اعدامهای شتابزده، خودسرانه و فراقضایی قرار گرفتند. بیشتر قربانیان از اعضا یا هواداران مجاهدین بودند
خمینی در بیانیهیی پیش از این گفته بود: «حل مشکل منافقان یکی از مشکلات بزرگ ملت ما و اسلام از ابتدا است» و در ژوئن ۱۹۸۰ (تیر ۱۳۵۹) او هشدار داد:
«منافقها هستند که بدتر از کفارند. توانستند که جوانهای پاک و صاف و صحیح ما را گول بزنند با تبلیغاتی که بلدند و خوب هم بلدند».
صدها نفر از اعدامشدگان کودکانی بودند که در آشفتگی دوران پس از انقلاب گرفتار شده بودند. یکی از آنها فاطمه مصباح ۱۳ ساله، از هواداران آشکار مجاهدین بود که در روز ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۱ (۲۵ شهریور ۱۳۶۰) در تظاهراتی در تهران دستگیر شد و چهار روز بعد توسط جوخه تیرباران کشته شد.
در ۲۱ سپتامبر ۱۹۸۱ (۳۰ شهریور ۱۳۶۰)، دادگاههای انقلاب اسلامی اعدام فاطمه مصباح (۱۳ ساله)، نیلوفر تشید (۱۶ ساله)، سیمین صمدی ۱۶ ساله، مسعود گرامیبخش ۱۷ ساله، ملیحه پورمند ۱۷ ساله، عزیزه سجادپور ۱۷ ساله و فرامرز پرورده ۱۷ ساله را بههمراه ۱۱۲ نفر دیگر از مخالفان بهاتهام محاربه با انگیزه مذهبی و افساد فیالارض و «الحاد» اعلام کردند.
همانطور که اشاره شد، ایران میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی را در سال ۱۹۷۵ تصویب کرد که حکم اعدام را برای افراد زیر ۱۸ سال تحت هر شرایطی ممنوع میکند. رژیم ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، با اعدامهای دستهجمعی کودکان، مفاد ماده ۶ (۵) را نقض کرده است.
جاوید رحمان: همانطور که مطلعید، گزارش من به بررسی جنایات فجیعی میپردازد که پس از انقلاب ۱۳۵۷ بهوقوع پیوست، اگر چه گزارش من تمرکز آشکاری بر جنایات ارتکاب یافته در طول سالهای ۱۳۶۰-۱۳۶۱ و بررسی دقیق مهمی از قتلعام۱۳۶۷ دارد. در گزارشم،
در واقع، نظر من این است که اگر از جنایات سبعانهٔ دههٔ ۱۳۶۰ و بهویژه قتلعام ۱۳۶۷ با مداخله بهموقع جامعه بینالمللی جلوگیری میشد، امروز شاهد جنایات هولناک نمیبودیم، بهویژه اعدامهای گسترده در ایران.
۵ مهر سالروز حماسه و قیام فروزان پنجم مهرماه۱۳۶۰
روز تاریخی بتشکنی و فراگیر کردن شعار مرگ بر خمینی
با درود به شهید قهرمان فرمانده افشین یکی از فرماندهان قهرمان میلیشیا در صحنه
در ۵ مهر ۱۳۶۰ در تهران و از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ایران
سروده فرمانده افشین
فرمانده افشین، فرمانده افشین
راه تو زیبا مرگ تو سنگین ای فاتحانه
ای جاودانه در یاد ایران کردی جوانه
فرمانده افشین ای مرد نستوه ای امتدادت
از کوچه تا کوه ای رزمهایت
شرح شجاعت ای عزمهایت تا بینهایت
آن قلهها که تسخیر کردی
آن قلبها که تطهیر کردی
آن آیهها که تفسیر کردی
گویا خودت را تکثیر کردی
آن چشمهها که جوشید از تو
آن چشمها که پرسید از تو پا جای پایت گذاشتند و
بذر تو را در دل کاشتند و
فرمانده افشین فرمانده افشین
راه تو زیبا مرگ تو سنگین ای فاتحانه
ای جاودانه در یاد ایران کردی جوانه
فرمانده افشین فرمانده افشین
راه تو زیبا مرگ تو سنگین
پیام رادیویی مسعود رجوی بهمناسبت ۵ مهر
۷ مهر ۱۳۷۰
سالروز دیگر عید خونین میلیشیا و مجاهدین است در ۵ مهر، روزی که در اون مجاهدین پردهها رو بهطور کامل کنار زدن و شعار مرگ بر خمینی رو با خون صدصد و هزار هزار میلیشیای مجاهد خلق و دیگر اعضا و کادرها و هوادارانشون به ثبت دادند. همیشه فرصت کم بوده برای یادآوری و تجدید خاطره درباره ابعاد و عظمت ۵ مهر. از اون پیشتر هیچکس نه میتوانست و نه جرأت کرده بود! چه از گروههای مذهبی، چه مارکسیست و چه غیره که شعار مرگ بر خمینی رو بر زبان جاری کنه چه رسد اینکه به ثبت بده، زیرا که دجال تودههای مردم رو هم با خودش، یا بسیاری از تودههای مردم رو با خودش برده بود، عکسش رو در ماه میدیدن بنابراین خشموکین مردمی بهصورت مشخص و متبلور متوجه شخص بهشتی بود،
خیلی جرأت و توان میخواست. شخص خود خمینی رو شعار مرگش رو دادن. امروز البته انگار نه انگار که این چیزی هست چون به ثبت رسیده، سالها تکرار شده، تبدیل به یک شعار اجتماعی شده بود، الآن در هر کجا که حرکت اعتراضی هست، مرگ رژیم رو یا سردمدارهاش رو میخوان همه.
در پهنه سیاسی هم، همه گروهها کم کم در پی مجاهدین بالاخره ناگزیر: مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی و امثال این چیزها. اما، اون روزها اینطور نبود، یادتون هست که حتی برای بساطهای خیابانی، توی خیابونای شهرهای مختلف، چونکه هنوز تضادمون با دشمن متعارض نشده بود، با ارتجاع، و ما نمیخواستیم اولین کسی باشیم که مسالمت رو برهم میزنه،
می خواستیم به ثبت برسه که کسی که مسالمت رو میشکنه ما نیستیم، در هر حال ما نمیخواستیم بهنحو ماجراجویانه، یا زودرس و چپ روانه جلو بیفتیم.
لازمه مقابله با دجالی که خیلی اذهان رو ربوده بود، همون فدا و ذبح عظیم روز ۵مهر هم بود. ما نمیخواستیم بهم بزنیم، ما میخواستیم ابتدا رسوا و افشا بکنیم، بعد دیگه اون باید تصمیم بگیره، یادتون هست چند روز قبل از ۳۰خرداد حتی براش نامه نوشتیم، گفتیم آقا ما برای خلعسلاح حاضریم، بفرما این خلع سلاح، بذار بیام خونه تون. بریم جمارون، از اونجایی که طرف میدونست که وقتی مجاهدین راه بیفتن چی میشه یادتون هست جواب نامه ما رو، این نامه رو من خودم نوشته بودم، اینطوری داد که شما چرا؟ من میام یعنی که آمادهباش جنگانا.
خمینی ملعون: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۰
من اگر در هزار احتمال یک احتمال میدادم که شما دست بردارید از اون کارهایی که می خواهید انجام بدهید حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیام لازم هم نبود شما پیش من بیایید.
ادامه پیام رادیویی مسعود رجوی بهمناسبت ۵ مهر
اشکال نداره، وقتی اتمامحجت سیاسی مون تموم شده، وقتی چاره دیگری نیست، قیمت نبرد هر چقدر هم سنگین باشه، زیرا که قیمت شرف و عزت یک خلقه و محال است که بیرق مجاهدین، آرم مجاهدین، پرچم مجاهدین سر خم کنه. قیمت هر چی که میخواد باشه.
بعد، همه دیدند، که در ۵مهر چگونه این شعار به ثبت داده شد. دستههای ۵۰تایی، ۱۰۰تایی، ۲۰۰تایی، از مجاهدین و از میلیشیای قهرمان، خونین بال، چون تعادلقوا مشخص بود، بین ما و دشمن، در گوشه و کنار تهران، گله گله این یا اون خیابون، آتش برمی افروختند و رژیم هم بیدریغ اعدام میکرد، سرکوب و اعدام. به این ترتیب از حلقه دیگری هم مجاهدین گذشتند و چیزی رو هم به ثبت دادند، شعار مرگ بر خمینی رو که اگر این حلقه ضروری انجام نمیشد، یک چیز کم بود و اون این بود که به ثبت داده نمیشد، یعنی در هر حال، وقتی ملتی از خمینی اون شکلی استقبال کرده و بعد کلک خورده و دجال سوار کار شده، و همه مدعیان جا زدند و در صحنه کسی غیر از مجاهدین نیست و اون روز هم نبود، همه ادعاها تو خالی دراومده، البته که مجاهدین باید کارشون رو میکردند. و این البته روز از یاد نرفتنی است. کاش یک زمانی بشه صحنهها و خاطرات اون رو نوشت، تدوین کرد و برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت. سلام بر میلیشیا و همه قهرمانانی که اون روز، در طلب آزادی، خون پاک خودشون رو نثار کردند.
«آ» مثل آزادی
«ب» مثل بهار و بهروزی
«پ» مثل پایداری و پیروزی
مسعود رجوی-۲ مهر ۱۳۸۹
اول مهر شکفت و نخستین روز درس دوباره فرا رسید.
حرف اول و درس اول همانست که در ابتدای پاییز در ۵ مهر ۱۳۶۰ دانشآموزان در صفی بیانتها با خون سرخ خود نوشتند:
«آ» مثل «آزادی».
آنگاه کهکشان شهیدان و رزمندگان آزادی با خون و رنج درس را گامبهگام تکمیل کردند: «ب» مثل «بهار» و «بهروزی». «پ» مثل «پایداری» و «پیروزی».
درس آخر را ارتش آزادی خواهد داد و حرف آخر را مردم ایران میزنند.
مسعود رجوی -۳۰دی ۱۳۸۸
اشارهیی به قیام مجاهدین در ۵ مهر ۱۳۶۰
همهٔ کسانی که سال ۱۳۶۰ را بهخاطر دارند، میدانند که مجاهدین از نیمهٔ شهریور سال ۶۰ تا اوایل مهر و سپس در اوج خودش در روز ۵ مهر در تهران و برخی دیگر از شهرستانها، به آزمایش یک قیام جانانه و راهگشای شهری روی آوردند. سنگینترین بهای خونین را هم پرداختند
پیام قشر پیشتاز جوان و دانشجویان و دانشآموزان این بود: ”مرگ بر خمینی، زنده باد آزادی ”. “ شاه سلطان خمینی، مرگت فرا رسیده ”. “ شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده ”. “ خمینی حیا کن، سلطنت را رها کن“. “ ای جلاد ننگت باد ”.
من در همان زمان نوشتم که «زبان من از توصیف صحنههای سراسر شور و ایمان و سراسر پاکباختگی و فدا در آن ایام قاصر است. چیزهائی را که در این باره خوانده و شنیدهام، نه میتوانم بگویم و نه میتوانم بنویسم. از من بر نمیآید. کار شُعراست، کار استادان نقاشی و موسیقی است. کار معلمان سخنوری و کتابت است.
در عینحال دجال خونآشام با قساوت مافوق تصور، بسا فراتر از شاه، در ذهن تودههای مردم به گور سپرده شد.
شتاب رژیم در اعدامهای خیابانی و فتواهای پیاپی خمینی که از جانب نمایندگان و سخنگویانش در رادیو و تلویزیون اعلام میشد، بسیار گویاست. حتی شماری از پاسداران و کمیتهچیهای خودش را هم که در صحنه به مجاهدین تیراندازی میکردند، به اشتباه همراه با مجاهدین دستگیر کرد و شکنجهگران و بازجویانش در اوین، قسم و آیههای آنها را هم که علیه مجاهدین میجنگیدند باور نکردند. فرصت یک تلفن کردن به کمیتهها هم به آنها ندادند و کارت پاسداری آنها را هم جعلی دانستند و میگفتند خیلی از“ منافقین ”از همین کارتها جعل کردهاند! و آنها را هم سرضرب اعدام کردند.
میگفتند که به فرمودهٔ امام امت! دادگاه و تحقیقات لازم نیست، هر خیابان دادگاه و هر فرد عادل! خودش یک قاضی است.
نیم کشتهها را تمامکش کنید. مجروحان را از روی تخت بیمارستان به قتلگاه بفرستید.
- "باغی" را (چه حامله باشد و چه دختر نوباوه) باید کشت.
بله بت خمینی اینچنین شکست.
اسامی شماری از نوجوانان تیرباران شده توسط لاجوردی جلاد اوین به دستور خمینی
مهدی زابلی (۱۵ساله) مهران شجاعی (۱۵ساله) حوری درودی (۱۵ساله) فاطمه درودی (۱۶ساله) صدیقه قائمی (۱۶ساله) کورش درویشی (۱۶ساله) حمید آقا علی سیچانی (۱۷ساله) مجید طیاری (۱۷ساله) زهرا احمدی زاده (۱۷ساله) علی جبار زارع (۱۷ساله) اکبر دادخواه (۱۷ساله) مجید مداح (۱۷ساله) محمود غلامی (۱۷ساله) امیر هوشنگ صمدی (۱۸ساله) زهرا رضایی (۱۸ساله) بهجت حیدری (۱۸ساله) ناصر اکبر زاده یوسفی (۱۸ساله) اکبر قدیری اصل نوبری (۱۸ساله) افسانه شمس آبادی (۱۸ساله) مجید خلوتی زاده (۱۸ساله) سوختهزار شجاعی (۱۸ساله) سودابه پازاج (۱۸ساله) و احمد دادخواه (۱۸ساله)
سایر شهیدان از ۱۸ تا ۲۵ ساله هستند
کلیپ دوم:
کلیپ سوم :
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
