کنفرانس در شهرداری کونئو ایتالیا؛ «نه به اعدام، آری به مقاومت»
۱۴۰۵/۸/۶
چرا صدای مقاومت ایران در شهر نماد مبارزه با فاشیسم طنینانداز شد؟ همبستگی شخصیتهای ایتالیایی با مردم ایران در برابر اعدام و سرکوب
قسمت دوم ـ کنفرانس در شهرداری شهر کونئو در ایتالیا با عنوان «نه به اعدام، آری به مقاومت»، با سخنرانی شخصیتهای سیاسی و نمایندگان جوامع ایرانی، جلوهای دیگر از همبستگی ملتها با مردم و مقاومت ایران در مخالفت با احکام اعدام و اجرای جنایتکارانه آنها توسط دیکتاتوری آخوندی بود.
کونئو، شهری که بهعنوان الگویی از مقاومت در برابر فاشیسم هیتلری شناخته میشود و لقب شهر مقاومت و آزادی در ایتالیا را دارد، میزبان کنفرانسی با عنوان «نه به اعدام، آری به مقاومت» در ساختمان شهرداری خود بود.
از جمله سخنرانان این کنفرانس، لانزو روجز، نایبرئیس انجمن ملی پارتیزانهای ایتالیا، بود. روجز گفت: «ما در گذشته از شورای ملی مقاومت ایران حمایت کردهایم، امروز نیز بر آن صحه میگذاریم و در آینده نیز پشتیبان این مقاومت خواهیم بود. مردم ایران شایسته برخورداری از یک جمهوری دموکراتیک بر اساس حاکمیت مردم، حق رأی عمومی، جدایی دین و دولت، تکثرگرایی، عدالت و صلح هستند.»
لانزو روجز: چرا مبارزه با اعدام، ادامه سنت مقاومت در برابر فاشیسم است؟
لانزو روجز ـ نایبرئیس انجمن ملی پارتیزانهای ایتالیا:
انجمن ما، «انجمن ملی پارتیزانهای ایتالیا»، شعبه کونئو، که از سال ۱۹۴۵ بهعنوان نهادی مدنی و معنوی فعالیت میکند، هدف خود را حفظ پیوندهای برادری میان پارتیزانهای ایتالیا و مبارزان آزادی سایر کشورها قرار داده است.
ما کاملاً از طرح ۱۰ مادهای برای آینده ایران حمایت میکنیم، چراکه این برنامه از قانون اساسی ضدفاشیستی ما الهام گرفته و کاملاً با آن همراستاست.
ما عواقب توتالیتاریسم و جنون شووینیسم و ناسیونالیسم افراطی را بهخوبی میشناسیم؛ رویکردهایی که تیشه به ریشه هر تمدنی میزنند و همچون جنگ، ثمرهای جز تاریکی و از بین بردن عقلانیت ندارند.
بنا بر گزارش منابع گوناگون، از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون صدها حکم اعدام در ایران اجرا شده است. اگر مجازات اعدام در سراسر جهان، همواره و در همهجا، غیرقابلقبول است، توسل به این اعدامها صرفاً حربهای برای ایجاد ارعاب، سرکوب مخالفان و ضربه زدن به کسانی است که دیدگاههای منتقد رژیم را ابراز میکنند.
با الهام از درس ایستادگی برادران پارتیزانمان، امیدواریم که مقاومت مردم ایران بتواند دموکراسی و تمدن را به این ملت بازگرداند.
سپاسگزارم. متشکرم.
محمود حکمیان: آیا محکوم کردن اعدامها کافی است؟
محمود حکمیان ـ عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران:
از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون، ۱۱۸۶ نفر در ایران اعدام شدهاند. همچنین از آغاز جنگ، نزدیک به ۵۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند که ۹ تن از آنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودهاند.
مقاومت در زندانها، در میان زنان و جوانان و در اعتراضات مردمی همچنان ادامه دارد. از این رو، امری حیاتی است که جامعه بینالمللی تنها به محکوم کردن جنایات رژیم بسنده نکند، بلکه حق مردم ایران را برای تغییر و دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک، آزاد و مبتنی بر حاکمیت مردم به رسمیت بشناسد.
در این زمینه، وجود یک آلترناتیو دموکراتیک و سازمانیافته نقشی تعیینکننده دارد؛ مقاومتی که هم در داخل کشور، از طریق کانونهای شورشی مجاهدین خلق، و هم در خارج از کشور حضور دارد.
الهام نیکذات: صدای زنان ایران و زندانیان در معرض اعدام را بشنوید
الهام نیکذات:
من بهعنوان یک زن ایرانی، بهعنوان مادر دو فرزند و بهعنوان نماینده زنان دموکرات ایرانی در شمال ایتالیا اینجا هستم، اما بیش از هر چیز، اینجا هستم تا صدای کسانی باشم که امروز در زندانهای ایران در خطر خاموشی همیشگی قرار دارند.
بهعنوان یک زن ایرانی، مایلم بر یک اصل بنیادین تأکید کنم: هیچ دموکراسی واقعی بدون برابری میان زنان و مردان شکل نمیگیرد و هیچ عدالت واقعی بدون احترام به حق حیات برقرار نخواهد شد.
زنان ایرانی امتیاز ویژهای نمیخواهند؛ آنان همان حقوق زنان سراسر جهان را مطالبه میکنند: آزادی، برابری، کرامت انسانی و امکان تصمیمگیری مستقل برای آینده خود.
به زندانیانی که هر سهشنبه علیه اعدامها دست به اعتصاب میزنند، میگویم: شما تنها نیستید.
به مادرانی که چشمانتظار خبری از فرزندانشان هستند: رنج شما فراموش نخواهد شد.
دکتر خسرو نیکذات: چرا حمایت از مردم ایران برای تغییر ضروری است؟
دکتر خسرو نیکذات:
باید توجه داشت که تمام بحرانهایی که دستکم در ۲۰ تا ۲۵ سال گذشته ــ اگر نگوییم در ۴۰ سال اخیر ــ در خاورمیانه رخ دادهاند، سرچشمهشان رژیم حاکم بر ایران و شاخکهای اختاپوسی آن در منطقه بوده است؛ از حزبالله و بشار اسد، همدست رژیم ایران، گرفته تا حوثیهای یمن، شبهنظامیان عراق و سایر گروهها.
این بیثباتسازی مداوم خاورمیانه، خصلت ذاتی رژیم است. این رژیم توانایی زیستن در صلح را ندارد، زیرا قادر به پاسخگویی به خواستههای مردم و تن دادن به پیشرفت نیست. حکومتی است که ماهیتاً واپسگراست و بنابراین، برای سرپوش نهادن بر این واقعیت، بحرانهای جنگی میآفریند؛ در رعب و ترور و با ابزار ترور زندگی میکند و حیاتش وابسته به جنگافروزی و تروریسم است.
رژیم با بمباران ساقط نمیشود.
اگر این واقعیتهای مسلم را در نظر بگیریم، درمییابیم که تنها راه براندازی رژیم ایران، یاری رساندن به مردم ایران است؛ چراکه در تمامی این سالها دیدهایم خیزشهای بدون سازمانیافتگی به چه فرجامی میانجامند.
از این رو، تشکیلاتی چون مقاومت ایران که قادر باشد این قیامها را در مسیری درست هدایت کند، نقشی حیاتی دارد و باید بیدریغ مورد حمایت قرار گیرد.
سپاسگزارم.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
