واکاوی بحران عمیق مسکن و تشدید فقر در تهران؛ چرا بیش از نیمی از محلههای پایتخت کمبرخوردارند؟
۱۴۰۵/۷/۲۷
از بحران اجارهنشینی تا خانههای فرسوده؛ آیا داشتن سقفی امن بالای سر به آرزویی دستنیافتنی برای میلیونها تهرانی تبدیل شده است؟
شهر تهران با معضلی عمیق و چندوجهی دستوپنجه نرم میکند: فقر شهری و گسترش محلات کمبرخوردار. این پدیده نهتنها به ابعاد اقتصادی زندگی شهروندان لطمه میزند، بلکه با تار و پود اجتماعی و فرهنگی شهر آمیخته شده و چشمانداز آینده را در ابهام فرو برده است. در پشت این ظاهر پرزرقوبرق، واقعیتی تلخ نهفته است: فقر شهری و گسترش محلات کمبرخوردار که زندگی میلیونها نفر از مردم تهران را تحتتأثیر قرار داده است.
بر اساس گزارشها، از ۳۵۳ محله در ۲۲ منطقه تهران، ۱۸۴ محله، یعنی ۵۲ درصد از محلات پایتخت، در زمره مناطق کمبرخوردار قرار دارند. این محرومیت تنها به فقر اقتصادی محدود نمیشود، بلکه ابعاد کالبدی و زیرساختی، اجتماعی، نهادی و محیطی را نیز در بر میگیرد.
چرا فقر شهری از جنوب تهران فراتر رفته است؟
عمده این محلات کمبرخوردار در نیمه جنوبی شهر متمرکز هستند، اما فقر شهری از جنوب تهران فراتر رفته و مناطق میانی و حتی بخشهایی از شمال شهر را نیز درگیر کرده است. این پدیده محصول شکست سیاستهای توسعه در چهار دهه گذشته است؛ سیاستهایی که بهجای بهبود کیفیت زندگی، به افزایش تعداد محلات کمبرخوردار منجر شدهاند.
خط فقر در تهران، بهدلیل هزینههای بالای زندگی، بهمراتب بیشتر از میانگین کشوری است. در سال ۱۴۰۱، خط فقر مطلق برای یک خانوار چهار نفره تهرانی حدود ۱۲ میلیون تومان برآورد شد، اما کارشناسان رقم واقعی خط فقر در پایتخت را در سال ۱۴۰۲ بیش از ۳۰ میلیون تومان عنوان کردند.
در سال ۱۴۰۵، آمارهای مراجع رسمی، از جمله مرکز آمار ایران، خط فقر را حدود ۵۰ میلیون تومان اعلام کردهاند، اما کارشناسان خط فقر در تهران را بیش از ۱۰۰ میلیون تومان تخمین زدهاند.
بحران اجارهنشینی؛ چند درصد درآمد خانوادهها صرف مسکن میشود؟
در دل این فقر شهری، بحران اجارهنشینی به معضلی فراگیر تبدیل شده است. میلیونها خانواده ایرانی، بهویژه در تهران، با اضطراب و نگرانی از آینده مسکن زندگی میکنند. در ادامه، بخشی از اظهارات پاسدار زاکانی، شهردار رژیم در تهران، درباره شرایط مسکن در این شهر را میشنویم:
«الان ۵۱ درصد مردم تهران، خانوادهها، اجارهنشیناند و برای اجارهنشینیشان هم ۶۷ درصد حقوقشان را باید برای اجاره بدهند. بعد هر بار هم که اجاره میکنند، قلبشان میتپد که سال دیگر چه اتفاقی میافتد.»
بله، یعنی بخش عمدهای از درآمد خانوارهای تهرانی، در بهترین حالت، صرف اجاره مسکن میشود. طبق برآوردها، اجاره مسکن تا ۷۰ درصد درآمد برخی خانوادههای مستأجر در تهران را میبلعد. این در حالی است که در کشورهای توسعهیافته، بر اساس معیارهای اتحادیه اروپا، سهم کل هزینه مسکن، شامل گرمایش و سرمایش، حدود ۲۴ تا ۲۵ درصد درآمد است.
تغییر مداوم محل سکونت، نهتنها بار مالی و روانی سنگینی بر دوش خانوادهها میگذارد، بلکه به از دست رفتن سرمایههای اجتماعی نیز منجر میشود. آشنایی با همسایهها، دوستیهای کودکان، دسترسی به مدرسه و خدمات و احساس تعلق به یک محله، با جابهجاییهای مکرر از بین میرود و بازتولید فقر و نابرابری را تشدید میکند.
چرا برنامههای مقابله با فقر شهری از رشد محرومیت عقب ماندهاند؟
دلایل تشدید گسترش مناطق کمبرخوردار عبارتاند از:
-
سرعت بیشتر شکلگیری فقر شهری نسبت به اجرای اقدامات حمایتی و درمانی؛
-
کاهش رشد اقتصادی؛
-
افزایش شکاف درآمدی میان اقشار مختلف؛
-
کمبود زیرساختهای آموزشی و فرهنگی؛
-
تناسب نداشتن سرعت تولید مسکن با نیازهای جامعه و توان مالی مردم.
این ناترازی، بحران را تشدید میکند.
با وجود شناسایی محلات کمبرخوردار در شهر تهران، تمام برنامههای ادعایی برای مقابله با این شرایط، فرسنگها از شتاب افزایش قیمت مسکن و اجارهبها عقب ماندهاند. پیامدهای اجتماعی و فرهنگی این وضعیت در حوزه مسکن و شهرنشینی، هر روز آشکارتر میشود.
به این شرایط، سکونت در محلهای نامطلوب و ناامن، خانههای کوچک و فرسوده و مکانهای غیراستاندارد مانند زیرزمینها و آلونکها را نیز اضافه کنید؛ مکانهایی که خطرات جدی برای سلامت و امنیت مردم در پی دارند.
این وضعیت آینده نسلهای بعدی را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. داشتن سقفی بالای سر و زندگی در آرامش، از ابتداییترین حقوق هر شهروند است؛ حقی که اکنون به یکی از بحرانهای اصلی زندگی مردم ایران، بهویژه مردم تهران، تبدیل شده است.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
