علت اوجگیری فعالیتهای کانونهای شورشی چیست؟
۱۴۰۵/۵/۲
علیرغم اجرای احکام اعدام یا صدور احکام سنگین برای اعضا و هواداران مجاهدین توسط رژیم آخوندی
گزارش و گفتگو با فضلعلی روشنایی
این هفته هم شاهد اوجگیری فعالیتهای کانونهای شورشی بودیم که نمونههایش را دیدیم. این فعالیتها در حالی است که رژیم آخوندی با شدت تمام در حال اجرای احکام اعدام یا صدور احکام سنگین برای اعضا و هواداران مجاهدین است. علت چیست؟
ابتدا توضیح بدهید دامنه فعالیتهای کانونهای شورشی به چه صورت است؟
اگر بخواهیم فعالیت کانونهای شورشی را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم که آنها یک شبکه سازمانیافته مقاومت اجتماعی هستند که در متن جامعه حضور دارند و تلاش میکنند فضای رعب و اختناق را بشکنند.
دامنه فعالیت آنها بسیار گسترده است. از یک سو، در شرایط سانسور مطلق فعالیتهای سیاسی و روشنگرانه دارند؛ مثل نصب بنر، شعارنویسی، پخش پیامهای مقاومت، انتشار تصاویر و رساندن پیام امید به جامعه. اما از سوی دیگر، نقش حمایت از اعتراضات اجتماعی و قیامهای مردمی دارند. این فعالیت ها ی کانون های شورشی به مناسبت های مختلف شاهد بودیم از جمله در همبستگی با تظاهرات پاریس . همچنین سالگرد قیام دانشجویان در ۱۸ تیر و همچنین بمناسبت قیام ملی ۳۰ تیر و .........
به همین دلیل رژیم آنها را صرفاً چند جوان معترض نمیبیند، بلکه آنها را بخشی از یک آلترناتیو سازمانیافته تلقی میکند. به همین علت هم شاهد حجم گستردهای از بازداشت، شکنجه و صدور احکام اعدام علیه هواداران و اعضای منتسب به مقاومت هستیم.
اما نکته مهم این است که برخلاف تصور رژیم، سرکوب نه تنها این فعالیتها را متوقف نکرده، بلکه در بسیاری موارد انگیزههای بیشتری ایجاد کرده است. در متنی که از عهدنامه مجاهد مهدی خانکی منتشر شده، او تصریح میکند که تجربه دههها سرکوب، اعدام و زندان، انگیزه او را برای ادامه مبارزه بیشتر کرده است و این مبارزه را پاسخی به رنج مردم ایران میداند.
بنابراین امروز دامنه فعالیت کانونهای شورشی را باید در پیوند با متن جامعه، اعتراضات مردمی و شکستن فضای ترس ارزیابی کرد.
علت این میزان گسترش فعالیتهای کانونهای شورشی، آن هم در شرایطی که رژیم سرکوب را تا این حد تشدید کرده، چیست؟
به نظر من سه عامل اصلی وجود دارد.
عامل اول، بحران عمیق اجتماعی و اقتصادی است.
امروز تقریباً هیچ قشری را پیدا نمیکنید که معترض نباشد؛ از کارگران و بازنشستگان گرفته تا معلمان، کشاورزان، مالباختگان، پرستاران و حتی مردم درگیر بحران آب و برق. در همین چند روز اخیر، دهها تجمع اعتراضی در شهرهای مختلف برگزار شده است. این نشان میدهد که نارضایتی دیگر محدود به یک قشر یا یک شهر نیست.
عامل دوم، بیاثر شدن سیاست ارعاب رژیم است. چون میگن بالاتر از سیاهی رنگی نیست. وقتی زندگی کردن مردم مساوی شده با فقر مطلق و دست و پنجه نرم کردن با مرگ و زندگی بنا بر این ترسها برای مبارزه میریزه. بنابر این می بینیم هرچند
رژیم تصور میکند با اعدام میتواند جامعه را بترساند، اما واقعیت برعکس شده است. امروز حتی در داخل زندانها نیز شاهد شکلگیری مقاومت هستیم. اعتصاب بیش از ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار، پیوستن زندانهای دیگر به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و تجمع خانوادههای زندانیان، نشان میدهد که سیاست ایجاد وحشت دیگر مانند گذشته کارآمد نیست.
عامل سوم، وجود یک مقاومت سازمانیافته که با کانونهای شورشی همین خشم و خروش جامعه رو سمت میده.
در بسیاری از اعتراضهای اجتماعی، اگر سازماندهی وجود نداشته باشد، اعتراضها پس از مدتی فروکش میکند. اما کانونهای شورشی تلاش میکنند استمرار، ارتباط و امید را حفظ کنند. به همین دلیل است که رژیم این شبکه را تهدیدی جدی تلقی میکند.
در جمعبندی میتوان گفت که گسترش فعالیت کانونهای شورشی محصول ترکیب دو مؤلفه است: خشم و نارضایتی عمیق اجتماعی از حاکمیتی غارتگر و سرکوبگر هست که از ۴۷ سال پیش با سرقت انقلاب وغصب حاکمیت مردم سر کار آمده و هیچ گامی در جهت پاسخگویی به نیازهای مبرم جامعه برنداشته و هرگز نه نیت آن را داشته و نه توان آن را و به همین دلیل هم هست که سلسله ای از قیام های سراسری از ۷۸ تا ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ تا ۴۰۱ و ۴۰۴ علیه این حاکمیت غاصب صورت گرفته و هزاران نفر از مردم بپا خاسته شهید شده اند و این بحران اجتماعی و شرایط انفجاری روز بروز تشدید شده است
رژیم البته با دجالیت و عوام فریبی تلاش میکند وانمود کند که این وضعیت بدلیل تحریم های خارجی است در صورتیکه از اساس این حرف باطل است وبقول یکی از کارشناسان رژیم که در مصاحبه تلویزیونی اش بنوعی به این واقعیت اذعان کرد وگفت همین امروز اگر همه تحریم برداشته بشه و همه پولهای بلوکه شده آزاد بشن وآقای ترامپ بیاید با آقای پزشکیان بزباش بخورند هیچ تغییری در وضعیت فعلی بوجود نخواهد آمد چون ساختار فاسد است .
