نقطه جوش جامعه؛ آیا رژیم میتواند جلوی انفجار نارضایتیها را بگیرد؟
۱۴۰۵/۷/۲۵
از اعتراف به پایان تابآوری اقتصادی تا هشدار درباره شرایط انفجاری؛ چرا رسانهها و مهرههای حکومتی از رسیدن جامعه به نقطه جوش حرف میزنند؟
روزنامه حکومتی سازندگی ـ ۱۹ مهر ـ نوشته است: «جامعه را به نقطه جوش نرسانید».
این روزها در رسانههای حکومتی، واژههایی مانند «پایان تابآوری» و «شرایط انفجاری» به ترجیعبند سخنان بسیاری از مهرهها و سرکردگان نظام تبدیل شده است. سؤالی که امروز بسیاری از رسانههای حکومتی را به سراسیمگی کشانده، این است: وقتی تابآوری اقتصادی جامعه به پایان برسد، عقربه فشار تا کجا دوام میآورد؟
روزنامه سازندگی اضافه کرده است: «گسترش مقررات محدودکننده بدون ارائه دلایل روشن و قابل دفاع، تنها بر احساس نارضایتی میافزاید. نگرانی اصلی این است که چنین تصمیمهایی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به عصبانیتر شدن جامعه و نزدیکشدن آن به نقطه جوش منجر شود. تجربه اعتراضات سال ۱۴۰۱ پس از جانباختن مهسا امینی نشان داد که انباشت نارضایتی و فشارهای اجتماعی تا چه اندازه میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد».
اعترافهای حکومتی؛ تابآوری جامعه تا کجا ادامه دارد؟
این عصبانیت عمومی، همان بشکه باروتی است که حاکمیت دیگر توان کنترل آن را ندارد. ابعاد این بنبست و ناتوانی را میتوان در آخرین اعترافات پزشکیان نیز دید:
«اکنون پیچ خطرناکی باهاش مواجهیم. جنگ الان ما جنگی نیست که نمیدونم با تفنگ بزنند یا یک موشک بزنند، ما حلش کنیم.
الان زمان سختی است. اگر ما شکست بخوریم، اگر مردم از ما دل برگردانند، دیگر نمیشود دوباره به اسم اسلام سر بلند شد».
اعتراف به تلفات نیروهای سرکوب؛ نشانهای از چه وضعیتی؟
این هم اعترافی به شدت انزجار و نفرت مردم از نیروهای سرکوب است.
پاسدار قاسمی ـ فرمانده انتظامی کیش ـ ۱۰ مهر ۱۴۰۵:
«بیش از ۵۵۰ شهید فراجا در همین ایام».
«ما فقط در سالی که تا حالا پشت سر داریم میگذاریم، در این ۶ ماهه بالغ بر ۳۵۰ شهید برای امنیت مردم تقدیم کردیم».
از «جنگ شناختی» تا هراس از نقطه جوش جامعه
حتی بوقهای تبلیغاتی نظام هم نمیتوانند آتش زیر خاکستر و بشکههای باروتی را که با یک جرقه شعلهور میشوند، کتمان کنند.
آخوند بینیاز:
«میخواهد درگیری داخلی و آشوب و ناامنی و اغتشاش ایجاد کند. میخواهد گروهبندیهای سیاسی و فکری و اختلاف و تفرقه ایجاد کند».
حبیب شعبانی ـ ۱۷ مهر ۱۴۰۵:
«بنا دارند اولاً هم در جنگ شناختی ورود پیدا بکنند، هم بتوانند در کشور اختلاف داخلی درست بکنند که طرح و برنامههایشان موفقتر باشد».
نعرههای پاسداران و سرکردگان نظام در وحشت از شرایط انفجاری و نقطه جوش جامعه نشان میدهد که جوانان و شورشگران هرگز به عقب برنمیگردند و ولایت موروثی نتوانسته است با دستگیری، اعدام و مانورهای نمایشی، مانع پیشروی شعلههای فروزان قیام و آتش شورشگران شود.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
