میلاد یازدهمین پیشوای تشیع انقلابی و ضدارتجاعی امام حسن عسکری (ع)
۱۴۰۵/۶/۲۸
هشتم ربیع الثانی، میلاد یازدهمین پیشوای انقلابی و ضدارتجاعی
امام حسن عسکری دشمن آشتیناپذیر خلیفه و ستمگری
شهادت در ۲۸ سالگی
امام حسن عسکری (ع) در هشتم ماه ربیعالثانی در سال ۲۳۲هجری قمری، در مدینهٔ منوره متولد شد.
در سه سالگی همراه پدرش امام هادی (ع) به دستور متوکل خلیفهٔ عباسی راهی تبعید در شهر سامرا شد.
۲۲ساله بود که سکان هدایت جنبش انقلابی تشیع را بهدست گرفت. دوران رهبری امام حسن عسکری، از نظر شدت فشار و اختناق سختترین و پررنجترین دورانهای تاریخ ائمة شیعه بود و او تقریباً تمام عمرش را در زندان و تبعید گذراند و لقب عسکری نیز بهخاطر همین اقامت دائم در معسکر یا پادگان نظامی است.
با این همه تشکیلات مخفی و سراسری را که در سرزمینهای پهناور اسلامی ریشه دوانده بود طی ۶سال با شیوههای پیچیده، از همان درون زندان هدایت کرد.
نمایندگان شیعیان یا پیکهای مخفی و با محملهای گوناگون خود را به آن حضرت میرساندند و برای تضمین و تداوم این ارتباطات خطر لو رفتن و مرگ و مجازاتهای سخت را برای خود و خانوادهٔ خود به جان میخریدند. از طریق همین مجاهدان طلایهدار بود که پیامهای رهاییبخش و ارزشهای اسلام مردمگرا و انقلابی به شیعیان میرسید. کتابهای تاریخ، پیامهای انقلابی او را که برای پیروانش به شهرها و مراکز مختلف میفرستاد ثبت کردهاند. از جمله ثبت شده است که برای انقلابیون شیعه که در شهر قم تحت ستم حاکمی خونریز بودند، دعایی را که خود در قنوت نماز میخواند فرستاد تا در مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم از آن الهام بگیرند. در قسمتی از این دعا آمده است:
«بار خدایا همهٔ پشتوانههای ستم را نابود کن، همهٔ سپرهایش را درهم بشکن، نیروهایش را پراکنده و شقه کن و همهٔ پرچمهایش را سرنگون ساز».
امام حسن عسکری علیهالسلام پیوسته پیروانش را به ارتقای مناسبات انسانی و انقلابی بهویژه از خود گذشتگی و فروتنی فرا میخواند. از سخنان آن حضرت است که:
«پیروان علی همواره یاران خود را بر خویش مقدم میدارند، گرچه خود نیازمند کمک باشند. آنان در بزرگداشتن یاران آرمانی خود به علی اقتدا میکنند».
«بهترین یار و برادر تو کسی است که خطایت را نادیده گیرد، نیکی و عملکردهای مثبت تو را یادآور شود و خطاهای تو را به عهده گیرد و خود را مقصّر بداند».
سرانجام «معتمد» خلیفهٔ ستمگر عباسی که میدید در تبعید و زندان هم نمیتواند از نفوذ کلام و تأثیرات شگرف این راهبر انقلابی بزرگ ممانعت کند و حتی زندانبانها نیز پس از مدتی در حوزهٔ جاذبهٔ امام حسن قرار میگیرند، در سال ۲۶۰هجری، دستور داد تا او را بهشهادت رساندند.
زیارت برادر مجاهد مسعود رجوی از سامرا اول فروردین ۶۸
سلام بر پیشوای عصمت و حقیقت، رهبر راهگشای انقلاب و یکتاپرستی که در حضیض عصر بیخبری و ظلمات، خورشید تابان رهایی و یگانگی رو نوید داد و تنها چراغ هدایت و ریسمان استوار مجاهدت در برابر خمینیان دوران و دینفروشان روزگار بود و در منتهای ستم و سرکوب و اختناق به ساختن سازمان مسلح و مخفی اسلام انقلابی مشغول بود. دوران پیشوایی او البته ۶ سال بیشتر به طول نیانجامید و در بیست و هشتمین سال زندگانی همچون پدرانش با سم جباران و دین پناهان ریایی بهشهادت رسید. اما خوشا که پنهان از دیدهٔ اغیار و دشمنان، دشمنان بیرونی و درونی خلق و مکتب که او رو پیوسته مورد زهرآگینترین حملات قرار میدادند، فاتح پیروزمند جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی رو پرورش داد و بر جای گذاشت.
پس سلام نسلها بر تو باد ای مولای ما، سلام همهٔ احرار و مجاهدین، سلام خلق خمینی زده و در خون تپیدهٔ ایران.
صحنهیی از ارتباطات سازمان مسلح مخفی، در شرایطی که امام حسن عسکری خود در کنترل و زندان بود.
نقل از جلد پنجاه بحار الانوار صفحه ۲۸۳
امام حسن عسکری، در حالی که در پادگان نظامی در حالتی شبیه زندان تحتٍ نظر بود، شیعیان و پیروانش را، با اقدامات و روشهای مخفیانه، سازماندهی میکرد.
داوودٍبنِ اَسًوُدً گوید: امام حسن عسکری علیهالسلام مرا فراخواند و چوبی که گویا پایهٔ دری بود، گٍرًد و دراز، به اندازهٔ کف دست، به من داد و گفت: این چوب را به یکی از نمایندگان آن حضرت برسانم. به راه افتادم. در عبور از محلهٴی، یکی جلوی مرا گرفت. منهمان تٍکٍه چوب را بالا بردم و بر او زدم، چوب شکست. به قسمت شکستگی چوب نگاه کردم، چشمم به نامههایی که در آن جاسازی شده بود، افتاد. شتابان چوب را در آستینم نهان کرده و فرار کردم.
داوودٍبنِ اَسًوُدً میگوید پس از این ماجرا، امام حسن عسکری، مرا بهخاطر عدم رعایت اصول پنهانکاری، مورد حسابرسی قرار داد.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
