بیانیه شش مجاهد قهرمان سربدار ـ زندان اوین ـ ۱۲ اسفند ۱۴۰۳
۱۴۰۵/۱/۱۸
بیانیه ۶مجاهد قهرمان سربدار: وحید بنی عامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشور کار و ابوالحسن منتظر - زندان اوین - ۱۲ اسفند ۱۴۰۳
«ما پیش از این نیز در تاریخ ایران، صدها هزار بار اعدام شدهایم!
از همان روز مقدسی که عهدی نانوشته با خلقمان بستیم تا میهنمان را به هر بهایی از چنگال استبداد و وابستگی برهانیم، روزگاری مجاهدینِ تبریز نام داشتیم و در رکاب ستارخان، سنگرهای مقاومتی الهامبخش را میچیدیم یا در قشون بختیاری برای فتح تهران به پیش میتاختیم! و بعد اجساد تکه و پارهمان را در "امیرخیز"و"خیابان"و زیر آوار توپها یافتند یا افتاده بر خاک خرابههای بهارستان! خونبهای احیای مشروطهای که چندی بعد با دستانی"خالی از س.لاح و پاهایی زخمی از تیرِ غاصبانِ انقلاب"جان داد! روزی دیگر به"گوراب زرمیخ"شتافتیم تا صف به صف در پیشگاه میرزا کوچک بر وفای به عهد نخستینمان همقسم شویم! «جنگلی» مان مینامیدند! سالیانی چند در بهدری کشیدیم و در راه جمهوری، حلقآویز شدیم یا طعمهٔ گرگها شد بدنهای یخزدهمان در کوههای"گدوک"!
سرهایمان همراه با"قاضی محمد" دستهدسته بر دار رفت، و خفه شد گ.لوهایی که رهایی یافته از چکمههای رضاخانی، این بار با نام پیشمرگه از کردستان فریاد آزادی و رفع تبعیض سر داده بود.
ما هیچگاه نمردیم و یکدیگر را در خیابانهای اطراف بهارستان بازیافتیم، با شعار یا "مرگ یا مصدق"و در نبردی نابرابر با تانکهای پهلوی! اما بر پیروزی خونبارمان کودتا کردند و ما ماندیم و"فاطمی" و جوخههای اعدام و خونهایی که از پیکرمان در دانشگاه تهران چکید!
در کشاکش آزمونهای خونین تاریخ، تکامل و تشکل یافتیم، این بار در قامت رشیدِ"مجاهد"و"فدایی"، وزان پس ما بودیم و تنهای تسلیمناپذیرمان روی تختهای شکنجه و پاهای بیگناهی که هزاران بار آماج ش.لاقهای س.اواک شد و سرهای نترسمان که در تپههای اوین یا میدان ژاله با سرب د.اغ شکافته شد! همکیش"پدر"و همپیمان با"حنیف"آنقدر جنگیدیم تا خونهایمان سیلاب شد و تاج و تخت شاهی را درهم شکست و روحهای آزادمان در رستاخیز انقلاب تکثیر شد و این بار در کالبد"میلیشیا" حلولی خجسته یافت.
ما که پیش از این بارها بر سلطنت و استعمار شوریده و مصلوب هر دوی آنها بودیم و گاه اج.سادمان "شریفوار" لگدکوب اپ.ورتونیستها نیز شده بود، اینک بر آنها پیروز، اما چشم در چشمِ هیولایی شده بودیم، به نام خمینی، که اسلافش بارها از پشت بر گردههایمان خنجر تکفیر فرو کرده بود و حالا انقلابِ خلقمان را دزدیده بود و بر آن بود تا کرکسوار، به نام"ولایت"بر منبر استبداد چنبره بزند! و زد! و ما در سی خرداد با"مسعود"همسوگند شدیم تا در برابر این آخرین دشمن پر کینه و دیرینه! با تمام دار و ندارمان بایستیم، همچون میلیشیاهای نوجوانی که در اوین، به جای نامهایشان،"آزادی" را فریاد زدند و تیرباران شدند!
و این تازه سرآغاز فصلی نو بود از شلاق و داغ و درفش و قتلعام شدنمان در تاریخ و از آن پس سرتاسر خاک ایران: خاوران!
آری! ای لعنتشدگان مادران آبان!
ای قاتلان خدا نور و حدیث و کومار و آیلار!
ای جلادان "زیباترین فرزندان آفتاب و باد"!
یقین داریم که سرنگونی استبداد ستمشیخی شما، واپسین پرده از تاریخ پُررنج و شکنج ما و طلیعهٔ تحققِ عهد نخستین ماست!
پس اگر تقدیر بر آن باشد که صدها هزار بار دیگر نیز ا.ع.داممان کنید، به امید پیروزی جمهوری دموکراتیک و آزادی و آبادی این میهنِ اسیر، از کردستان و بلوچستان خونفشان تا نیزارهای ماهشهر و تهران و همهٔ شهرهای ایران، باز هم استوار، بر سر موضع شورشی خود خواهیم ایستاد و "پیام بهروز"را تکرار میکنیم که:"ما بر سر جانمان با شما چانه نمیزنیم!"
ماییم که طرح افکن پایان شماییم سر پنجه در انداز به میدان شماییم
ما چشمهٔ آن صبح گل اندام بهاریم بر نسخهٔ تاریخ، زمستان شماییم
۱- وحید بنی عامریان
۲- سیدمحمد تقوی
۳- بابک علیپور
۴- پویا عبادی
۵- ابوالحسن منتظر
۶- اکبر دانشورکار
ما خواهان انتشار این بیانیه در سیمای آزادی و رسانههای مقاومت بهمحض اینکه حکممان در دیوان تأیید شود، هستیم
با تشکر فراوان
