قدرت اول جهان یا آمارسازی؟ ادعای مجتبی خامنه‌ای زیر ذره‌بین

۱۴۰۵/۷/۷

وقتی دلار به ۲۵۳ هزار تومان رسیده، «قدرت اول جهان» کجاست؟

گفتگو با میثم ناهید

می‌پردازیم به ادامه برنامه دیروز. بچه خامنه‌ای در پیامی دم از این زد که رژیم قدرت اول جهان شده. در برنامه امروز می‌خواهیم همراه با میثم ناهید نگاهی داشته باشیم به این موضوع. 

اگر موافق باشید، قسمتی از همین پیام مجتبی خامنه‌ای را بشنویم، بعد من سؤالاتم را مطرح می‌کنم.

«امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند، ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلق به عترت طاهره، صلوات‌الله و سلامه علیهم اجمعین، می‌داند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اول جهان می‌داند.

همچنان که بیش از ۳۰ میلیون ایرانی جان‌فدایی خود را اعلام نمودند و آنگاه که برای نوعی سازماندهی، بنا بر اعلام مجدد حضور ایشان بود، تنها در ظرف ۱۰۰ دقیقه نخست، بیش از ۵۰۰ هزار نفر ظرفیت خواسته‌شده را تکمیل کردند.»

خب، حالا رسیده تو تونل، الان تو شیشه بنشیند که خلاصه قدرت چهارم یا پنجم، اول ببخشید، اول! میثم، این قدرتی که این مدعی‌اش است باید نشانه‌هایی داشته باشد. یادآوری داشته باشد. چیست نشانه‌ها و آثار؟ بلکه محاسبات ریاضی کلاً به هم زده و فرمول‌های جدیدی درآورده و دیدیم قدرت اول جهان چطور دارد ظهور و بروز پیدا می‌کند؟

من فقط قبلش بگویم که همین الان داشتم می‌آمدم، در شبکه‌های اجتماعی مردم نوشته‌اند که آخرین قیمت دلار را گفتند. گفتند که من گفتم، بله. گفت نکته جالب این بود که به مردم گفتند طبق محاسبات غیرالهی، دلار ۲۵۳ هزار تومان شد. خب، این هم محاسبات غیرالهی!

اما دو نکته به ذهنم خطور کرد وقتی صحبت‌های این مجتبی را شنیدم. اول اینکه دیدم در مجموع دیکتاتورها چقدر در فاز پایانی، وقتی که اوضاع و احوالشان به هر حال بسیار بحرانی است، آمارهای عجیب و غریب می‌افتد.

خیلی شباهت دارد این حرف‌های مجتبی به حرف‌های بچه شاه. آن‌جا یک دفعه گفت ۱۶۰ هزار نفر ریزشی آمدند با من و منتظر فرمان من هستند، بعداً خبری که نمی‌شود، می‌گوید بله، توی دایرکت من آمده بودند.

خب، این هم یک دفعه می‌گوید ۳۰ میلیون جان‌فدا آمدند. من می‌پرسم از کجا آمدند؟ کجا هستند؟ و به هر حال این ویژگی خوب دیکتاتورهاست.

رئیس‌جمهور گفته بود این ۳ میدان بروند، چراغ‌ها را خاموش کنید.

ایشان... این اتفاق، به نظرم تنها حرف درستی که همین چیزها بود، پزشکیان زده بود. همین بود؛ یعنی کارایی این جان‌فداها همین بود: چراغ را خاموش کنید که اوضاعم خراب است.

بگذریم از این‌ها. مهران، ببین برای چی این حرف‌ها را می‌زند؟ خیلی واضح و بی‌نیاز دارد... خوب یا بد، نیاز نیست بگوید که اوضاع خراب و بحرانی است. همه دارند می‌بینند؛ نه تنها می‌بینند، با گوشت و پوست لمس می‌کنند. بسیجی‌ها و همین اوباش خودش که جیره‌بگیرهایش هستند، می‌فهمند در چه جامعه انفجاری و جوشانی دارند سر می‌کنند.

و از قضا سرنوشت جهانیان و ساواک در چهار دهه پیش هم پیش رویشان هست که چه اتفاقی افتاد.

خب، این مجبور است بیاید یک‌سری آمار و ارقام دروغ سر هم بکند که به این‌ها بلکه روحیه بدهد. مخاطبش که مردم نیستند؛ مخاطبش همین اوباش هستند.

اما چقدر باورپذیر، حتی برای همین‌ها؟ ببین، خب به قول معروف دلار را می‌بینند، سفره‌های مردم را می‌بینند، وضعیت کارگران را می‌بینند.

خانم بزرگان‌فرد گزارش می‌دادند، گفتند که در عید همین امسال حقوق کارگر ۱۰۹ دلار بود، الان شده ۶۵ و نیم دلار.

خب این کجا دارد می‌رود؟ یعنی هر روز هم دارد بیشتر می‌شود. اوضاع بنزین را دارند می‌بینند که رژیم در چه مخمصه‌ای گیر افتاده. همین وضعیت اقتصادی را بگذار کنار اوضاع جنگ؛ واقعاً بی‌سابقه است.

قدرت اول جهان را دارند می‌بینند.

قدرت اول جهان را باید در آمار دید یا در زندگی مردم؟

اگر قرار است ادعای قدرت اول جهان مطرح شود، نشانه‌های آن باید در واقعیت‌های جامعه دیده شود؛ اما آنچه مردم هر روز با آن مواجه‌اند، افزایش قیمت دلار، کاهش قدرت خرید، وضعیت کارگران، گرانی و مشکلات اقتصادی است.

از سوی دیگر، ادعای حضور ده‌ها میلیون «جان‌فدا» نیز پرسش‌های جدی درباره منبع و نحوه محاسبه این آمار ایجاد می‌کند.

وقتی آمارهای عجیب جای واقعیت جامعه را می‌گیرند

در این گفتگو، این ادعاها در کنار نمونه‌هایی از اظهارات مشابه درباره تعداد هواداران و نیروهای وفادار قرار می‌گیرد؛ ادعاهایی که به گفته گوینده، با واقعیت‌های قابل مشاهده در جامعه فاصله دارند.

در مقابل، وضعیت اقتصادی و کاهش ارزش دستمزد کارگران به‌عنوان نمونه‌ای از شرایط واقعی جامعه مطرح می‌شود؛ شرایطی که به گفته او، برای مردم و حتی نیروهای وابسته به حکومت قابل مشاهده و لمس است.

دلار، دستمزد و بنزین؛ واقعیت‌هایی که نمی‌شود نادیده گرفت

در ادامه، به افزایش قیمت دلار، کاهش ارزش دستمزد کارگران و وضعیت بنزین اشاره می‌شود. این عوامل در کنار شرایط اقتصادی و پیامدهای جنگ، تصویری متفاوت از ادعای «قدرت اول جهان» ارائه می‌کنند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط