بخوان بنام گل سرخ ـ شماره ۸۳ ـ مجاهدین شهید مهدیه و اکبر مددزاده

مجاهد شهید مهدیه مددزاده متولد ۱۳۵۸ از جلفای آذربایجان، لیسانس رشته نرم افزار کامپیوتر، در سن ۳۲ سالگی بر اثر تیر مستقیم تک تیراندازهای مزدور عراقی رژیم در اشرف ۱ در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به شهادت رسید.

از دست‌نوشته‌های شهید:

« من یک مجاهد اشرف نشان هستم و افتخار می کنم، با تمام اشرفیان همصدا می شوم و پرچم هیهات را بلند می کنم.

«وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ»  سوره محمد. «آنان که هدایت را جستجو کردند هدایتشان کردیم.»

…از خدا می خواهم مرا در مسیرم ثابت قدم کند و لیاقت جنگیدن و شهادت را به من بدهد و همیشه برای این راه‌یافتگی هزاران بار خدا را شکر می کنم … اشرف مثل شیر می غرد و همه را به لرزه در می آورد ولی خودش با هیچ بمبی حتی تکان نمی خورد

بار خدایا مرا جزء آن مجاهدان و جزء آن بندگانت قرار بده که این رهبری را داشته باشم و نزد خلقم روسفید گردم وتا آخرین قطره خونم و تا آخرین نفس هایم از ارزش های این سازمان نگهبانی و محافظت خواهم کرد »

مجاهد شهید اکبر مددزاده در سال ۱۳۵۶ در جلفا به‌دنیا آمد. تحصیلاتش را تا سال آخر دبیرستان در همان شهر ادامه داد. وی که در خانواده‌ای هوادار بزرگ شده بود، همواره به‌دنبال وصل به سازمان بود. در این رابطه یکبار در سال ۱۳۷۵ برای پیوستن به سازمان اقدام کرد که موفق نشد و توسط مزدوران رژیم دستگیر و به مدت ۱۰ ماه در زندان بود.

وی که در زندان، با جمع هواداران سازمان بود، پس از آزادی، با وصل شدن به سازمان به فعالیت‌هایش ادامه داد تا این‌که در سال ۱۳۸۵ موفق به خروج از کشور و پیوستن به صفوف رزمندگان ارتش آزادی در اشرف شد.
از آن پس اکبر که به آرزویش رسیده بود، در مواضع و مسؤلیت‌های مختلف در اشرف، با شور و شوق بسیار به مبارزاتش ادامه داد.
به گفته همرزمانش، وی شاخص سرزندگی، یگانی با جمع و مایه‌گذاری بسیار در انجام مسئولیت‌هایش بود.

او در پرتو انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و آزمایشات دوران پایداری اشرف به مجاهدی تمام‌عیار، با عزمی پولادین تبدیل شد و این ایمان و عزم جزم را قبل از شهادت، در سوگندنامه‌اش چنین بازتاب داد:
«... تعهد می‌دهم و سوگند می‌خورم تا آخرین قطره خونم و نفسم در این مسیر مستمر و استوار، قدم بردارم و تا دینش هستم و اگر زمانه هزار مرتبه خطیرتر هم باشد، با اتکا به انقلاب خواهر مریم استوارتر و پایدارتر هستم، و تعهد می‌دهم، همیشه مجاهدی صدیق بمانم و لحظه‌ای از آرمان و هدفم که همان آزادی خلق قهرمان ایران از چنگال آخوندهای خون‌آشام است کوتاه نیایم...» .
اکبر این درک عمیق از مبارزه و مجاهدت را در حماسه کبیر فروغ اشرف در روز ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در اوجی دیگر نشان داد. هنگامی‌که در اعتراض به یورش مزدوران ارتش مالکی – خامنه‌ای، برای اشغال و انهدام اشرف به میدان شتافت و پرخروش و با مشتهای گره کرده و سینه‌ای ستبر، در برابر گلوله و هاموی و نارنجک مزدوران تا دندان مسلح، ایستاد و جانش را فدای راه و آرمانش کرد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط