بخوان بنام گل سرخ ـ شماره ۸۱ ـ مجاهدین شهید سمیه نقره خواجا و داوود احمدی نیاری
۱۴۰۴/۸/۲۳
مجاهد شهید سمیه نقره خواجا
محل تولد: قائمشهر
سن: ۲۸
محل شهادت: قائمشهر
تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۲/۴
در سال۵۸ فروش نشریه هر روز اوج و گسترش تازهای میگرفت در فرودین ۶۰ در اوج تهاجمات فالانژ های ارتجاع به تیمهای فروش نشریهفروشها یک روز پاسداران ارتجاع به یک تیم از خواهران میلیشیا در خیابان ساری شهر قائمشهر تهاجم میکنند تا نشریهها را جمعآوری کنند، خواهران کوچه به کوچه و با مقاومت جابهجا شده و به طرف مجاور محله (دکه به مجاهد محله معروف است) میروند. پاسداران زبون که از مقاومت و افشاگری بیوقفه خواهران میلیشیا به عجز و ناتوانی خود پی بردند ماهیت واقعی خود را رو کرده و با شلیک سلاحهای ژ۳ بهطور مستقیم تیم نشریهفروش مجاهد را به خاک و خون میکشند و فاطمه (رویا) رحیمی و سمیه نقره خواجا بهشهادت میرسند.
محل تولد: اردبیل
شغل: دانشجوی فیزیک
سن: ۲۳
محل شهادت: اردبیل
تاریخ شهادت: ۲۸-۶-۱۳۶۰
داوود در سال۱۳۳۷ در دهکده نیار حوالی شهرستان اردبیل در یک خانوادهٔ روستایی متولد شد. دوره دبستان را ضمن کار در مزرعه به پایان رساند. دوره دبیرستان را تا کلاس چهارم متوسطه بهعلت کمک به پدرش شبانه ادامه داد و کلاس پنجم و ششم را در دبیرستان جهان علوم شهرستان اردبیل روزانه به پایان رساند.
پس از آن در سال۵۶ وارد دانشکده علوم دانشگاه ارومیه شد و در رشته فیزیک به تحصیل پرداخت. در دانشکده همراه با سایر مبارزین و آزادیخواهان با رژیم شاه خائن مبارزه نمود و در مبارزات صنفی و سیاسی پیشقدم بود.
در جریان اوجگیری قیام بر ضد رژیم شاه او هم به قیام پیوست و جهت افشای ماهیت رژیم در بین مردم به تبلیع و ترویج پرداخت.
در مهر سال۵۷ از دانشکده به محل زندگیاش بازگشت و در سازماندهی دهقانان و شرکت دادن آنان در تظاهرات خیابانی و اعتصاب با سایر آزادیخواهان همکاری نمود.
او در ۲۲بهمنماه سال۵۷ در قیام فعالانه شرکت نمود و همراه با مجاهدین خلق و مردم، شهربانی اردبیل را به تصرف در آورد.
بعد از انقلاب در محل سکونتش کتابخانه تشکیل داد و جوانان دهکده را به مطالعه آثار مجاهدین خلق و سایر مبارزین تشویق نمود.
پس از مدتی در شهر اردبیل کتابفروشی باز کرد و در تهیه کتابهای انقلابی فعالیت کرد و داستانهای مفید برای آگاه نمودن فرزندان کارگران و محرومان شهر تهیه و بهطور مجانی در اختیارشان قرار میداد. او بهعلت این فعالیتهای انقلابی تحت تعقیب بود و سرانجام هنگام دیدار با یکی از همرزمانش با او دستگیر و به زندان منتقل شد.
پس از دو ماه زندان در ۲۷شهریور (روز جمعه) به جرم قیام بر علیه رژیم خمینی جلاد و رهبری شورش در زندان همراه با ۱۲تن از دوستانش تیرباران شد.
