حرف حساب ـ حکومتی که به مردم خودش ظلم میکند، به دست همان مردم واژگون میشود
۱۴۰۵/۵/۲
دوستان سلام به حرف حساب خوش اومدید.
این هفته شما با ما همراه هستید چون میخواید حرف حساب بشنوید. این هفته مصاحبه مستندساز امنیتی سپاه، موگویی با عراقچی در رابطه با اسرار نظام مثل یک بمب خبری بود توی آشفتهبازار رژیم.
عراقچی: اطلاعات داشتن آنها از این جلسات. و این شاید یک حفره امنیتی باشه که وجود داشته و هنوز هم احتمالاً داشته باشه.
این هفته قلنج جنگطلبهای رژیم عود کرده بود که انتقام میخوردند، میپوشیدند و نفس میکشیدند.
سعید جلیلی: باید چهشکلی باشه انتقام؟ به شکلی که مردم واقعاً از اون عمل راضی باشن.
لباس ولایت فقیه برای بچه خامنهای خیلی گشاده. با یه مشت مسخرهبازی چندشآور حالا میخوان این رو بهش بخورانند. آقاجان نمیشه. نمیشه. به زور نمیشه کرد.
آخوند حکومتی: یعنی ما میگیم کشف یعنی امام زمان ایشون رو انتخاب کرده و مجلس خبرگان دنبالند...
و یه خبر خوب این هفته اومد که یک داروی لاغری کشف شده که کبد چرب رو هم درمان میکنه که ما توی این برنامه نه تنها به این موضوع نمیپردازیم، حتی اسم اون دارو رو هم نمیگیم.
این هفته اما مجتبی یه پیام داد که یکی به نعل زد، یکی به میخ. طوری که نه سیخ بسوزه، نه کباب. که این وسط هر اتفاقی هم افتاد، این بگه که "من که گفتم". هم به اونهایی که به تیم مذاکره حمله میکنند تاخت و هم یه قدم بعد گفت اصلاً حقشونه که انتقاد کنند از اینها، اصلاً این سرمایهست.
تلویزیون حکومتی: «...تداوم بر اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملت مشهود میباشد، همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، هوشیار و فعال در میدان خواهد بود. ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی، انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولین داشته باشند. به نظر بنده، در عین اینکه این اهتمام و نگرانی ایشان برای نظام، همچون اشخاص خودشان، سرمایه ارزشمندی به شمار میآید و فینفسه امری مطلوب قلمداد میشود، این عزیزان که بعضی از ایشان از زمره پیشگامان بصیرت هستند، باید مراقب باشند تا این رویکرد، اولاً ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد...»
دیدید؟ با مارمولکبازی و لاییکشیدن بین باندهای مختلف رژیم میخواد خودش رو از عواقب همهچی در ببره. یه جوری میگه که انتقادها باعث تداوم رونق و شکوفایی شده که آدم احساس میکنه که انگار مثلاً این جنگ و دعواها در درون رژیم مثل نیروگاه داره برق تولید میکنه. اگه اینطوریه، یه چند مگاوات برق به شبکه تزریق کنید این ناترازی برق رو هم حل کنید دیگه.
این هفته توی همین حالوهوا بودیم که مصاحبه موگویی، مستندساز امنیتی سپاه با عراقچی یه سونامی راه انداخت که موجش انسجام و وحدت مقدسشون رو جرواجر کرد و رفت.
عراقچی: تونل نرفتید شما؟
موگویی: بگم که... حالا راجع به تونلها و اینها نمیخوام الان بگم یعنی...
عراقچی: خب تونل که همه میدونن، تونل هست و همه هم میرن.
موگویی: خب جاش هم من بگم، همه میدونن.
داستان از این قرار بود که عراقچی یه گفتگوی یکساعتونیمه داشت که ظاهراً یک هفته قبلتر هم ضبط شده بود. یعنی یه حرفایی زده که نباید میزد و هیچکس انتظارش رو نداشت. اون هم وسط جنگ با همه بحرانهایی که رژیم داره.
عراقچی: این همزمانی تعدد جلسات رو من طبیعی نمیدونم.
موگویی: حول اون روزها البته هر ساختمانی میرفتی یه جلسهای توش بود. ولی آره، همجلسه... حضرت آقا که دفترشون بودند، اون هیچ. اینکه جلسه شورای عالی دفاع را هم تشکیل داده بود آقای شمخانی. حالا آیا اتفاقی بوده یا نبوده نمیدونم ولی وزارت اطلاعات هم همزمان این جلسه را داشته. مهم به نظر من اطلاعات داشتن آنها از این جلسات. و این شاید یک حفره امنیتی باشه که وجود داشته و هنوز هم احتمالاً داشته باشه. این رو باید درمان کرد. که حالا نیروهای امنیتی دنبال هستند. و من معتقدم این حفره امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات نیست، در جهتگیری به تصمیمسازیها هم گاهی هست و از اون بدتر در جهتگیری جهتدهی به فضای روانی ما هم هست.
اوه اوه اوه. دیدید دوستان چی گفت؟ اول که پته همهچی رو ریخت روی آب که در شرایط بحرانی چهار جلسه توی یک منطقه حساس توی یک ساعت مشخص گذاشتند. بعد هم یکی رفته خبرش رو در واقع لو داده یا داده. حالا گیجتر از عراقچی، این مجریه، این مصاحبهکننده، موگویی، مستندساز اطلاعات سپاه، که این وسط یهو غش میکنه که "عه، این دیگه کار هوش مصنوعی نبوده؟" نه بابا، این نفوذ بوده. اما نکته مهم اینه که میگه این نفوذ همین حالا هم هست که داره توی فضای روانی و تصمیمگیریهای نظام نقشآفرینی میکنه. یه بخش دیگهش رو هم ببینیم.
عراقچی: تونل نرفتید شما؟
موگویی: بگم که... حالا راجع به تونلها و اینها نمیخوام الان بگم یعنی...
عراقچی: خب تونل که همه میدونن، تونل هست و همه هم میرن.
موگویی: خب جاش هم من بگم، همه میدونن. یه دونه نبی اکرم توی چیزه، ته پیروزیه. یه دونه هم که اون بالا، بالای چی اسمش بود؟ بالای دربنده. اونجا رم زده تازه.
عراقچی: نه، خیلی جاهای دیگه هم هست که شما نمیدونید.
موگویی: نه، تونل زیاده. میگم فرماندهها تو این دوتا زیاد رفتوآمد میکنند. اونها رم میدونن.
عراقچی: نه، اونها رو ما یکیدو بار برای جلسات رفتیم. ولی نه، خود ما تو تونل نبودیم. البته یه تونلهای دیگهای هم، تونل زیاده، این هم شما در جریان باشید. و بعضی جاها هم حالا تونل نه، ولی اماکن بالاخره عادیسازی و... حالا چون ممکنه یه بار دیگه جنگ بشه بذار اینا رو نگه داریم برای اون موقع. ولی شیوههای ابتکاری زیاد بود...
دوستان دیدید؟ اونهایی که سوالشون بود که اطلاعات رژیم چجوری لو میره؟ مثلاً چجوری اطلاعات سران نظام رو درمیارن؟ این مثلاً مجری اطلاعات سپاهه، به این عراقچی هم میگه که سابقه اطلاعاتی داره. حالا همین موگویی، تونلها رو لو میده با آدرس و شماره پلاک دقیق. بعد عراقچی میگه همهش که اینا نیست، بیشتر هم هست. بله، ببینم مطمئنی لوکیشنشون رو شیر نکردی؟ این دیگه که نفوذ نمیخواد که. حالا شما حساب کنید توی یک ساعت و نیم این مثل نقل و نبات از این حرفها زد که فرصت نیست ما الان به همهش بپردازیم. ولی همین بود که شد یک سونامی رسانهای و باندهای حریف همین مصاحبه رو دست گرفتند. مثلاً روزنامه جوان نوشته: "حالا وقت گفتگوهای اینچنینی نیست. گفتگوی عراقچی با یک مستندساز از آن دست کارهایی است که کاش انجام نمیشد و هرگز در آینده هم انجام نشود. اینگونه گفتگوها در دل جنگ فقط دشمن را آگاه میکند. در این مستند، استدلالها ضعیف و موارد اختلافانگیز آن فراوان است." اما حمله رجانیوز باند سعید جلیلی، اون هم جالبه. ببینید گوش کنید، میگه: "فارغ از اینکه افشای این اطلاعات از سوی عراقچی درست نیست و سبب تکمیل شدن بانک اطلاعاتی دشمن میشود و برنامهسازان در تدوین نهایی باید این مورد را لحاظ میکردند، با این حال اظهار نظر عجیب مجری برنامه که آدرس دقیق از محل رفتوآمد فرماندهان را میدهد." عراقچی با این مصاحبه میخواست هم نظامشون رو مقتدر نشان بده هم یه جوری قیمت و هزینه خودش رو به عنوان مذاکرهکننده برای نظام بالا ببره. ولی خب میبینید که نشد که بشه. به جاش شد صحنه جنگ و دعوا و تکمیل بانک اطلاعات دشمن.
اما حالا، قلنج انتقام توی این رژیم که بدجوری عود کرده؛ خونهدار، بچهدار، زنبیل رو بردار و بیار، انتقام داریم براتون. حالا اگه ازشون بپرسی که انتقام یعنی چی و منظورت از این انتقام چیه، هر کسی یه تعریفی میکنه. میگید نه؟ نگاه کنید.
سعید جلیلی: باید چهشکلی باشه انتقام؟ به شکلی که مردم واقعاً از اون عمل راضی باشن.
حداد عادل: بسم الله الرحمن الرحیم. اینکه ملت خواهان انتقام باشه و رهبری ملت هم خواهان انتقام باشه، منافاتی با مذاکره نداره. مذاکره هم میتونه در مسیر تأمین منافع ملت باشه، انتقام هم حق طبیعی ملتیه که رهبرشون به دست جنایتکارها ترور شده. این فعلاً مختصری تا بعداً انشاءالله این رو توضیح بیشتری بدیم.
یک زن بسیجی: سلام فرمانده، که ما امیدمون به شما بود. غیرتتون کجا رفته؟ شرافتتون کجا رفته؟ از کی دستور میگیرید شما؟ مگه امام ما نفرمود؟ جای مستکبران در قعر آبهای این مملکته. کی گفت؟ به من گفت، مسئولین گفتن یا به شما؟ یک بار لازم است یک نفر بیپرده به شما بگوید. مردم از شما انتظار داشتند و دارند و شما این اعتماد رو خدشهدار کردید. باید بیاید پاسخگوی ملت باشید و باید برگردید به شرایط میدانی که عزت آورد برای ما.
خب دوستان دیدید؟ ظاهراً به تعداد عوامل و سران این رژیم راه گرفتن انتقام وجود داره. ببینید، حتی یک کلمه نیست که اینها سرش وحدت داشته باشند، چه برسه به مسائل دیگه و وحدت مقدس. سر یک کلمه نمیتونند توافق کنند. حالا به قولی "هر دم از این باغ بری میرسد". اینها کم بود، حالا این یکی هم نگاه کنید، دید که تنور انتقام داغه، گفت که یه بیزینس انتقام هم درست کنیم. ببینید.
ستار هدایتخواه نماینده سابق اصطبل نظام: اجازه بدید امشب یه کلاه را درمیارم، خواهرها هم اینجا هستن، همین خواهرهایی که هر شب حتماً پرشور شعار میدن و از روی اعتقاد، طلاهاشون رو امشب بریزن توی این کلاه. حاضرید؟ برای انتقام؟ انتقام فقط با شعار نیست، عملاً. کلاه رو اگه خواستید من آخر جلسه میگیرم، بریزید طلاهایتان را و انتقام بگیرید. ماهی یک دلار، پول یک دلار، ۱۸۰ هزار تومان واریز کنند. اگه ملت ایران ۱۲ ماه این کار رو بکنند حدود یک میلیارد دلار میشود و به هر آمریکایی یه میلیارد دلار میدیم برو ترامپ رو بکش. حتماً میرن، اینها بنده پولن. البته خیلیها هم هستند که انگیزههای الهی دارند...
ملاحظه کردید دوستان؟ ببینید چی میگه؟ میگه من کلاه رو میچرخونم، طلاهاتون رو بریزید اینتو، قشنگ بره توی جیب من، بعد انتقام گرفته میشه. یعنی این مکانیسم رو میبینید؟ قشنگ رابطه مستقیم رو میبینید؟ حاجی، این شیوه سرکیسهکردن و دزدیه. یعنی اینها به همون بسیجیهایی که به قول خودشون چند ماهه توی این سیرک شبانه میان، به اونها هم رحم نمیکنند، یعنی تلکهشون میکنند، چه برسه به مردم ایران.
بعد از کشته شدن خامنهای اینها اومدند به نوعی قورباغه رو جای فولکسواگن جا بزنند و این بچهکینگ رو با هزار دغل و دروغ یه جوری مثلاً سایز باباش کنند که تا حالا هم موفق نشدند. حالا این هفته به شیوههای جدیدی روی آوردند. یه نمونهش رو ببینیم.
آخوند حکومتی: نایب امام زمان هست، یعنی ما میگیم کشف یعنی امام زمان ایشون رو انتخاب کرده و مجلس خبرگان دنبالند که ببینند امام زمان کی رو انتخاب کرده، همونو با قرائن بفهمن. الان مشخصه برای ما، هم مردم رفتن هم مجلس خبرگان، مشخصه امام زمان نظرشون رو ایشونه. ایشون نایب ایشونه یعنی همه امورات به دست ایشونه، چنانکه قبلاً به دست مقام معظم رهبری شهید بود.
ببین دیر اومدی ای نگار سرمست. اینها رو قبلاً رفتن، این شیوهها سوخته، دیگه نخنما شده بابا. ببین شاه میگفت من سایه خدام، ظلالله هستم. ولایت فقیه هم که میگفت نایب امام زمانه. حالا این یکی اینقدر روش زیاده میگه مستقیم انتخاب شده، اونم نه آنلاینها، غیرحضوری نه، مستقیم. والا ما که نمیدونیم اینها دقیقاً چی میزنند. حالا فاز مسخرهبازی هم اینجورایی داره، نگاه کنید.
بچهها امروز یک خاطره از منبع دست اول در مورد رهبر موقت سید مجتبی شنیدم. یکی از بچههای حوزه علمیهمون داداشش شاگرد سید مجتبی بودن. بعد تعریف میکنن میگن که سید مجتبی خیلی شوخ تو کلاس و اینا. یک روز وسط کلاس مثلاً یه استراحت پنج دقیقهای که میده میره بیرون، برمیگرده میبینه اوه کلاس به هم ریخته، همه همهمه و اینا، میبینه هیچجور نمیتونه ساکت کنه، میره یه پارچ آب میاره و رو همه بچهها میریزه. بعدش بچهها هم میان میگیرنش و شروع میکنن قلقلک دادنش و اینجور چیزها.
اون خوشچش به اصطلاح کارشناس رژیم رو یادتون هست دیگه؟ همونی که میگفت جنگ نمیشه، همونی که میخواست با تئوری "جو" اقتصاد رژیم رو نجات بده. حالا این ابر استراتژیست نظام، راهکار نجات رژیم رو از بنبست فعلی پیدا کرده. خودتون ببینید، اما، اما قبلش به نظرم کارشناسهای امور استراتژیک نت بردارید حتماً که بیبهره نمونید.
خوشچشم: راهی نداری جز اینکه بزنی. حالا چی رو بزنیم؟ کی رو بزنیم؟ چطور بزنیم؟ این تصمیم حاکمیته. آپشنهای مختلفی شما داری. باز دوباره تأکید میکنم؛ اگر رفتی با ترامپ یعنی خواستی بری آمریکا رو بزنی، به این دلخوش ندارید که حالا رفتیم چهارتا پایگاه زدیم و چهارتا زرادخانهش رو گرفتیم و، نه. جو میاد، پلهپله میریم بالا. نه. نمیتونه، آبرو اعتبارش نابود میشه. مثل او، چطور تئوری نظریه مرد دیوانه را بازی میکند؟ بازی مرد دیوانه میکند؟ تو هم باید نشون بدی دیوانهای. دیوانه نیستیها، نه اون دیوانهست نه تو، نشون بده. نشون بده تا بیخش هستم.
واقعاً حیفه، حیف نیست؟ این خوشچش رو که سوگلی شبکه افقه به نظرم با این افکار مشعشعش باید بذارنش توی کپسول زمان, نگهداری کنند برای نسلهای آینده با این تئوریهایی که داره. حیفه توی این دوران استعدادهاش داره تلف میشه. ببینید بذارید آیندگان ببینند ما با چه نوابغی سر و کار داشتیم در این زمانه. بذارید بفهمند دیگه با چی کشیدیم. البته تو این نظام شما نیاز نیست ادای مرد دیوانه رو دربیارید، ببین تو خود اصل جنسی، تو دیوانه دیوانهای.
توی این شرایط وضعیت بد اقتصادی که رژیم ایجاد کرده و متأسفانه به نقطهای رسیدیم که زندگی برای مردم باقی نمونده، از اون طرف سران و مهرههای رژیم روی زخم مردم همزمان نمک هم میپاشند.
عباس علی آبادی وزیر نیرو: من یه خبر خوب بدم به مردم حاشیه جنوب که از محل همت و کمک همه مردم ایران، برق صرفهجوییشده را ما داریم تلاش میکنیم که تأمینش را برای مناطق جنوبی انشاءالله اختصاص بدیم. و این خب میتواند خبر خوبی باشه برای مردم که نگران نباشند، گرچه امیدوار هستیم که طی سه چهار هفته آینده، چهار پنج هفته آینده ماکزیمم، اساساً بساط این ناترازیها برطرف بشه.
این هدیهای که میگه و منّتش رو روی سر هموطنان جنوبی ما میذاره، این چیه؟ اولاً کدوم صرفهجویی؟ ملت برق ندارند که صرفهجویی کنند. دوماً وعده سرخرمن میده که تا پنج هفته دیگه تحمل کنید. پنج هفته دیگه چیه؟ ملت الان توی این گرما برق میخوان. این از وضعیت برقه. آب و گاز هم از این بدتر نباشه، بهتر نیست.
یک شهروند: واقعاً ظلمه. بالله ظلمه. به جان مادرم دارید ظلم میکنید. یه دقیقه اینجا رو نگاه کن. فقط اینجا رو نگاه کن. این وضعیت کاسبی ماست. آقا چند ساعت برق رفته؟ جون مادرتون. ۳ ساعت، ۳ ساعت برق رفته. ساعت ۳ ظهر، تو اوج گرما ۳ ساعت برق رفته، عرق رو نگاه کن. زن و بچههامون دارن تو خونه هلاک میشن. خودمون میایم بیرون یه لقمه نون حلال دربیاریم، خودمون اینجا داریم هلاک میشیم. آقا چیکار کنیم؟ دردمون رو به کی بگیم؟ جون ناموستان یه دو روز پاتون رو از رو خرخره ما بردارید بذارید ما هم نفس بکشیم.
یک مرغدار: نگاه کنید، میبینید؟ اینها همهش مرغ مردهست. این گونیها تمامش مرغ مردهست. ما رو زنگ زدن گفتن اومدین براشون ژنراتور نصب کنیم، گفتن بدون هماهنگی برقشون رو قطع کردند. نگاه کن، ۲۵۰۰ تا مرغ مرده. مرغ مرده، سر این داری؟ بقیه مرغهاشون هم به درد نمیخورن. این انصافه؟
شهروند: خب آب قطع میشه تا فردا ۶ صبح. یعنی ما کلاً ۴ ساعت آب داریم.
شهروند: هر روز ساعت ۸ قطع میشه تا ۲، ۱۰ قطع میشه تا ۴، الان الان آب نداریم.
شهروند: ۸ شب رفت، ۸ صبح اومد. یه ذره به فکر مردم باشید.
شهروند: قطعی آب دارید؟ بله. به خدا حتی بچهام رو هم نشستم. ببخشید من خودم شخصاً خودم دیگه چی بگم.
شهروند: اصلاً آب نداریم کلاً. الان یه هفتهست آب نداریم.
یک زن هموطن: آقایون مسئول، چه غلطی دارید میکنید؟ چه غلطی دارید میکنید؟ یعنی من حرومخورتر از اداره گاز، اداره برق و اداره آب ندیدم تو این مملکت. حرومخورترین آدمها این سه تا ادارهان که تو این شرایط نه مردم رو درک میکنند، نه شعور دارند، نه فهم دارند، حرف هم هیچ حالیشون نمیشه. اومده میگه که آقا برای ما گاز رو قسطبندی کردیم، تو شرایط جنگی بچهها ۱۶۸ میلیون برای ساختمان ما قبض گاز رو کردند. گفتیم مگه میشه؟ گفت همینه که هست باید بدید، گاز تصاعدی حساب شده. گفتم مگه ما چقدر داریم گاز مصرف میکنیم؟ ببین هزار بار ما رفتیم، هی نامه زدیم، نمیدونم اعتراض کردیم، گوش نکردند. گفتند تو سه قسط پرداخت کنید. قیمت هر دوره گازی که برای ما میومد برای کل این ساختمان، ۱۴ میلیون بود. ۱۴ میلیون بود، یهو شد ۱۶۸ میلیون. ببین ما رفتیم اعتراض زدیم، هر چی حرف زدیم، بیرونمون کردند. به همین راحتی. این لقمهها چجوری از گلوی شماها میره پایین؟ خداوکیلی این چه نونیه سر سفره زن و بچهتون میذارید؟ فقط میگم الهی خیر نبینید، الهی خیر نبینید که اینجوری خون مردم رو دارید تو شیشه میکنید. اصلاً شرایط رو نمیفهمید؟ میگم ۲۴ ساعت به من زمان بده. میگه همینه که هست. شما اصلاً مسلمان نیستید. شماها مسلمان نیستید، شماها حرومخورین. شماها عادت کردین شکمهاتون از حرام پر بشه. یعنی پول حلال که میاد توی زندگیتون چندشتون میشه.
حالا این رو دیدید؟ مشکل ولی یکی دوتا نیست. سر هر موضوعی رو که باز میکنید، سر هر مسئلهای رو که باز میکنید، کارد به استخوان مردم رسیده. حالا ببینید سیاستهای ارزی رژیم برای حل همین مشکلات چیه.
همتی، رئیس بانک مرکزی: من به هیچ وجه مثل بعضیها نگران تورمهای شدید در کشور نیستم. ما انشاءالله تلاش میکنیم این تورم رو نذاریم که پایدار و خودتقویتکننده بشه. ما بخشی از این رشد نقدینگی به خاطر تقویت ذخایر ارزی ما بوده. یعنی در واقع نقدینگی بد نیست. یعنی همین الان من، یا من که شخصی که اراده نمیکنه، سیاستگذار بانک مرکزی اراده بکنه که این نقدینگی رو جمع کنه، با فروش ارز میتونه این کار رو بکنه.
این حرف همتی یعنی چی دقیقاً؟ ببینید، حرفش یعنی اینکه دردشون حل مشکلات اقتصادی مردم ایران نیست، اگر بخوان میتونن، ولی سیاستهاشون برای یه چیز دیگهست. حالا ببینید این گرانیها با مردم چه کرده.
یک شهروند: امروز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵. ۵ تا موز، یه آب گازدار با یک دونه شیر. یعنی سه قلم. یه خانواده سه نفره هم هستیم ما. فکر کن، این شد یک میلیون تومان. یعنی ما فقط از صبح تا شب خانوادهمون یه آب گازدار با موز و شیر بخوریم میشه ۳۰ میلیون تومان. واقعاً شرف ندارید.
خانم شهروند: بزن که خوب داری میزنی. سیبزمینی گرفتم کیلو ۸۰ تومان. بزن که خوب داریم سرویس میشیم. روزی ۴ ساعت برق نداریم، نه آب داریم. بزن که خوب داری میزنی.
یک زن هموطن: برین، وقتی بلد نیستین، عرضه ندارین هیچ غلطی تو کشور من بکنین. برین گم شین. برین دیگه مردم رو به تنگ آوردین. مردم دیگه خسته شدن. پدر مادرها دیگه خجالت میکشن جلوی فرزندانشون، درها رو رو به رو مهمان میبندند. شرم بر شما، سفرهها رو خالی کردین. بودجه کشور ما رو دزدیدین، ما روی طلا و نفت و گاز نشستیم، ما بزرگترین ثروت دنیا رو داریم که به خاطر جاهطلبی خودتون آبروی مملکت ما ایران رو بردین. زنان رو به فساد کشوندین، دخترهای ما رو بدبخت کردین. خدا لعنتتون کنه انشاءالله، که خدا اون دنیا از شما بپرسه، شما حقالناس بزرگی رو به گردن دارین.
اما دوستان، حرف حساب آخر این برنامه. همونطور که هزاران بار در دفتر تاریخ به ثبت رسیده، حکومتی که به مردم خودش ظلم میکنه، به دست همون مردم واژگون میشه. تا برنامه بعد، خدانگهدار.
