روایت شاهدان ـ گفتگو با زندانی سیاسی حبیب سیف‌الدینی

۱۴۰۴/۸/۲۰

زندانی سیاسی سال ۶۰ تا ۶۳

من حبیب سیف‌الدینی متولد سال ۱۳۴۲ در شهرستان پاوه استان کرمانشاه هستم که سال ۵۸ توسط پسر عموی شهیدم سیف‌الدین سیف‌الدینی با سازمان مجاهدین خلق آشنا شدم.

 مجاهد شهید سیف‌الدین سیف‌الدینی در سال ۱۳۳۷، در شهر پاوه در استان کرمانشاه به دنیا آمد. تحصیلات دبستانی و دبیرستانی را در همان شهر سپری کرد و پس از دو سال تحصیل در دانشسرای تربیت معلم در کرمانشاه، به‌عنوان معلم دوره راهنمایی در کنگاور مشغول به کار شد.
وی در اعتراضات و قیام مردم بر علیه دیکتاتوری پهلوی در سال ۱۳۵۷ فعالانه شرکت داشت و از همان زمان با نام و آرمان سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد.
سیف‌الدین پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، زمانیکه در دانشسرای تربیت معلم در کرمانشاه تحصیل می‌کرد فعالیتش را در ارتباط با سازمان شروع کرد. او علاوه بر شرکت در فعالیت‌های تبلیغی و افشاگرانه سازمان، مسئولیت انتقال نشریه مجاهد و کتاب‌های سازمان را، از کرمانشاه به شهر پاوه و تحویلدهی به کتابفروشی نشر حنیف، برعهده داشت.
وی پس از برگزاری تظاهرات بزرگ ۳۰خرداد و آغاز مقاومت مسلحانه سراسری، هم‌چون هزاران کادر سازمان به زندگی و مبارزه مخفی روی آورد در حالی‌که مسئولیت پیک سازمان بین کرمانشاه و سنندج را به‌عهده داشت و با ریسک‌پذیری بالا و مایه‌گذاری از جانش، بهای وصل ارتباط نیروهای سازمان در سنندج را می‌پرداخت.
یکی از همرزمانش نقل کرده است که در آبانماه ۱۳۶۰ که به تشکیلات سنندج ضربات سنگینی وارد شده بود، سیف‌الدین طبق معمول از کرمانشاه به سنندج رفته بود. در آنجا به‌طور اتفاقی با یکی از افراد فامیلش که رئیس کمیته شهر پاوه بوده مواجه می‌شود. آن مزدور به سیف‌الدین هشدار می‌دهد که اگر یکبار دیگر او را در سنندج ببیند دستگیرش خواهد کرد. سیف‌الدین در جمع همرزمانش با دلاوری و روحیه تهاجمی گفته بود، نگران نباشید چون هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.
به گفته همرزمانش، حضور سیف‌الدین در هر جمعی موجب شور و سرشاری و لحظات شیرین بروز احساسات و عواطف پاک مجاهدی می‌شد.
وی در پاییز ۱۳۶۱، حین انجام یک مأموریت در سنندج، دستگیر و به زندان سنندج منتقل گردید. در زندان، از همان ابتدا تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت. دژخیمان و شکنجه‌گران مزدور، از او اطلاعات و تسلیم و ندامت می‌خواستند، ولی سیف‌الدین زیر سنگین‌ترین فشارها و شکنجه‌ها، با تمام اعتقاد و عشقش به آرمان سازمان، بر سر مواضعش، استوار ایستاد.
پاسداران جنایتکار که در مقابل مقاومت و پایداری این مجاهد دلیر مستأصل شده بودند پس از ماه‌ها شکنجه، سرانجام در روز ۳ خرداد ۱۳۶۲، او را همراه با تعداد دیگری از مجاهدان سر موضع دیگر، به جوخه تیرباران سپردند و بدین ترتیب مجاهد والاقدر دیگری به کاروان عظیم شهدای مجاهد خلق پیوست.
سیف‌الدین از ورزشکاران موفق پاوه بود. مردم پاوه و آشنایان وی، او را به‌عنوان مجاهدی متواضع و بی‌آلایش و صمیمی می‌شناختند و مورد احترام آنها قرار داشت. همین محبوبیت اجتماعی، باعث شده بود که پس از شهادت وی، با وجود همه فشارها و محدودیتها و تهدیدات اعمال شده توسط رژیم، مردم و اهالی محل تا چند روز برای بزرگداشت یاد و خاطره این مجاهد صادق و پاکباز، در خانه آنها حاضر می‌شدند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط