سوزش ناتمام رژیم از پیوند تاریخی مجاهدین با پدر طالقانی

غیظ و سوزش ۴۷ ساله رژیم ضداسلامی و ضدایرانی خمینی از پیوند مجاهدین و پدر طالقانی  

(به‌مناسبت برگزاری اولین نماز جمعه تهران در ۵ مرداد ۱۳۵۸)

خبرگزاری وابسته به اطلاعات آخوندی:

«بزرگ‌ترین سرقت تاریخ انقلاب؛ سرقت نام آیت‌الله طالقانی!»

پنجم مرداد ۱۳۵۸، دانشگاه تهران شاهد واقعه‌ای تاریخی بود. ایده اولیه اقامه نماز جمعه از سوی خود آیت‌الله طالقانی مطرح شد، اما این خمینی بود که صریحاً و رسماً حکم اقامه اولین نماز جمعه را به نام ایشان صادر کرد.

استقبال مردم فراتر از حد تصور بود؛ بیش از یک میلیون مسلمان در کنار هم روی خاک و آسفالت داغ دانشگاه نشستند تا اولین نماز جمعه را اقامه کنند. اما وقتی میلیون‌ها نفر نماز می‌خواندند، اتاق‌های تاریک رسانه‌ای وابسته به حکومت، روایت‌سازی را آغاز کردند. در آن اتاق‌های رسانه‌ای، نبردی پنهان کلید خورد که هدفش مصادره این اجتماع عظیم و منحرف کردن حقیقت بود.

رسانه‌های حکومتی مدعی بودند مجاهدین گزارش نماز جمعه را به‌صورت کاملاً هدفمند در صفحه دهم نشریه مجاهد و دقیقاً در کنار مقالات تئوریک خود (مانند ضرورت شوراهای کارکنان یا تئوری‌های چپ‌گرایانه) قاب می‌گرفتند تا به مخاطب القا کنند گفتمان طالقانی همان گفتمان سازمان است. آن‌ها ادعا می‌کردند مجاهدین با چاپ عکس‌هایی با حالت نگرانی از ایشان، سعی داشتند وی را نگران روند انقلاب و هم‌سو با دغدغه‌های خود نشان دهند و حتی پیش از موافقت خود آیت‌الله، نام او را در صدر لیست کاندیداهای انتخابی خود قرار دادند. از نظر این رسانه‌ها، چسباندن واژه عاطفی و استراتژیک «پدر طالقانی» تلاشی برای خلق یک روایت رسانه‌ای جهت خرید مشروعیت دینی بود. خطای استراتژیک برخی از تحلیل‌گران و جوانان آن روز نیز این بود که پنداشتند چون سازمان دائماً از طالقانی نقل‌قول می‌کند و او را «پدر» می‌خواند، پس طالقانی به سازمان نزدیک است یا عقاید آن‌ها را تأیید می‌کند.

 شهریور ۱۴۰۴

پدر طالقانی:

«وقتی اسم مجاهدین برده می‌شد، اعصاب این‌ها به هم می‌لرزید؛ از اسم مسعود رجوی وحشت داشتند، از اسم خیابانی وحشت داشتند...»

(مراسم تشییع پدر طالقانی، ۲۱ شهریور ۱۳۵۸)

از آخرین سخنرانی‌های پدر طالقانی؛ روح راستین انقلاب ضدسلطنتی

(پیویسته در تبعید یا زندان در ۴۰ سال مبارزه علیه استبداد شاه و رضا شاه از سال ۱۳۱۸)

«این هدف این پیامبر بود؛ یعنی آزاد کردن مردم، آزاد کردن از تحمیلات طبقاتی، آزاد کردن از اندیشه‌های شرکی که تحمیل شده، آزاد کردن از احکام و قوانینی که به سود یک گروه و یک طبقه بر دیگران تحمیل شده؛ در مقابل فرهنگ تحمیلی، در برابر اقتصاد تحمیلی، در برابر قوانین تحمیلی، و در برابر محدودیت‌های پلیسی که گاهی به اسم دین بر مردم تحمیل می‌شود که از همه خطرناک‌تر است.»

در مقطع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و آن هنگام که آخوند کاشانی و امثال خمینی علیه مصدق در کنار دربار و استعمار قرار گرفتند، پدر طالقانی حامی مصدق و در کنار مردم بود و پس از بنیان‌گذاری سازمان مجاهدین خلق ایران نیز به حمایت از مجاهدین برخاست.

آخرین خطبه پدر طالقانی - نماز جمعه تهران (۱۷ شهریور ۱۳۵۸)

«صدها بار من گفتم که مسئله شورا از اساسی‌ترین مسائل اسلامی است. حتی خدا به پیغمبرش با آن عظمت می‌گوید با این مردم مشورت کن، به این‌ها شخصیت بده. مسئولان بدانند که مسئولیت دارند و متکی به شخص رهبر نباشند. ولی نکردند؛ می‌دانم چرا نکردند. هنوز هم در مجلس خبرگان بحث است در این اصل اساسی قرآن که به چه صورت پیاده بشود.

یعنی گروه‌ها و افرادی دست‌اندرکار شاید این‌طور تشخیص می‌دهند که اگر شورا باشد دیگر ما کاره‌ای نیستیم؟ شما هیچ، بروید دنبال کارتان! این خطرناک‌ترین تحمیلات است؛ یعنی آنچه که از خدا نیست و از جانب حق نیست را به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند و مردم را از حرکت حیاتی بازدارند، حق اعتراض به کسی ندهند، حق انتقاد ندهند، و حق فعالیت آزاد به مردم و مسلمان‌ها و مردم آزاده دنیا ندهند. این همان اِصر است، این همان اَغلال است.

شاید بعضی از دوستان ما بگویند آقا شما چرا این مسائل را در میان توده مردم مطرح می‌کنید؟ بیایید در مجلس خبرگان. می‌گویم من بین موکلین شما حرف می‌زنم! خودرأیی و خودخواهی را کنار بگذارید؛ گروه‌خواهی، فرصت‌طلبی، تحمیل عقیده یا خدایی نخواسته استبداد زیر پرده دین را کنار بگذارید و بیایید با مردم، با دردمندها، با رنج‌کشیده‌ها و با محروم‌ها هم‌صدا شوید.»

پدر طالقانی به‌ویژه در مقابل کینه‌توزی و برچسب‌های خمینی‌ساخته علیه مجاهدین به دفاع از فرزندان مجاهدش برخاست و آنان را شاگردان مؤمن و دلداده مکتب قرآن توصیف می‌کرد:

«آن‌ها گوهرهایی بودند که در تاریکی درخشیدند؛ حنیف‌نژاد، بدیع‌زادگان، عسگری‌زاده، مشکین‌فام و ناصر صادق از همین تابندگان بودند. این‌ها راه جهاد را گشودند. درود و رحمت خداوند و همه خلق بر روان آن‌ها باد.»

گزیده گزارش روزنامه اطلاعات (شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۵۸ - شماره ۱۵۹۵۸ - صفحه ۱ و ۱۳)

دیدار مسعود رجوی و موسی خیابانی پس از آزادی از زندان (۳۰ دی ۱۳۵۷) با پدر طالقانی در منزل رضایی‌ها

  • اشاره روزنامه اطلاعات:

    پاییز سال پیش وقتی «مسعود رجوی» و «موسی خیابانی» از رهبران سازمان مجاهدین خلق ایران پس از هفت سال از زندان و شکنجه‌گاه‌های رژیم منفور پهلوی آزاد شدند، مجاهد نستوه آیت‌الله طالقانی در منزل رضایی‌ها به دیدارشان شتافت و پیشانی فرزندان مجاهد خود را بوسید. متن سخنان این دیدار تاریخی از روی نوار پیاده شده است:

  • مسعود رجوی:

    «فرزندان شما بر عقایدشان استوارند. این‌ها مورد فرصت‌طلبانه‌ترین هجوم‌ها قرار گرفتند، مورد طعن و لعن و مسخره قرار گرفتند و دچار پیکان‌هایی شدند که از پیکان‌های زهرآگین دشمن واقعاً کوبنده‌تر و مسموم‌تر بود، اما ایستادند... نخستین بار این شما بودید که این ارزش‌های مثبت را در ارواح و قلوب ما بذرپاشیدید. تمام مجاهدین بدون استثناء مبارزه مکتبی را از شما درس گرفتند. نخستین پرتوهای واقعی قرآن را شما به ما دادید. چه نام بامسمایی داشت این مسجد هدایت...»

  • موسی خیابانی:

    «ما خود را فرزندان شما می‌دانیم و شما را پدر عقیدتی خود می‌شناسیم. یادم هست سال‌های ۴۶ و ۴۷ پس از آزادی شما از زندان، در شب‌های احیا برادران شهیدم محمد حنیف‌نژاد، احمد رضایی و سعید محسن با چه روحیه سرشاری محضر شما را در مسجد هدایت ترک می‌کردیم... ما فکر می‌کردیم باید اندیشه و ایدئولوژی قرآن را در این زمان بر نوک سلاحمان حمل کنیم و راهمان را باز کنیم. ما وارث میراثی هستیم که با خون شهیدان آبیاری شد...»

  • پدر طالقانی:

    «اگر من کوشش فکری کردم، آرزو همین بود... بحمدالله می‌بینم ثمره این کوشش‌ها اکنون دارد رسیده می‌شود. همان‌طوری که گفتید دنیا ثابت کرده که قدرت سلاح و سپاه در مقابل فکر و عقیده عاجز است. در درون زندان وقتی اسم مجاهدین برده می‌شد، بازجوها و شکنجه‌گرها کنترلشان را از دست می‌دادند و اعصابشان به هم می‌لرزید. با اینکه در چنگال آن‌ها بودید، باز قدرت شما فائق بود. از اسم مسعود رجوی وحشت داشتند، از اسم خیابانی وحشت داشتند...

    ما به آخر خط رسیده‌ایم، شما باید تا پایان آن را ادامه دهید. اگر اشتباهاتی بوده جبران کنید، اگر نقص‌هایی بوده تکمیل کنید و این راه دیگر به‌عهده شماست که بپیمایید. رفتن یک بت کافی نیست، باید همه بت‌ها شکسته شوند. اگر یک ایدئولوژی بت شد، خودش مخرب است...»

لینک مرتبط :

به یاد پدر طالقانی روح راستین انقلاب ضدسلطنتی به‌مناسبت سالگرد فقدان دریغ‌انگیزش

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail