نگاهی به فضای عمومی دانشگاه‌های میهن

۱۴۰۵/۴/۲۶

بررسی فشارهای وارده بر استادان و دانشجویان ایران

گفتگو با پروفسور کاظم کازرونیان از دانشگاه کانکتیکات

این روزها خبرهایی داریم از دانشگاه‌های ایران که از یک طرف حاکی از فشار معیشتی بر استادان و دانشجویان و از طرف دیگه، فشارهای امنیتی بر فضای کل دانشگاه بوده. از طرف دیگه، تعطیلی کلاس‌ها و آنلاین برگزار کردن کلاس‌ها حالا تبدیل به موضوع اختلاف دانشجویان با رژیم شده. همراه هستیم با آقای پروفسور کاظم کازرونیان از دانشگاه کانکتیکات تا نگاهی به این موضوع داشته باشیم. سلام دارم خدمت شما پروفسور کازرونیان، تشکر از حضورتون در برنامه ما.

سلام به شما. سلام به همه بینندگان عزیزتون و بسیار ممنونم از فرصتی که بهم دادین که با شما باشم.

بله، خیلی ممنونم. آقای کازرونیان، در سوال اول هم می‌خواستم ابتدا بپرسم اگر ممکنه از فضای عمومی دانشگاه‌ها در ایران، در ایران فعلی بگین که به چه صورت هست؟

بله خب، واضحه که دانشگاه‌های ایران امروز دیگه اون فضای معمولی آموزشی رو ندارن. خب ظاهراً دانشگاه‌ها هنوز کار می‌کنن، کلاس‌ها برقراره ولی همه‌چیز زیر سایه یک فشار امنیتی و باید بگم معیشتی هم قرار گرفته. یعنی هم دانشجوها، هم استادها، هردوشون توی فضایی زندگی می‌کنن و کار می‌کنن که ترس و احتیاط تبدیل شده به یک مسئله روزمره براشون. خیلی‌هاشون اصلاً دنبال این نیستن که درس بخونن یا تدریس بکنن، یعنی فرصتی یا فضایی برای اون کار نیست. مدام حساب می‌کنن که حالا چی بگن، چی نگن، کجا برن، کجا نرن که به دردسر نیفتن و رژیم یقه‌شون رو نگیره. و این خودش نشون میده که دانشگاه دیگه فقط محل آموزش و تدریس نیست بلکه تبدیل شده به یک فضای امنیتی، پرفشار و پر از تنش. 

خب از طرف دیگه، این فشار فقط می‌گم یک عدد و یک حس نیست که مطرح کنیم. خب عددها و خبرها هم اونو تایید می‌کنن. توی چندین دانشگاه بزرگ کشور از جمله امیرکبیر و تهران گرفته تا دانشگاه شریف و خواجه نصیر و دانشگاه سوره و این‌ها، موج پرونده‌سازی، تعلیق، احضارشون به ادارات مختلف امنیتی و حتی اخراج دیده میشه. من این‌جا یه سری‌ها رو یادداشت کردم که اشتباه نکنم توی گزارش به شما. مثلاً در دانشگاه امیرکبیر ۱۵ پرونده انضباطی تشکیل شده و یک حکم اولیه اخراج هم صادر شده. در دانشگاه تهران حدود ۱۵۰ دانشجو با اتهام‌های شبیه به این روبه‌رو هستن. دو نفر هم تا حالا اخراج شدن. در دانشگاه شریف هشت حکم اخراج صادر شده که سه موردش فقط به‌خاطر فعالیت در فضای مجازی بوده. در خواجه نصیر هم بیشتر از ۲۲ نمونه از این از این دردسرها برای دانشجوها و این‌جور پرونده‌ها هست. در دانشگاه سوره از چهار حکم اخراج و ۱۸ حکم تعلیق صحبت میشه. می‌دونی این‌ها دیگه موردهای پراکنده‌ای نیستن. این‌ها خودش نشانه یک الگوی گسترده‌ست. 

و در کنار این فشار امنیتی، خب فشار معیشتی هم خیلی جدیه. استادها با حقوق‌های بسیار کمی روبه‌رو هستن که با هزینه واقعی زندگی‌شون خیلی فاصله داره. دانشجوها هم مسائل جدی غذا و مسکن و رفت‌وآمد و هزینه‌های روزمره رو دران و با اون‌ها پنجه نرم می‌کنن. حتی موضوع ساده‌ای مثل تغذیه دانشجوها توی خوابگاه‌ها و توی غذاخوری‌های دانشگاه هم تبدیل به یک مسائل بغرنج و بزرگی شده. یعنی وقتی دانشگاه مجبور باشه در مورد غذا و یارانه و حذف هزینه‌های دیگه درگیر بحث‌های مداوم باشه، خب بنابراین این فقط یک بحران سیاسی نیست، بحران اجتماعی، بحران زندگی روزمره هم هست. 

و با همه این فشارها، یک نکته خیلی مهم وجود داره و این‌که دانشگاه هنوز فضای زنده‌ای هست، هنوز فضای به‌شدت سیاسی هست، فضای ترس نیست، فضای خشم، خشمی که روی هم جمع شده، فضای اعتراضه در بین دانشجوها، در بین استادها و در این میان، باید بگم حتماً که هسته‌ها و کانون‌های شورشی مقاومت که همه‌جای کشور وجود دارن، در دانشگاه‌ها حضور بسیار جدی دارند و با وجود همه محدودیت‌ها بسیار فعال هستن و این مقاومت همیشه با شعار و تجمع دیده نمیشه، گاهی در قالب بیانیه‌ست، در قالب اعتراضات صنفی دانشجوهاست، گاهی در فضای مجازیه و گاهی هم در شکل کانون‌های شورشی که با آتش کشیدن دفاتر امنیتی دانشگاه‌ها و خارج از دانشگاه هستن. بنابراین، من فکر می‌کنم که به همین دلیل، دانشگاه امروز فقط محل فشار نیست بلکه محل شکل‌گیری آگاهی، محل شکل‌گیری مقاومته. 

یک نکته دیگه هم هست که شاید مهم‌تر از مهم‌تر باشه و این‌که این فشارها فقط برای ساکت کردن چند نفر نیست، فشارهایی که دولت میذاره. برای شکستن روح جمعی دانشگاه‌ست. یعنی می‌خوان یقه یکی دو تا دانشجو رو بگیرن که کل دانشگاه رو فضاشو کنترل کنن ولی متاسفانه یا خوشبختانه برای ملت ایران، نمی‌تونن دانشگاه رو خاموش کنن.

بله، خیلی ممنون از توضیحی که دادید در مورد تصویری که الان فضای عمومی دانشگاه‌ها دارن. حالا ارزیابی‌تون از چنین جریانی که هست الان تو دانشگاه‌ها، هم فشار رژیم رو از یک طرف گفتین، مشکلات معیشتی دانشجوها و استادها رو گفتید و از اون طرف هم جریان مقاومتی که به طرق مختلف دیده میشه. ارزیابی شما از این مجموعه چی هست؟

بله، همون‌جور که گفتم من توی من شخصاً توی این وضعیت فقط یک بحران دانشگاهی نمی‌بینم، اونو نشانه‌ای از یک بحران بسیار بزرگ‌تر در کل کشور برای حکومت ایران می‌دونم، حکومت آخوندی می‌دونم. یعنی وقتی که دانشگاه به جای استقلال، امنیتی میشه، وقتی که کمیته انضباطی به جای آموزش و گفتگو به ابزار ترس تبدیل میشه، یعنی وقتی که استاد و دانشجو هردوشون احساس می‌کنن که اهمیت، اهمیت آموزش‌شون، احترامی که باید برای اون‌ها وجود داشته باشه و امنیتی که دانشگاه لازم داره ندارن، دیگه مسئله فقط مسئله آموزش نیست، مسئله آینده کشوره. حکومت هم دقیقاً از همین‌جا نگرانه چون می‌دونه که دانشگاه تبدیل شده به یک موتور تولید مقاومت، شکل‌گیری آگاهی، تبدیل شده به تربیت نسلی که نسل مقاومه، نسل اعتراضه و به همین صورت نسل سازش و نسل ساختن آینده ایرانه. به همین دلیل هم هست که فشار روی دانشگاه تصادفی نیست. یعنی هرچی فشار بیشتر میشه در واقع، حساسیت و آگاهی بیشتری هم تولید میشه و این یک تناقض جدیه برای رژیم. چون رژیم می‌خواد دانشگاه رو خفه کنه، می‌خواد دانشگاه رو خاموش کنه. اما هر یک باری که فشار رو بیشتر می‌کنه، دانشگاه بیشتر تبدیل به یک میدان اعتراض و آگاهی میشه. 

از طرف دیگه، من فکر می‌کنم که دانشگاه‌ها امروز فقط محل اعتراض نیستن، محل آماده کردن، البته اینو تکرار دارم می‌کنم ولی می‌خوام تاکید کنم، محل آماده شدن برای رهبری آینده کشور هستن. یعنی از خیلی از نیروهایی که هم باید انقلابو پیشرو باشن و هم در بازسازی کشور، بازسازی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی شرکت کنن، این رهبرهاشون تو این دانشگاه‌ها دارن شکل می‌گیرن و این رژیمو واقعاً می‌ترسونه. کانون‌های شورشی هم اشاره کردم که نقش بسیار بسیار مهمی توی شکل دادن این فضا دارن، در زنده نگه داشتن روحیه مقاومت. 

ضمناً یک مسئله دیگری هم که حتماً باید بگم این‌که این فشار فقط در فضای دانشگاه نیست، در فضای مجازی و دیجیتالی که دوروبر دانشگاه و درون دانشگاه هم هست کشیده میشه. یعنی مثلاً در روزهای اخیر دیدیم عملیاتی رو، عملیات مقاومتی رو که یک سایبری گسترده بیش از ۹۰۰ وب‌سایت وابسته به فکر می‌کنم حدود ۱۲ دانشگاه مهم رو هدف قرار داد، از جمله خواجه نصیر، تربیت مدرس، دانشگاه اصفهان و اهمیت این مسئله فقط این اتفاق، این مسئله فنی نبود چون در برخی از این سایت‌ها محتوای رسمی با پیام‌های سیاسی و تصاویری که مربوط به مقاومت، مربوط به مقاومت و مربوط به رهبری سازمان مجاهدین میشد جایگزین شد. و این نشون میده که دیوار ترس فروریخته، دیوار ترس ترک خورده و نه تنها در خود دانشگاه به طور فیزیکی بلکه در فضای دیجیتال هم همین‌طوره.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط