ایتالیا- کنفرانس بینالمللی- ایران: فراتر از جنگ، قدرت مردم بهعنوان راهحل - کارلو کوتارلی
۱۴۰۵/۴/۳۱
کارلو کوتارلی ـ نخستوزیر ایتالیا در سال ۲۰۱۸ و مدیر امور مالی صندوق بینالمللی پول (۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳)
بهرغم تمرکز توجه جهانیان بر تحولات نظامی و مذاکرات دیپلماتیک، نباید از این حقیقت غافل شد که آینده ایران، در نهایت، نه توسط قدرتهای خارجی، بلکه به دست مردم ایران رقم خواهد خورد.
موج دستگیریها و اعدامها، بهجای آنکه نشاندهنده قدرت رژیم باشد، آشکارکننده ناامنی و هراس حکومت از مردم ایران است.
با تشکر فراوان از شما، خانم رجوی. بسیار مفتخرم که بار دیگر دعوت شدهام تا در جمع شما حضور داشته باشم. خانمها و آقایان، از حضور در اینجا بسیار خرسندم.
بدیهی است که ما در لحظهای بسیار حساس و سرنوشتساز برای ایران و، به عقیده من، برای اروپا و سراسر جهان گرد هم آمدهایم.
رویدادهای اخیر بار دیگر توجه جهانیان را به کشوری معطوف کرده است که مردم آن دههها سرکوب سیاسی، مشقتهای اقتصادی و انزوای بینالمللی را تحمل کردهاند. با این حال، هرچند تمرکز توجه جهانیان بر تحولات نظامی و مذاکرات دیپلماتیک قابل درک است، نباید از یک واقعیت بنیادی غافل شویم: آینده ایران، در نهایت، نه توسط قدرتهای خارجی، بلکه به دست خود مردم ایران رقم خواهد خورد.
موج دستگیریها و اعدامها در ماههای اخیر ــ که البته نخستین بار نیز نیست ــ عمیقاً نگرانکننده است. اما این اقدامات، بهجای آنکه نشاندهنده قدرت رژیم باشد، آشکارکننده ناامنی و هراس سیستمی است که از شهروندان خود بیم دارد؛ حکومتی که ناچار به کشتار است، زیرا از فروپاشی اقتدار خود وحشت دارد. مسئولان همچنان به ابزارهای زندان، ارعاب و خشونت متوسل میشوند، زیرا بهخوبی میدانند که نارضایتی در اعماق جامعه ایران ریشه دوانده است.
این نارضایتی با بحران نظامی اخیر آغاز نشده است. مدتها پیش از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، این کشور شاهد اعتراضها و قیامهای متوالی به رهبری زنان، دانشجویان، کارگران و جوانانی بود که خواستار آزادیهای بیشتر و چشمانداز اقتصادی بهتری بودند.
این جنبشها، هرچند با سرکوبی وحشیانه مواجه شدند، پویایی جامعهای را به تصویر کشیدند که مشتاق تغییر است و از تسلیم کردن آینده خود سر باز میزند.
برای مدت طولانی، بخش عمدهای از بحثهای بینالمللی تقریباً بهطور انحصاری بر خود رژیم ایران، تحریمها، جناحبندیهای داخلی، مذاکرات دیپلماتیک و این امید واهی متمرکز بوده است که تعامل بهتنهایی میتواند رفتار آن را تعدیل کند.
این انتظار، همانگونه که سخنرانان پیشین نیز تأکید کردند، هرگز محقق نشده است.
بیشک گفتوگو همچنان ابزاری ضروری در سیاست خارجی است، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که تغییرات سیاسی پایدار، صرفاً از دل توافقهای دیپلماتیک به دست نمیآیند.
همزمان، رویدادهای اخیر حقیقت تاریخی دیگری را نیز یادآور میشوند: قدرت نظامی، بهویژه قدرت هوایی و بمباران، بهندرت بهتنهایی تعیینکننده نتایج سیاسی نهایی بوده است.
این باور که بمبارانهای استراتژیک میتوانند واقعیتهای میدانی را بهطور قاطع دگرگون سازند، سابقهای طولانی دارد؛ اما تاریخ نمونههای متعددی پیش روی ما قرار میدهد که خلاف این فرض را ثابت میکنند.
برای مثال، در جنگ جهانی دوم، حملات گسترده هوایی ابتدا خسارتهای سنگینی به انگلستان وارد کرد، اما به نتیجه نرسید. سپس آلمان هدف بمبارانهای وسیع قرار گرفت، اما رایش سوم تنها پس از فروپاشی کامل توان نظامی خود تسلیم شد.
در ویتنام نیز سالها بمباران مداوم نتوانست اهداف سیاسی مورد نظر را محقق سازد.
در دوران معاصر نیز مداخله نظامی خارجی، اگرچه گاه مسیر درگیریها را تغییر داده است، اما شکلگیری تغییرات سیاسی پایدار، در نهایت، وابسته به تحولات درونی همان جامعه بوده است.
شرایط کنونی ایران نیز همین پرسش را مطرح میکند. حتی شدیدترین حملات نظامی نیز بهتنهایی قادر به تعیین آینده سیاسی این کشور نخواهند بود. فشارهای خارجی ممکن است توان نظامی حکومت را تضعیف کنند، اما نظم سیاسی جدید، اگر شکل بگیرد، تنها به دست مردم ایران بنا خواهد شد.
بعد دیگری از بحران ایران که نیازمند توجه ویژه است، اقتصاد این کشور است.
با توجه به پیشینه حرفهای خود، نمیتوانم از این موضوع چشمپوشی کنم. مشکلات اقتصادی ایران نه با تنشهای اخیر آغاز شدهاند و نه صرفاً با تحریمها یا انزوای بینالمللی قابل توضیح هستند.
دهههاست که عملکرد اقتصادی ایران بسیار پایینتر از ظرفیت واقعی آن بوده است. ایران کشوری برخوردار از منابع طبیعی عظیم و سرمایه انسانی ارزشمند است. با این حال، رشد اقتصادی ضعیف و ناپایدار، تورم مزمن، کاهش مستمر سطح زندگی، بیکاری گسترده جوانان و مهاجرت شمار زیادی از نخبگان، تصویری روشن از این ناکامی ارائه میدهد.
بیتردید تحریمها به این مشکلات دامن زدهاند، اما ریشههای اقتصاد بیمار ایران بسیار قدیمیتر و عمیقتر از آن است.
تحولات اخیر و بمبارانها، در واقع، نباید این حقیقت را پنهان کنند که حتی بدون تحریمها، بدون بمبارانها و بدون هر عامل خارجی دیگر نیز اقتصاد ایران سالهاست عملکردی ضعیف داشته است.
اقتصاددانان سالهاست بر ضعفهای ساختاری ناشی از سیاستگذاریهای نادرست، کنترل افراطی دولت، فساد نهادینه، و سلطه گسترده نهادهای سیاسی و نظامی بر بخشهای کلیدی اقتصاد تأکید میکنند.
در بسیاری از موارد، جاهطلبیهای ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی بر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و معیشت مردم اولویت یافته است. نتیجه این رویکرد، فرسایش مداوم کیفیت زندگی میلیونها ایرانی بوده است.
در چنین شرایطی، اکثریت مردم ایران خواستار تغییرات بنیادین هستند. آنان دولتی پاسخگو، تکثرگرایی سیاسی، برابری در برابر قانون، آزادی مذهب و احترام به کرامت انسانی را مطالبه میکنند.
شورای ملی مقاومت، و در اینجا مایلم بر اهمیت طرح ده مادهای خانم رجوی تأکید کنم، برنامهای را برای آیندهای مبتنی بر انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، استقلال قوه قضاییه، برابری جنسیتی، حقوق اقلیتها و نفی تسلیحات هستهای ارائه کرده است.
تاریخ به ما میآموزد که نظامهای سیاسی، هرچند در ظاهر تغییرناپذیر به نظر برسند، گاه با سرعتی باورنکردنی دگرگون میشوند.
کمتر کسی تصور میکرد رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی به آن سرعت فروبپاشد، یا دیوار برلین چنین ناگهانی فرو ریزد.
حکومتهای مبتنی بر خشونت ــ و نظام حاکم بر ایران نیز از همین جنس است ــ اغلب بسیار قدرتمندتر از آنچه واقعاً هستند به نظر میرسند، تا زمانی که ناگهان زیر بار تناقضهای درونی خود فرو میپاشند.
مسئولیت ما، بهعنوان نمایندگان جوامع دموکراتیک، تصمیمگیری درباره آینده ایران نیست؛ زیرا این حق، منحصراً متعلق به مردم ایران است. اما وظیفه داریم از اصول جهانشمول، حقوق بشر و آزادی دفاع کنیم و این توهم را کنار بگذاریم که نیروی نظامی، بهتنهایی، میتواند سرنوشت یک ملت را رقم بزند.
لینک های مرتبط :
ایتالیا- کنفرانس بینالمللی-ایران: فراتر از جنگ، قدرت مردم بهعنوان راهحل - پائولو جنتیلونی
بنیاد لوئیجی اینائودی در ایتالیا: در کنار مردم ایران!
