روایت شاهدان ـ حیدر یوسفلی ـ زندانی سیاسی به مدت ۱۲ سال ـ قسمت دوم
۱۴۰۵/۳/۱۲
زندانی سیاسی از سال ۶۰ تا ۷۳
در سلولی که من بودم حدود ۲۰ – ۲۱ نفر زندانی بود. یکی از آنها را که میشناختم مجاهد شهید مهشید رزاقی بود. او که فوتبالیست و عضو تیم هما بود و من هم فوتبال بازی میکردم و او را از قبل میشناختم.
مهشید در سال ۱۳۳۳، در مقصودبیک شمیران بهدنیا آمد و از سنین نوجوانی بهدنبال فوتبال رفت، خصوصیات مردمی، فروتنی و در عینحال متانت او در محله و بین دوستانش زبانزد بود.
او کمکم در فوتبال استعداد خود را بارز کرد و بهباشگاه هما رفت و در آنجا در کنار دوست گرانقدرش مجاهد قهرمان حبیب خبیری، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، قرار گرفت.
اوج درخشش مهشید در سالهای ۵۶، ۵۷ و ۵۸ بود و در این سالها با شایستگی بهعضویت تیم فوتبال باشگاه هما و تیم ملی امید ایران در آمد. او علاوه بر فوتبال در والیبال و ورزشهای رزمی نیز تبحر داشت.
موج انقلاب ضدسلطنتی، مهشید را نیز با مقاومت و انقلاب آشنا کرد و با مجاهدین پیوند داد، پیوندی که استواری و خدشهناپذیری آنرابا خون خود مهر کرد.
مجاهد قهرمان مهشید رزاقی پس از پیروزی انقلاب بهمن، خیلی زود بهماهیت خمینی و اعوان و انصار پلیدش پی برد ،و همراه با برادرانش ازجمله مجاهد شهید احمد رزاقی که او نیز از ورزشکاران و فوتبالیستهای شمیران بود بهمجاهدین پیوست.
او به دلیل موضع مجاهدیاش و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران،همواره مورد احترام و علاقه مردم از یک سو، و آماج خشم و کینه حزباللهیها و عوامل رژیم از سوی دیگر قرار داشت.
مهشید بهخاطر فعالیتهای افشاگرانه و انقلابیش در صفوف هواداران مجاهدین، در سال ۵۹، یعنی پیش از شروع مبارزه مسلحانه دستگیر شد و زیر شکنجههای وحشیانه قرار گرفت.
اما در برابر فشارها و شکنجهها قهرمانانه مقاومت کرد و حتی از دادن اسم خود نیز امتناع نمود، و در زندان تا مدتها او را بهنام اسماعیل رزاقی میشناختند.
او ابتدا بهسال زندان محکوم شد اما پس از پایان محکومیتش، از آنجا که حاضر بهپذیرش شرط دژخیمان برای محکوم کردن مجاهدین و رهبری مقاومت نشد، تا آخر و بهمدت ۸ سال در زندان و در اسارت باقی ماند.
مهشید در روز هشتم مرداد ۱۳۶۷، چند روز پس از زهر خوردن خمینی دژخیم، بهدستور او در زندان گوهردشت کرج ، همراه با دهها مجاهد قهرمان دیگر توسط دژخیمان حلقآویزشد، و خون پاکش را فدیه راه رهایی خلق و میهنش نمود
