ایتالیا- کنفرانس بینالمللی-ایران: فراتر از جنگ، قدرت مردم بهعنوان راهحل- گی فرهوفشتاد
۱۴۰۵/۵/۲
گی فرهوفشتاد: راه حل نهایی تعامل فعال جهان دموکراتیک با مقاومت ایران و به رسمیت شناختن جایگاه دموکراتیک آن است
گی فرهوفشتاد، نخستوزیر بلژیک (۲۰۰۸-۱۹۹۹)، در سخنرانی خود ضمن قدردانی از رهبری خانم مریم رجوی، با انتقاد شدید از سیاست مماشات اروپا در قبال رژیم ایران، بر لزوم اتخاذ راهبرد سوم یعنی انزوای کامل حکومت آخوندی و به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران و اپوزیسیون دموکراتیک بهعنوان تنها نماینده مشروع مردم ایران تأکید کرد.
تأکید بر انزوای کامل رژیم ایران و به رسمیت شناختن جایگاه جایگزین دموکراتیک مقاومت
با سلام و احترام. بسیار سپاسگزارم که تریبون را در اختیار من قرار دادید. پیش از هر چیز، مایل هستم از خانم رجوی به خاطر رهبریشان در این دوران بسیار دشوار و در این لحظات حیاتی و تعیینکننده برای بقای ایران تشکر کنم. همه ما این احساس را داریم که در این روزها، هفتهها و ماهها — و امیدوارم نه سالها — آینده این کشور بزرگ و این مردم شریف رقم خواهد خورد. پرسشی که امروز میخواهم مطرح کنم، همانطور که در پشت سر من نیز درج شده، این است: آیا واقعاً تنها دو راهکار یا دو رویکرد در قبال مسئله ایران وجود دارد؟ جنگ یا مماشات؟
چرا که ما در گذشته، سالها سیاست مماشات را در پیش گرفتیم و هنوز هم در اروپا به آن ادامه میدهیم؛ از این رو، من نسبت به رویکرد سالهای اخیر اروپا چندان خوشبین نیستم. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ آیا تنها راه، جنگ است؟ جنگی که اکنون اعلام شده و در حال حاضر در ایران در جریان است؛ و ما روز به روز بیشتر این برداشت را داریم که با یک وضعیت جنگی دائمی و پر نوسان مواجه هستیم که پیامدهای عظیمی برای کل جهان به همراه دارد. یا اگر خواهان جنگ نیستیم، آیا گزینه بعدی مماشات است؟ آیا انتخاب دیگری برای حل بحران پیرامون ایران و مهمتر از همه، آزاد کردن مردم ساکن در ایران — که هدف اصلی ماست — وجود ندارد؟
به هر تقدیر، برداشت و پیام امروز من این است که مذاکره با ملایان، آنگونه که امروز در جریان است، به هیچجا نخواهد رسید. «تفاهمنامه» برای من در حال حاضر یک «سوءتفاهمنامه» است. ظاهراً این تفاهمنامه به هیچ نتیجهای ختم نخواهد شد. چنین توافقی هرگز مردم ایران را آزاد نخواهد کرد؛ و این مهمترین مسئله است. چنین توافقی جنگهای نیابتی در خاورمیانه را نیز پایان نخواهد داد و در نهایت، مانع از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای نخواهد شد.
چرا که موضوع و محتوای هرگونه توافق یا توافق احتمالی هر چه باشد، من و هیچکس دیگری به رژیم ملایان اعتماد نداریم که به وعده خود وفادار کنند؛ همانطور که در گذشته نیز چنین بوده است. بنابراین، به هر تفاهمنامه یا توافقی که امروز دست یافته شود، رژیم ایران همچنان بخشی از محور شرارت در جهان باقی خواهد ماند.
بنابراین، این پرسش همچنان باقی است که راه پیشرو چیست؟ آیا جایگزینی برای یک تفاهمنامه یکجانبه و سوگیرانه، یک بازی جنگی مداوم — آنگونه که امروز شاهدیم — یا سیاست مماشات گذشته که بهویژه از سوی طرف اروپایی اعمال میشد، وجود دارد؟ من معتقدم که چنین جایگزینی وجود دارد و شایسته است که رهبران اروپایی، حتی بیش از رهبری آمریکا، برای تحقق آن فشار بیاورند. زیرا در ماههای اخیر، من مطالب زیادی درباره ملایان، رهبری آمریکا و اتفاقات میدان نبرد شنیدهام، اما در این دوران دشوار، سخن چندانی از رهبری اروپا یا راهکارهای اروپایی نشنیدهام.
به باور من، راهبرد سومی نیز امکانپذیر است. من آن را «راهبرد تعامل فعال جهان دموکراتیک با مردم و مقاومت ایران» در سریعترین زمان ممکن مینامم. خانم رجوی، من فکر میکنم چنین راهبرد جدیدی برای تعامل فعال با مردم ایران بر دو ستون استوار خواهد بود.
ستون اول، انزوای کامل رژیم ملایان در سریعترین زمان ممکن است. بسیار عالی است که سرانجام سپاه پاسداران از سوی بیشتر کشورها به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شد؛ اقدامی که ما از چهار یا پنج سال پیش، یا دستکم چهار سال پیش، خواستار آن بودیم. اما این کافی نیست. مسئله فراتر از سپاه پاسداران است. نیاز است که تمامی افرادی که در این رژیم دست دارند و ستون فقرات آن را تشکیل میدهند، تحریم شوند. این افراد میتوانند شامل زندانبانان، نیروهای پلیس، پاسداران، روحانیون، مسئولان بانکها و نهادهای مالی در ایران و همچنین بسیاری از فعالان حوزه علمی باشند که با این رژیم همکاری میکنند.
دوم اینکه، انزوای این رژیم به معنای اخراج تمامی دیپلماتها، سفارتخانهها و سفرا از پایتختهای ماست. چرا ما باید همچنان با کسانی گفتگو و بحث کنیم که نماینده مردم ایران نیستند، بلکه تنها نمایندگی یک رژیم جنایتکار را بر عهده دارند؟ و سوم اینکه، ما باید تمامی داراییها، املاک و حسابهای بانکی آنها در خارج از ایران را در سریعترین زمان ممکن توقیف کنیم. اینها سه اقدامی است که باید انجام شود. به رسمیت شناختن سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی اقدامی فوقالعاده است و ما همیشه خواستار آن بودهایم، اما اقدامات بیشتری باید انجام شود. چرا که در غیر این صورت، سپاه پاسداران به فعالیتهای خود از طریق ابزارها، دستها و عواملی که برای این رژیم کار میکنند، ادامه خواهد داد.
این ستون نخست است: انزوای قطعی رژیم. و ستون دوم که آن هم هنوز انجام نشده، تعامل با اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته به جدیترین شکل ممکن و در سریعترین زمان ممکن، از طریق به رسمیت شناختن این اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته به عنوان تنها نماینده امروز مردم ایران است. رژیم ملایان نمیتواند نماینده مردم باشد؛ این جایگاه تنها متعلق به اپوزیسیون دموکراتیک است.
بنابراین، خانم رجوی، پرسش امروز برای رهبران ما این است که به رسمیت شناختن اپوزیسیون و مقاومت سازمانیافته به چه معناست؟ این امر به معنای همکاری با آنان برای تدوین قانون اساسی آینده یک جمهوری دموکراتیک است؛ به این معنا که به اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته بگوییم: «بسیار خوب، قانون اساسی را تدوین کنید که بتواند مبنای یک جمهوری دموکراتیک در آینده ایران باشد.» همچنین این به معنای همکاری با دولت موقت است؛ شما دولت موقت را تشکیل دادهاید و اکنون زمان آغاز کار است. سوم اینکه، این به معنای واگذاری کرسیهای کشور ایران در سازمانهای بینالمللی به آنهاست. چرا باید حضور نمایندگان رژیم ملایان در سازمانهای بینالمللی ادامه یابد؟ آنها میتوانند با افرادی از اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته جایگزین شوند. و در نهایت، این به معنای به رسمیت شناختن نمایندگان اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته به عنوان تنها نمایندگان قانونی، و واگذاری نقشهای دیپلماتیک و سفارتهای رسمی در روابط بینالملل به آنان است.
معنای واقعی این اقدام همین است. این کار صرفاً به این معنا نیست که بگوییم: «بله، ما مقاومت و اپوزیسیون دموکراتیک را میشناسیم»؛ بلکه برداشتن گامهای رسمی است تا آنها در عرصه بینالمللی و دیپلماتیک به عنوان نمایندگان مردم ایران شناخته شوند. این امر فشار واقعی را بر رژیم ایران وارد خواهد کرد. و من فکر میکنم طرح ده مادهای خانم رجوی یک نقطه شروع بسیار مناسب برای آن قانون اساسی و برای به رسمیت شناختن اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته است.
بنابراین، آرزوی من این است که در سریعترین زمان ممکن، رهبران اروپایی ما دستکم نه تنها به سیاست مماشات یا سیاست سکوت کنونی خود — که به نظر من حتی از سیاست مماشات نیز بدتر است، یعنی سیاست سکوت محض — پایان دهند، بلکه نقش فعالی را در این تقابل ایفا کنند. این نقش فعال در این تقابل میتواند به رسمیت شناختن اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته در سریعترین زمان ممکن، به عنوان نمایندگان واقعی و رسمی مردم ایران باشد.
و از این رو، خانم رجوی، شما میدانید که من در بسیاری از پایتختهای اروپایی با شما همراه بودهام. ما پیش از این اقدامات زیادی در بروکسل انجام دادیم؛ کارهای بسیاری در پارلمان جمهوری فرانسه انجام دادیم؛ و امروز در رم هستیم. من تنها یک آرزو دارم: اینکه دفعه بعد، شما در سریعترین زمان ممکن مرا به تهران دعوت کنید. سپاسگزارم.
بیشتربدانیم:
