آموزش در تنگنا
۱۴۰۵/۳/۱۷
امسال بر آموزش و روند تحصیل چه گذشت
همونطور که در خبرها بود، روز شنبه ۱۶ خرداد دانشآموزان بپا خاسته در دهها شهر میهن دست به اعتراض زدن و به تصمیماتی که بدون توجه به روند تحصیلی از اسفند تاکنون طی شده، معترض بودن. اما امسال بر آموزش و روند تحصیل چه گذشت؟
از کلاسهای پرهیاهوی حضوری تا سکوت خانههایی که به کلاس درس تبدیل شدهاند. بهار ۱۴۰۵ آموزش در ایران، بیش از هر زمان دیگهای به بستر آنلاین گره خورد. اما آیا زیرساختها، اینترنت و پلتفرمهای موجود، توان پاسخگویی به این نیاز حیاتی رو دارن؟ چرا آموزش در تنگنا قرار گرفته و چطور کیفیت فدای بحران شده؟ در این گزارش این موضوع رو واکاوی میکنیم
از ابتدای اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، مدارس کشور در تمامی مقاطع تحصیلی و پایهها، تا اطلاع ثانوی بهصورت مجازی و غیرحضوری درآمدهاند. این تصمیم که سخنگوی وزارت آموزش و پرورش رژیم اونرو اعلام کرده، بسترهای آموزشی «شاد» و «مدرسه تلویزیونی ایران» رو بهعنوان جایگزین معرفی کرده.
اما این تنها محدود به مدارس نیست؛ دانشگاهها و مراکز آموزش عالی هم با بحران مشابهای مواجه هستن که روند آموزش، پروژههای پژوهشی و حتی ارتباطات بینالمللی را مختل کرده.
مهمترین چالش در برگزاری کلاسهای مجازی، از طرف مدیرکل دفتر برنامهریزی آموزش عالی وزارت علوم رژیم، «ناپایداری اینترنت» عنوان شده. مشکلی که ریشه در زیرساختهای ارتباطی کشور دارد و با راهکارهای جبرانی و جایگزینی، بهسختی چرخهای اون بهحرکت در میاد.
این روزها هم شکایتهای زیادی از پلتفرم شاد مطرحه که خودش به کلاف سردرگمی برای دانشآموزان و معلمان تبدیل شده. معلمین از «کلافگی قطعیهای مداوم و عدم کارآیی لازم شاد» گلایه میکنن.
طبق معمول سران رژیم مشکلات رو به موضوعی دیگر مرتبط میکنن برای نمونه ایندفعه، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات رژیم هم، محدودیت دسترسی به اینترنت رو ناشی از 'شرایط جنگی کرده بود، اما پرونده اینترنت بهاصطلاح ملی و سامانهٔ شاد، جای آبادی نداره. طوری که در روزهایی که اینترنت قطع نبود گزارشهای زیادی منتشر میشد که معلمها بهناچار کلاسهای خودشون رو به اپلیکیشنهایی مثل تلگرام منتقل میکردن تا بتونن به دانشآموزان درس بدن و در مجموع کلاسهای آنلاین با استانداردها تطابق نداره
بعد هم بهانههای جدیدی رو مطرح کردن از جمله اینکه وزارت آموزش و پرورش رژیم اعلام کرده: «اختلالات عمدتاً ناشی از افزایش چشمگیر ترافیک و حجم استفاده همزمان از این نرمافزار است» اما پرسشی که مطرحه اینه که مگه از تعداد دانشآموزان و معلمان خبر نداشتن؟! مگه این نرمافزار رو برای آموزش آنلاین دانشآموزان طراحی نکردن؟! پس چرا پاسخگو نیست؟ اولین قدم برای راهاندازی یک سیستم آموزش آنلاین بررسی حجم ترافیک و توانایی اون سیستمه که در این مورد کاملاً نادیده گرفته شده.
مدیرکل آموزش و پرورش رژیم در خوزستان اعلام کرده که در سال تحصیلی جاری ۵۰ درصد آموزش استان مجازی بوده؛ اما یکی از فاجعهبارترین وضعیتهای آموزش آنلاین در همین خوزستان بهثبت رسیده. طراحی و راهاندازی زیرساخت قوی متناسب با مأموریت آموزش آنلاین انجام نشده، تا جایی که برخی مدارس برای ادامه آموزش، ناچار به استفاده از پلتفرمهای دیگری مانند «اسکایروم» شدن.
این تعطیلیهای طولانی و آموزشهای مجازی، «بخش قابل توجهی از کیفیت آموزشی را تحت تأثیر قرار داده» اما یک وجه نادیده گرفته شدهٔ اون نابرابری و بیعدالتی آموزشیه، امکانات آموزشی آنلاین، بار مضاعفی است بر دوش خانوادهها، هر چه وضع مالی ضعیفتر باشه، این امکانات محدودتر و در برخی موارد به صفر میرسه، موضوعی که در کوتاه مدت مانع تحصیل تعدادی از دانشآموزان شده و در درازمدت هم این بیعدالتی آموزشی بههمراه طبقاتی شدن آموزش و تحصیل، راه پیشرفت فرزندان اقشار ضعیف رو سد میکنه. به اعتراف رسانههای حکومتی آموزش هم در این نظام لاکچری شده! که اقشار محروم یعنی بیش از ۵۰درصد جامعه سهمی از آن ندارند.
واقعیت اینه که آموزش، زیربنای توسعه هر جامعه است. سرمایهگذاری واقعی، بهرهگیری از دانش روز دنیا و کنار گذاشتن رویکردهای انحصاری، ضروریترین و پایهایترین گام برای خروج از بحرانه. اما در ایران تحت حاکمیت آخوندها، وقتی مدارس دولتی در نامنویسی دانشآموزان، مبالغی بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون از والدین اونها اخاذی میکنن. وقتی هزاران کلاس ناایمن در سراسر کشور وجود داره، عدالت آموزشی در این رژیم فرض محاله
