۱۴۰۴/۱۲/۷
هزینههای اتمی رژیم آخوندی
۱۴۰۴/۸/۲۷
برنامه هستهای رژیم آخوندی از ابتدا تا کنون هزینه سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است. به گفته برخی منابع، هزینه مستقیم برنامه هستهای ایران در طول دهههای اخیر بین ۱٫۵ تا ۲ تریلیون دلار بوده است.
این رقم بسیار بزرگ نشان میدهد که بخش عمده منابع مالی کشور به این پروژههای استراتژیک اختصاص داده شده است.
تحلیلگران آگاه نیز مدلسازی کردهاند که اگر این سرمایهگذاریها در اقتصاد عادی، بهجای تمرکز بر هستهای شدن، در ساختوساز، زیرساخت و اشتغال به کار میرفت، اقتصاد ایران میتوانست رشد قابل توجهی را تجربه کند.
همچنین، علاوه بر هزینههای مستقیم، تحریمهای بینالمللی ناشی از برنامه هستهای، هزینههای غیرمستقیم زیادی برای ایران به بار آوردهاند: زیانهای اقتصادی ناشی از محدود شدن سرمایهگذاری خارجی، کاهش رشد اقتصادی و افت درآمدهای نفتی برآورد شدهاند در بازهای بین ۹۰۰ میلیارد تا ۳٫۱ تریلیون دلار طی ۱۵ سال.
چه کاری میشد با این هزینهها برای عمران کشور انجام داد؟
متوسط هزینه ساخت یک کلاس درس در ایران حدود ۱٫۵ میلیارد تومان است.
ثریا نت
هزینه ساخت هر تخت بیمارستانی بین ۸۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد تومان گزارش شده؛ با احتساب تجهیزات، ممکن است تا ۲ – ۲٫۵ میلیارد تومان برای هر تخت باشد.
حالا اگر فرض کنیم رژیم به جای اختصاص منابع به پروژههای هستهای، بخش عمدهای از آن ۲ تریلیون دلار را صرف بیمارستانسازی و مدرسهسازی میکرد:
بیمارستانسازی
— به ازای هر تخت بیمارستانی فرضی هزینه ۲ میلیارد تومان (براساس برآورد)
— تبدیل دلار به تومان (فرضاً نرخ تبدیل بسیار ساده شده): اگر ۲ تریلیون دلار را معادل هزارها تریلیون تومان در نظر بگیریم، میتوان صدها هزار تخت بیمارستان ساخت (بسته به نرخ تبدیل دقیق).
— برای مثال: اگر فقط ۵٪ از آن هزینه اتمی – معادل ۱۰۰ میلیارد دلار – را برای بیمارستانسازی بگذاریم، این پول میتواند به تعداد قابل توجهی تخت بیمارستانی منجر شود که نیازهای درمانی مردم را پوشش دهد.
آموزشسازی (مدرسه)
— هزینه ساخت یک کلاس درس: حدود ۱٫۵ میلیارد تومان.
— با سرمایهگذاری در مدارس، میتوانست هزاران کلاس درس جدید بسازد، مخصوصاً در مناطق محروم یا روستایی که نیاز به فضای آموزشی بیشتر دارند.
— این مدارس میتوانستند اشتغالزایی موثری داشته باشند: معلمان، پرسنل آموزشی و نگهدارنده مدرسه.
اشتغال عمومی
— ساخت چنین زیرساختهایی (مدرسه، بیمارستان، ساختمان عمومی) به شدت نیروی کار ساختمانی را به کار میگرفت: کارگران، مهندسین، تکنسینها، معماران و غیره همگی شغل میگرفتند.
— علاوه بر اشتغال مستقیم در ساختوساز، اشتغال غیرمستقیم هم ایجاد میشد: تامین مصالح، خدمات پشتیبانی، نگهداری زیرساختها بعد از ساخت.
توسعه زیرساختهای پایه
— منابع میتوانستند صرف تامین آب، برق، شبکه بهداشت و حملونقل شوند، که پایهای برای رشد اجتماعی – اقتصادی مردم است.
— به جای تمرکز بر غنیسازی اورانیوم و سرمایهگذاری راهبردی پرهزینه، میشد به طرحهای حملونقل عمومی، توسعه روستاها، بهبود کیفیت زندگی مردم سرمایهگذاری کرد.
در مجموع، هزینهای که رژیم ایران برای برنامه اتمی صرف کرده (برآوردهایی در حد تریلیونها دلار) نه تنها یک بار هزینه مالی بوده، بلکه یک «هزینه فرصت» عظیم هم هست. اگر این منابع عظیم صرف توسعه زیرساختهای اقتصادی و انسانی کشور میشد، امکان داشت بخش مهمی از مشکلات سلامت، آموزش و اشتغال مردم ایران را حل کند. این مسئله نشاندهنده اولویتگذاری استراتژیک رژیم و انتخاب هزینههایی است که به جای ایجاد رفاه عمومی، به حفظ و گسترش نفوذ راهبردی (هستهای) اختصاص یافتهاند.
