راه دشوار آزادی ـ قسمت هفتم ـ جمهوری دموکراتیک

وقتی صحبت از «حکومت» می‌شود، چه تصویری در ذهن شما شکل می‌گیرد؟

برای بسیاری از مردم ایران، حکومت یادآور مفاهیمی چون ظلم، سرکوب، اختناق و بازداشت است. اگر تاریخ معاصر ایران را مرور کنیم، این تصویر چندان دور از واقعیت به نظر نمی‌رسد.

حکومت کنونی که پیش روی ماست و تجربه حکومت پهلوی نیز ــ هرچند بسیاری آن را مستقیماً تجربه نکرده‌اند ــ با روایت‌های فراوانی از شکنجه، زندان، سانسور و سرکوب سیاسی همراه بوده است.
به همین دلیل، هم حکومت سلطنتی و هم حکومت مذهبی، مفهوم «حکومت» را در ذهن بخش بزرگی از جامعه ایران با استبداد و محدودیت گره زده‌اند.

اما آیا شکل دیگری از حکومت وجود دارد؟
آیا می‌توان مدل متفاوتی را تصور کرد؟

پاسخی که برخی جریان‌های سیاسی ایران مطرح می‌کنند، «جمهوری دموکراتیک» است؛ مدلی که آن را بدیلی برای دو تجربه سلطنت و حکومت مذهبی می‌دانند.
به باور آنان، سلطنت و حکومت مذهبی نمایندگان گذشته و حال‌اند، اما جمهوری دموکراتیک متعلق به آینده است.

اما «جمهوری دموکراتیک» دقیقاً به چه معناست؟
و این مفهوم «دموکراتیک» از کجا آمده است؟

برای درک جمهوری دموکراتیک، ابتدا باید مفهوم «انقلاب دموکراتیک» را شناخت؛ زیرا طرفداران این دیدگاه معتقدند جمهوری دموکراتیک، حاصل یک انقلاب دموکراتیک است.

مسعود رجوی در چهارم بهمن ۱۳۵۷، تنها ۱۸ روز پیش از سقوط حکومت پهلوی، در سخنرانی‌ای در دانشگاه تهران از اصطلاح «انقلاب دموکراتیک ایران» استفاده کرد.
در پایان آن سخنرانی، او گفت:
«پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران.»

بر اساس نقل‌قولی از همان سخنرانی، هنگامی که از او پرسیده شد «انقلاب دموکراتیک» یعنی چه، پاسخ داد:
«یعنی انقلابی با شرکت مردم.»

در توضیح این مفهوم نیز گفته شد که منظور، مشارکت و حاکمیت همه اقشار و طبقات جامعه در یک نظام مردمی و شورایی است.

رجوی در همان دوران تأکید می‌کرد که انتصابات سیاسی و نظامی باید با نظر شوراهای مردمی انجام شود تا همه اقشار جامعه ــ از ارتش و دانشگاه تا کارخانه‌ها و ادارات ــ در حیات سیاسی و اقتصادی کشور سهیم باشند.

ایده «انقلاب دموکراتیک» و «حکومت دموکراتیک» پیش از انقلاب ۱۳۵۷ نیز در ادبیات سازمان مجاهدین خلق مطرح شده بود.
برای مثال، سعید محسن، از بنیان‌گذاران این سازمان، در دفاعیات خود در دادگاه نظامی شاه در سال ۱۳۵۱ گفته بود:
«سیستم پوسیده سلطنتی دوران تاریخی خود را گذرانده و رو به زوال است... انقلاب در جامعه ما ژرف‌تر خواهد شد تا پایه‌های حکومت دموکراتیک ملی مستحکم گردد.»

در کتاب «استراتژی قیام و سرنگونی» نوشته مسعود رجوی نیز «انقلاب دموکراتیک» به‌عنوان روی دیگر استراتژی سرنگونی برای آزادی و حاکمیت مردم ایران توصیف شده است.

در این نگاه، واژه «دموکراتیک» از مفهوم دموکراسی و مردم‌سالاری گرفته شده و بر مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود تأکید دارد.
بر این اساس، مدافعان استبداد ــ چه سلطنتی و چه مذهبی ــ در جبهه مقابل مردم قرار می‌گیرند.

اما پرسش مهم این است:
اگر مجاهدین و نیروهای همسو از ابتدا خواهان جمهوری دموکراتیک بودند، چرا مسیر تاریخ ایران به شکل دیگری رقم خورد؟

در همان سال‌های ابتدایی انقلاب، خمینی صراحتاً اعلام کرد:
«آنچه ملت ما می‌خواهد جمهوری اسلامی است؛ نه جمهوری، نه جمهوری دموکراتیک و نه جمهوری دموکراتیک اسلامی.»

او همچنین تأکید می‌کرد که واژه «دموکراتیک» مفهومی غربی است و نباید در عنوان حکومت آینده ایران قرار گیرد.

در مقابل، مسعود رجوی و نیروهای همسو با او تلاش داشتند ضرورت «انقلاب دموکراتیک» و تشکیل «جبهه خلق» را مطرح کنند.
در سخنرانی سال ۱۳۵۸ در احمدآباد، رجوی از جمهوری‌ای سخن گفت که باید ضد دیکتاتوری، ضد استعمار و حافظ حقوق همه مردم باشد و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را تضمین کند.

طرفداران این دیدگاه معتقدند که این ایده بعدها در قالب «شورای ملی مقاومت» و سپس «جبهه همبستگی» ادامه یافت؛ جریانی که بر شعار «نه شاه، نه شیخ» و استقرار جمهوری دموکراتیک تأکید دارد.

در این چارچوب، مریم رجوی نیز جمهوری دموکراتیک را چنین توصیف می‌کند:
ایرانی آزاد، بدون اعدام، بدون حجاب اجباری، بدون حکومت دینی، با جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، خودمختاری ملیت‌ها و روابط صلح‌آمیز با جهان.

او همچنین معتقد است که در یکصد سال گذشته، ابتدا حکومت سلطنتی با حذف نیروهای دموکراتیک، زمینه قدرت‌گیری روحانیت را فراهم کرد و اکنون نیز برخی جریان‌ها در تلاش‌اند دوباره کشور را به سمت بازگشت سلطنت سوق دهند.

در نگاه او، جامعه ایران نباید دوباره میان دو شکل استبداد ــ سلطنت و حکومت مذهبی ــ گرفتار شود، بلکه باید به سمت یک آلترناتیو دموکراتیک حرکت کند.

در پایان، حامیان این دیدگاه بر این باورند که تاریخ معاصر ایران سرشار از رنج، سرکوب و استبداد بوده و اکنون زمان آن رسیده که این چرخه متوقف شود؛ آن هم از طریق سازمان‌دهی یک جنبش دموکراتیک، مبتنی بر مشارکت مردم و انتقال حاکمیت به جامعه.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط