بودجه ۱۴۰۵، کسری پنهان یا واقعیت تلخ؟
۱۴۰۵/۳/۱۹
صف مردم برای خرید با کالابرگ یا اقلام بهاصطلاح با قیمت دولتی.
از اونطرف بازارهای در رکود و کساد غرقشده.
تابلوهای قیمت که روزانه حرکت صعودی داره و مردمی که در خرید روزانهشون هم موندن، این تصویر ایران تحت حاکمیت آخوندهاست و همهٔ اینها در شرایطی که هر سال یک بودجهیی رو با کلی جنگ و دعوای باندی تصویب میکنن، بودجهیی که چند صد هزار میلیارد تومان هم بزرگتر شده؛ اما همیشه یک سؤال اساسی بیپاسخ میمونه! چرا با بودجههایی که اینطور بزرگ و بزرگتر میشن؛ اما فشار اقتصادی که مردم با اون مواجه هستن نهتنها کمتر نمیشه بلکه هر سال دریغ از پارسال؟! آیا مشکل در کمبود درآمده؟ یا موضوع کسری بودجهای است که سال پشت سال اون رو پشت اعداد و ارقام و جداول پنهان میکنن؟ بیاید باهم این موضوع رو با بودجه ۱۴۰۵ بررسی کنیم
بودجه ۱۴۰۵ با وعدهٔ افزایش درآمدها و کاهش وابستگی به نفت مطرح شد! بودجهیی که پایهایترین محاسباتش بر باد هوا بود. برخی کارشناسهای رژیم همون موقع که این بودجه مطرح شد میگفتن که یک کسری پنهان بزرگ پشت این بوده وجود داره! یعنی اینکه درآمدهایی که روی کاغذ بودجه محاسبهشده، اصلاً معلوم نیست که در عمل چطور قراره محقق بشه!
اولین حفرهٔ بزرگ بودجهی۱۴۰۵، افزایش ۵۰ درصدی درآمدهای مالیاتی بود، چرا؟ چون اولین سؤال در مقابل این افزایش ۵۰ درصدی درآمد مالیاتی اینه که این پول قراره از کجا تأمین بشه؟ آیا قراره امپراتوری مالی خامنهای مالیات پرداخت کنه؟ آیا قراره سپاه که بیش از ۹۰ اسکلهٔ خصوصی در اختیار داره، مالیات بده؟! کدام بخشهای کلان که فرار مالیاتی دارن، قرار شده مالیات پرداخت کنن؟ تا اونجایی که به مردم برمیگرده رژیم حتی از فروش دستفروشان هم مالیات اخذ میکرد و کارتخوانهای دستفروشها هم از مالیات در امان نبود! افزایش مالیات در شرایط رکود تورمی، چیزی جز قطع اکسیژن از بخش مولد اقتصادی که نفسهاش به شماره افتاده نیست، در بازار هم که روند تعطیلی و بسته شدن اماکن تجاری سرعت گرفته، در رژیم با این کار وارد یک جنگ اقتصادی تمامعیار با مردم و بهویژه اقشار کمدرآمد شده.
بودجهٔ سال ۱۴۰۵ اونقدر توهمی ریخته شده که حتی دیوان محاسبات رژیم هم در زمان بررسی بودجه نسبت به برخی ریسکهای مالی اون هشدار داده بود!
اما این کسری بودجه دقیقاً چطور تأثیرات منفی خودش رو بهجا میگذاره؟ خیلی ساده این رو توضیح میدیم. کسری بودجه یعنی درآمد کمتر از هزینه؛ یعنی دخلوخرج دولت باهم نمیخونه! وقتی دخلوخرج همخوان نیست و هزینه از درآمد پیشی میگیره چه نتیجهیی داره؟ برای کسبوکارها این یعنی ورشکستگی ولی برای دولت معنا و مفهوم دیگهای داره؟ دولت وارد یک روند تکراری میشه؛ یعنی وقتی کسری بودجه داره، سراغ استقراض میره؛ معمولاً از بانک مرکزی، در قدم بعد این استقراض چون جایگزین نشده، برای جایگزینی به چاپ پول پرقدرت یا همون بدون پشتوانه دست میزنن که آخرین رقمی که سال ۱۴۰۴ مطرح شد روزانه تا ۱۳هزار میلیارد تومن پول چاپ کردن! این رویه افزایش نقدینگی رو بهدنبال میاره. در زمستان ۱۴۰۴، بانک مرکزی رژیم اعلام کرد که نرخ رشد نقدینگی در ۱۲ ماهه منتهی به آذر ۱۴۰۴ به ۴۰.۹ درصد رسیده. این رقم نسبت به آذرماه سال ۱۴۰۳ (۲۸.۱ درصد) حدود ۱۲.۸ درصد افزایشیافته. یعنی دو پدیده خیلی مهم در اون هست؛ یکی اینکه طی این یکسال۴۰ درصد نقدینگی افزایش داشته؛ یعنی همون چاپ پول بدون پشتوانه که ریال رو بیارزشتر کرده، آمار دوم افزایش ۱۲.۸ درصدی نسبت به سال قبلش هست یعنی فقر گستردهتر و عمیقتر هم شده. این در عمل یعنی دزدی از سفرههای مردم ایران. چون افزایش نقدینگی به تورم منتهی میشه و تورم اولین آثارش کاهش قدرت خرید هست، وقتی پول بیارزش شد، همون نقدینگی دیگه جواب نداره؛ پس باید باز هم با چاپ پول اون نقدینگی رو بیشتر و بیشتر کنن و این چرخ فساد و دزدی از مردم تکرار و باز تکرار میشه.
تبعات اون از این قراره: کاهش قدرت خرید خانوار، ناتوانی در پرداخت قبضها، برهم خوردن هر چه بیشتر توازن درآمد و اجارهبها، کسادی بازارها و نابودی شغلها و افزایش بیکاری، نابودی پساندازهای کوچک و در یک نتیجهگیری خیلی منطقی هزینهٔ نهایی کسری بودجه رو نه دولت که مردم از طریق افزایش تورم پرداخت میکنن. نتیجهاش در اعتراف به سقوط ۶۰درصدی مردم زیر خط فقر بارز شده. پس در این حاکمیت که اقتصادش متلاشیه و در هزارتوی فساد هم گیر کرده؛ وقتی اسم کسری بودجه بهمیان میاد یعنی فقر بیشتر برای مردم و نه حاکمیت
