کنفرانس با حضور شهردار رودی جولیانی- ۳۰فروردین ۱۴۰۵ - سخنرانی دکتر ماریا رایان

دکتر ماریا رایان:

به زندانیان سیاسی و معترضان جوانی که در صف اعدام هستند و به اعضای مجاهدین که در برابر شکنجه‌گران مقاومت می‌کنند می‌گویم: رنج‌های شما بیهوده نیست. زندانهای رژیم نمی‌توانند روحیه تسلیم‌ناپذیر ملتی را که نزدیک به نیم قرن «نه» گفته است، در هم بشکند

پسرِ شاه در برنامه‌های تلویزیونی مختلف حاضر می‌شود و می‌گوید: «من به کار پدر و پدربزرگم افتخار می‌کنم» چطور می‌توانی به گرفتن جان انسان‌ها و از بین بردن روح آزادیخواهی انسانی افتخار کنی؟ او فقط یک پوسته تو خالی است

سپاسگزارم، و بابت این استقبال فوق‌العاده از شما ممنونم. [این استقبال] بی‌نظیر (متحیرکننده) است. به دوستانم در اشرف۳، من برای همیشه، برای همیشه با شما پیوند خواهم داشت، و مشتاقانه منتظر بازگشت هستم. من امروز اینجا آمده‌ام تا از امید سخن بگویم، اما ما باید به گذشته هم نگاه کنیم. من تاریخِ شما را تجربه نکرده‌ام، اما دانش‌آموزِ تاریخ شما هستم، و این تاریخ عمیقاً مرا تحت تأثیر قرار داده است. و باز هم می‌خواهم به مخالفان شجاع و رزمندگان مقاومت در اشرف۳ بگویم، شجاعت شما الهام‌بخش است.

به کانون‌های شورشی و شجاع مجاهدین خلق در داخل ایران: از مبارزه دست نکشید. شما فوق‌العاده‌اید، و تاریخ در کنار شماست. به همه شما که مشعل آزادی را حمل می‌کنید، از سلول‌های تاریک زندان اوین تا خیابانهای سرکش تهران، از میراثِ کمپ اشرف تا قلب‌های مصممِ ایرانیان دور از وطن امروز، من نه به‌عنوان صدایی از ناامیدی، بلکه به‌عنوان صدایی از امید با شما سخن می‌گویم.

باز هم می‌گویم، شما تاریخ خود را بهتر از هر کسی می‌شناسید. من در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنم. و آنچه از سال ۱۹۲۵ (۱۳۰۴ شمسی) به این سو به مردم عرضه می‌شود این است که رضا شاه شخص فوق‌العاده‌ای بود که ایران را مدرن کرد. در حالی که داستانهای شکنجه و سرکوبِ او تازه در حال آشکار شدن است. بنابراین من و شهردار جولیانی زمان زیادی را در برنامه‌های تلویزیونی‌مان صرفِ صحبت درباره آن تاریخ می‌کنیم تا [مردم را] آگاه کنیم. زیرا هیچ‌کس نمی‌خواهد به آن دوران برگردد. ما یک ایران بهتر می‌خواهیم.

اما ما می‌دانیم که در دوران رضاشاه، سیاست‌های سرکوبگرانه او شامل سرکوب بی‌رحمانه قبایل و عشایر در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود که گروه‌های کوچ‌نشین را هدف قرار می‌داد. این اقدامات فقر اقتصادی، قحطی، بیماری، و تلفات جانی سنگینی به بار آورد. در سال ۱۹۳۵ (۱۳۱۴ شمسی)، نیروهای او به روی معترضان در حرم امام رضا در مشهد آتش گشودند که دهها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشت اعدامِ رهبران قبایلِ مخالف، اتفاقی رایج بود.

خب، او در سال ۱۹۴۱ مجبور به کناره‌گیری شد و پسرش محمدرضا شاه، جانشین او شد. اما شرایط همان‌طور بود و گاهی حتی بدتر. من با افراد زیادی ملاقات کرده‌ام که اکنون در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند و در آن زمان در ایران زندگی می‌کردند و زندانی یا شکنجه شدند. ما تلاش می‌کنیم تا این حقیقت را به گوش دیگران برسانیم، زیرا پسرِ شاه در برنامه‌های تلویزیونی مختلف حاضر می‌شود و می‌گوید: «من واقعاً به کار پدر و پدربزرگم افتخار می‌کنم». چطور می‌توانی به گرفتن جان انسان‌ها، و تلاش برای از بین بردن روحِ آزادیخواهی انسانی افتخار کنی؟ او فقط یک پوسته تو خالی است. اما او از سوی تهران حمایت می‌شود، و ریشه این حمایت همان‌جاست، همان رژیم بی‌رحم. درست مثل تبلیغاتِ دروغین علیه مجاهدین خلق، همه این‌ها از تهران نشأت می‌گیرد چون آنها از شما می‌ترسند. آنها از آنچه شما نمایندگی می‌کنید می‌ترسند، زیرا شما عقب‌نشینی نمی‌کنید. و این قابل تحسین است.

حکومت شاه به استبداد آلوده بود. و ساواک مردم را به طرز وحشتناکی شکنجه می‌کرد.

در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، میلیون‌ها ایرانی به امید عدالت و آزادی به خیابان‌ها آمدند، اما متأسفانه، یک رژیم بی‌رحم قدرت را به دست گرفت. و بسیاری از شما امروز به فتوای سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) اشاره کردید که با بی‌رحمی بیش از ۳۰،۰۰۰ نفر را به‌قتل رساند. ۳۰،۰۰۰ نفر! گرفتن حتی یک جان هم زیاد است. ۳۰،۰۰۰ مرد و زن که قتل‌عام شدند. آنها (هیئت‌های مرگ) در زندانها می‌چرخیدند و از زندانیان می‌پرسیدند: "آیا از مجاهدین خلق تبری می‌جویید؟" و اگر می‌گفتند نه، به دار آویخته می‌شدند. می‌توانید تصور کنید؟ این نشان می‌دهد که این رژیمِ شرور تا چه حد از مجاهدین خلق هراس دارد، چون شما قدرتمند هستید. شما در روحیه و میل به آزادیِ قدرتمند هستید.

اما حقیقتی که آنها را به نوعی وحشت‌زده می‌کند این است: آنها در حال باختن هستند، و این را می‌دانند. آنها در حال از دست دادن کنترل هستند. مردم بارها و بارها به رهبری مجاهدین خلق قیام کرده‌اند. و نسل جوان، این قیام را زنده نگه داشته‌اند. زنانی که رهبریِ این حرکت را برعهده دارند، هم سلطنت شاه و هم حکومت مذهبی آخوندها را رد کرده‌اند. آنها هیچ‌کدام را نمی‌خواهند! آنها ایرانی متفاوت می‌خواهند. آنها خواستار یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت، دموکراتیک و عادلانه هستند.

و این آینده، رویایی دوردست نیست. این به‌وضوح در طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی نوشته شده است. این یک نقشه راه است که با تفکر و دقت طراحی شده است. و شما خانم رجوی برای همه اطرافیانتان و هم‌چنین برای من یک الهام‌بخش بوده‌اید. شجاعتِ شما، پس از این همه مدت، و این‌که هم‌چنان به حرکت رو به جلو ادامه می‌دهید. شما یک رهبر فوق‌العاده هستید.

و اجازه دهید به‌طور خاص با زنان ایران صحبت کنم. شما مورد ظلم و خشونت قرار گرفته‌اید، به شما گفته‌اند چه بپوشید، با چه کسی ازدواج کنید. آیا اصلاً می‌توانید ارثی ببرید—که بیشترِ اوقات از آن محروم می‌شوید. از مشاغلِ خاصی منع شده‌اید و به‌خاطر پوششِ نامناسب مجازات شده‌اید. اما در طرح ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، اگر به ماده ۵ نگاه کنید، برابری کامل جنسیتی را در همه عرصه‌ها اعلام می‌کند: سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی. زنان بار دیگر از مشارکتِ برابر در رهبریِ سیاسی، در بالاترین سطوح، برخوردار خواهند شد. همه اشکالِ تبعیض لغو خواهد شد.

زنان به‌عنوان مدیرعامل، زنان در قوه مقننه، به‌عنوان رئیس‌جمهور، قاضی، دانشمند و هنرمند. آزاد، برابر و محترم.

همین طرح، جدایی دین از دولت را تضمین می‌کندطرح خانم رجوی نویدبخشِ انتخابات آزاد، آزادی بیان، قوه قضاییه مستقل، و لغو مجازات اعدام است، که بسیار مهم است. این طرح، ایرانی غیرهسته‌یی را در نظر دارد که در صلح با همسایگانش زندگی کند. در حال حاضر، من فکر نمی‌کنم بحرین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی فکر کنند که ایران همسایه خوبی است. و اقلیت‌های قومی از خودمختاری و کرامت برخوردار خواهند شد، و جایی که محیط‌زیست توسط رژیم ویران شده بود، سرانجام التیام یافته و محافظت خواهد شد.

به هر زندانی سیاسی که در اوین، قزل‌حصار، یا کرج می‌پوسد، به همه معترضان جوانی که در صفِ اعدام هستند، و به اعضای مجاهدین خلق که هم‌چنان در برابر شکنجه‌گران خود مقاومت می‌کنند، می‌گویم: رنج‌های شما بیهوده نیست، و ما از شما متشکریم. ما از شما به‌خاطر فداکاری‌تان و تمایلتان برای ادامه حرکت رو به جلو سپاسگزاریم. زندانهای رژیم نمی‌توانند روحیه تسلیم‌ناپذیرِ ملتی را که نزدیک به نیم قرن «نه» گفته است، در خود نگه دارند.

بنابراین به کانون‌های شورشیِ مجاهدین خلق در ایران [می‌گویم]. و این نکته کلیدی است. رضا پهلوی می‌تواند بگوید او راه‌حل است، اما او هیچ‌چیز در پشت سر خود ندارد. او رابطه‌ای با سپاه پاسداران دارد، که فاسد و شرور است.

بنابراین به همه شما، به کانون‌های شورشی مجاهدین خلق، به مادرانی که متأسفانه مجبور شدند فرزندانشان را به خاک بسپارند اما هم‌چنان به خیابان‌ها بازمی‌گردند، به کارگرانی که به خیابان‌ها می‌روند و خطر اخراج یا مجازات را به جان می‌خرند، و به دانشجویانی که با اخراج روبه‌رو هستند: شما معمارانِ تاریخ هستید. از شما به‌خاطر کاری که انجام می‌دهید متشکرم. امپراتوریِ آخوندها در حال سرنگونی است. در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) در واشنگتن دی‌سی، من گفتم که در طول عمرم یک ایرانِ آزاد را خواهم دید، و اکنون این هدف بسیار نزدیک است. این دورانی هیجان‌انگیز است. روزی فرا می‌رسد که پرچم سبز، سفید و سرخِ ایران آزاد دوباره به اهتزاز درآید، نه بر فراز یک کاخ، یا یک دژِ حکومت مذهبی، بلکه بر فراز یک جمهوری دموکراتیک که در آن رأی مردم اهمیت دارد.

کشوری که در آن زنان دوشادوش مردان به‌عنوان افرادی برابر می‌ایستند. میهنی که در آن کودکان سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵) بزرگ خواهند شد و تنها آزادی را خواهند شناخت و نه ترس را. شما هرگز از جهان نخواستید که ایران را آزاد کند. شما همیشه گفتید خودتان این کار را خواهید کرد. اما من از هر ملتِ آزادی می‌خواهم که در کنار حقِ مقاومتِ مردم ایران بایستد و مریم رجوی و طرح ۱۰ماده‌ای را به‌عنوان جایگزینِ دموکراتیکِ مشروع به‌رسمیت بشناسد.

بنابراین سربلند بایستید، برادران و خواهرانِ من. اشکها را پاک کنید، مشت‌هایتان را با قاطعیت گره کنید، و بگذارید قلب‌هایتان با غرورِ باستانیِ ایرانی بتپد که هیچ ستمگری هرگز نتوانسته آن را خاموش کند. شب طولانی است، اما سپیده در حال دمیدن است. ایرانِ فردا—با جدایی دین و دولت، آزاد، برابر و شکوفا—به شما تعلق دارد.

متشکرم.

می‌خواهم یک چیزِ دیگر به ساکنان اشرف۳ بگویم. شما در قلب من جای دارید. من هرگز هیچ‌کدام از داستانهایی را که در زمانِ حضورم در آنجا به من گفتید، فراموش نکرده‌ام. کاری که شما انجام می‌دهید دارد تفاوت ایجاد می‌کند. به‌زودی شما را خواهم دید.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط