بخوان بنام گل سرخ ـ شماره۸۷ ـ مجاهدین شهید مهشید شیخ و سید محمد اخوان هاشمی

مجاهد شهید مهشید شیخ

متولد ۲۰ آبان ۱۳۳۶ از کرمانشاه دانشجوی سال چهارم رشته ریاضیات در سن ۲۷ سالگی در تاریخ ۸ خرداد ۱۳۶۳ ذر زندان اوین و در زیر شکنجه به شهادت رسید.

مجاهد شهید محمد اخوان هاشمی در سال۱۳۳۵ در مشهد متولد شد، او پس از طی دوران دبیرستان وارد دانشگاه مشهد شد و در رشته فیزیک تحصیل را ادامه داد.
محمد از سال۵۴ وارد مبارزات دانشجویی شد و در اعتصابها و فعالیت‌های ضد رژیم شاه شرکت داشت، وی در سال۵۶ -۵۷ که اوج انقلاب علیه نظام فاسد سلطنتی بود، درس را رها کرد و تمام توانش را در راه مبارزه برای آزادی مردم ایران گذاشت.
بعد از انقلاب، پس از این‌که ستاد مجاهدین در شهر مشهد تأسیس شد علی بلافاصله فعالیتش را با آن شروع کرد، و در تشکیل انجمن دانشجویان مسلمان (هوادار مجاهدین) در دانشگاه مشهد نقش فعالی داشت.
او پس از مدتی فعالیت در انجمن، در بخش فنی ستاد مجاهدین در مشهد به مسئولیتهایش ادامه داد و طی دوران فاز سیاسی یک دم دست از تلاش برای دفاع از آرمان مجاهدین، برای دفاع از آزادیهای مشروع مردم، در برابر ارتجاع حاکم دست برنداشت.
محمد، بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، مانند سایر مجاهدان به زندگی مخفی روی آورد و به فعالیت‌هایش با سازمان ادامه داد.
وی در مرداد۱۳۶۰ در خیابان کوه‌سنگی مشهد، مورد شناسایی و تعقیب پاسداران خمینی قرار گرفت.
محمد زمانی که متوجه شد مورد تعقیب مزدوران است، وارد خانهٔ یکی از هموطنان شد و خطاب به صاحب‌خانه گفت: «من مجاهدم و سپاه می‌خواهد مرا دستگیر کند».
خانم صاحبخانه، بلافاصله به او پناه داد و پس از حدود یک ساعت که محمد، تصمیم به ترک خانه گرفت، صاحبخانه به او لباس داد تا بتواند با عادیسازی منطقه را ترک کند اما از آنجا که منطقه در محاصره دژخیمان خمینی قرار داشت، او موفق به خروج از صحنه نشد و دستگیر شد.
مزدوران رژیم، وی را به سپاه ملک‌آباد بردند و بعد از بازجویی اولیه به زندان دادسرا منتقل کردند. وی بعد از گذراندن دوران شکنجه و بازجویی در بیدادگاه آخوندها به ۵ سال زندان محکوم شد.
محمد با روحیه و جسارتی که داشت به همراه مجاهد شهید داریوش آذرنگ و سایر مجاهدان سر موضع، تشکیلات زندان را راه‌اندازی کرد و مسئولیت این تشکیلات را به‌عهده گرفت.
با لو رفتن تشکیلات زندان در دیماه سال ۱۳۶۰، محمد به زندان سپاه منتقل و زیر بازجویی و شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت.
بازجوی جنایتکار، ضمن شکنجهٔ مستمر وی، به محمد گفته بود: «تشکیلات داخل را بگو، اگه نگویی تعزیرات می‌کنیم! به‌خاطر بدن ضعیفی که داری زود به حرف می‌آیی».
اما محمد این مجاهد پاکباز و مقاوم، هرگز سینه رازدارش را رو به دشمن باز نشد.
آخوند جنایتکار رازینی، حاکم شرع وقت مشهد، (که بعد دادستان کل تهران شد) چند روز قبل از شهادت محمد، سراغ او رفته بود و با کینه ضدانقلابی که به‌دلیل مقاومت و ایستادگی وی بر سر موضع مجاهدی داشت، ضمن نواختن توگوشی سنگین به وی که باعث از دست دادن شنوایی‌اش شد، گفته بود: «هیچ اطلاعاتی ندادی... . ، چون تو سمبل مقاومت شده‌ای و به زندانیان دیگر روحیه می‌دهی».
هم‌چنین پورمحمدی، دادستان ضدخلق در استان خراسان، شخصاً سراغ محمد رفته و گفته بود در صورت پذیرش همراهی گشتی‌های سپاه در شهر، از اعدام رهایی خواهی یافت. اما محمد با مقاومت بی‌نظیر خود، پورمحمدی دژخیم را هم هم‌چون رازینی، حاکم ضد شرع وقت، بور و کور کرد.
سرانجام به‌رغم این‌که محمد قهرمان ۵سال حکم گرفته بود، پس از دو سال فشار و شکنجه مستمر، به جرم مقاومت در زندان و راه‌اندازی تشکیلات و استواری بر مواضع مجاهدی، در۲ اردیبهشت ۱۳۶۳ سربدار شد و به خیلی عظیم شهدای سرفراز مجاهد خلق پیوست.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط