۱۴۰۵/۵/۱۰
چرا «فروغ جاویدان» هنوز کابوس کارگزاران رژیم است؟
۱۴۰۵/۵/۱۰
تکرار هشدارهای مقامها و رسانههای حکومتی درباره عملیات فروغ جاویدان
گفتگو با حمید اسماعیلزاده
این روزها شاهد مواضعگیریهای سریالی کارگزاران رژیم در مورد عملیات فروغ جاویدان و نگرانیها از دنبالهداری آن هستیم. همراه هستیم با آقای حمید اسماعیلزاده تا به این موضوع بپردازیم. سلام به شما آقای اسماعیلیزاده و خوش آمدید به این گفتگو.
من هم سلام دارم خدمت شما و همه بینندگان عزیز. درود بر شما.
آقای اسماعیلزاده، اجازه بدید ابتدا صحبتهای صمدی، کارشناس حکومتی در تلویزیون رژیم رو بشنویم و بعد من سوالم رو بپرسم.
«قصه مرصاده... این منافقین... این البته فقط بحث نفوذشون خیلی دردناکه. این نفوذی که دارند اذیتکنندهست. ولی این ارسال پیام ضعف، آقا من اون آقایونی که به هر دلیلی، یکی با دلسوزی، یکی از سر عشق به مذاکره، یکی از سر اینکه نه، باید با همه کنار بیایم... اینا صحبتهاشون زیاده. الان تو فضای مجازی همهشون اجازه بروز دارند. آقا این پیامی که ارسال میکنیم به طرف مقابل، طرف مقابل حساب میکنه رو این. خودمون بعضیهامون رو تحویل نمیگیریم، ولی اون تحویل... اون میشینه محاسبه میکنه. میگه چه خبره تو این مملکت؟ من بیام، نیروهای من از زندان بیان بیرون، تیپشون آمادهست.»
بله، حرفهای این کارشناس رژیم رو شنیدیم. آیا هنوز از فروغ جاویدان در ۳۷ سال پیش نگرانند یا نگرانی امروزش رو ابراز میکنند، آقای اسماعیلیزاده؟
ببینید، طبعاً ۳۷ سال، ۳۸ سال پیش که اینا... از اینکه از اون موقع تا حالا همیشه هر سال میگن، چون سرنگون نشدن با اون عملیات، جشن میگیرن. ولی طبعاً نگرانیشون مربوط به الانه. ببینید، عملیات فروغ جاویدان که یک عملیات نظامی صرفاً نبود، یک حرکت برای سرنگونی بود. حرکتی بسیار حسابشده. چون وقتی شما میگید یک حرکت، حرکت نهایی برای سرنگونی، یعنی اینکه بایستی مجموعهای از موضوعات مختلف سیاسی، استراتژیک، تاکتیکی و نظامی، اینا در هم ضرب بشه، تو یک نقطه به هم بپیونده.
و در اون مقطع چنین بود؛ که حالا برعکس این... در ادامه صحبتهاش یه خزعبلاتی هم میگه از اینکه خلاصه انگار که مثلاً با توهمی میخواد از... مثلاً انجام شده فروغ؛ در حالی که حتی به لحاظ تاکتیکی و نظامی بسیار حسابشده بود. هرچند که تصمیمگیریش، یعنی بهاصطلاح قرار بود که سه ماه بعد انجام بشه و به دلیل جام زهری که رژیم سر کشید، به اجبار در شرایطی باید تصمیمگیری میشد که سریعتر انجام بشه و طبعاً آمادهسازیهای لازم انجام نشد. ولی ببینید، اتفاقاً اوج صداقت و فداکاری مجاهدین رو میرسونه. در لحظهای که رژیم در نقطه ضعفش بود و در لحظهای که اگر شما این عملیات رو مجاهدین نمیکردند دیگه بعدش فرصتی برای این عملیات نبود، دار و ندارشون رو گذاشتند تو این عملیات.
یعنی پاسخ به ضرورت تاریخی فروغ جاویدان انجام شد.
دقیقاً. یعنی یک وظیفه تاریخی که اتفاقاً، چون ببینید حتی به لحاظ تاکتیکی... حالا بعداً طبعاً جمعبندی شد تو مجاهدین، مثلاً خیلی ارتقا پیدا کرد، بعد ارتششون زرهی شد، خیلی کارهای دیگه کردند؛ ولی همون موقع هم به اصطلاح اگر که این راهبندان جاده نبود و به کرمانشاه میرسیدند - که خیلی خیلی امکانپذیر بود، یعنی اصلا یه چیز فقط... یعنی بهاصطلاح رژیم شانس آورد به خاطر اینکه این ترافیک جاده به خاطر برگشت مردم پیش اومد - و الا خب حتی به لحاظ تاکتیکی... کما اینکه میبینیم بعد از چند دهه وقتی همون تاکتیک مجدداً فرض کنید که تو سوریه بهاصطلاح معارضین سوریه یا همون اپوزیسیونش در واقع اجرا کرد همون طرح رو، هنوز روز دوم بودند سفیر رژیم تو لبنان گفت اینا میخوان همون در واقع تاکتیک فروغ جاویدان مجاهدین رو برن ولی موفق نمیشن، و دیدیم که شدند. پس تا اونجایی که برمیگرده به عملیات فروغ جاویدان، یک عملیات بسیار موفقی بود. ولی به هر حال چون مال گذشتهست، رژیم پس الان مسئلهش الانه.
ولی چرا مسئلهش الانه و دوباره این رو تکرار میکنه؟ ببینید میگه «ما پیام ضعف ندیم که بفهمن همون نقطهست». نمیگه پیام ضعف ندیم مثلاً فرض کنید که دشمن خارجی ما بفهمه و مثلاً ما رو بمباران کنه، یا بخواد یک اقدام زمینی بکنه. اینو نمیگه. چون میدونه این معنی سرنگونی نمیده. اگه یه عملیاتی بود، مثلاً یه عملیاتی حتی در فرض کنید که ابعاد فروغ جاویدان، ولی صرفاً یه عملیات نظامی بود مثلاً توسط یک نیروی خارجی انجام میشد، رژیم ترسی از سرنگونی نداشت باهاش و اصلاً دوباره هشدار نمیداد.
یعنی تضاد این نقطهست برای رژیم که این عملیات، عملیاتی بود توسط نیروی سرنگونکننده انجام شد و در لحظهای که میتونست باعث سرنگونی بشه. و این رو رژیم داره دوباره حس میکنه؛ که ببینید، نقطه نقطهی سرنگونیشه. یعنی نقطه ضعفش. ببینید، ایزولاسیون بینالمللیش، وضعیتش در منطقه با همسایههاش که همهش در جنگه، وضعیتش در جامعه و جامعه انفجاری که مستمر میگه و حتی خودش دوباره همین چند وقت پیشها بهاصطلاح از داستان بنزین عقبنشینی کرد، و وضعیت درون رژیم، جناحهای رژیم که دعواهاش اینقدر بالا گرفته که دیگه به هم تهدید میکنند و بعد موضوع دعواشون هم صرفاً این نیستش که از این مسیر یا از این مسیر، دعوا رسیده به خود ولی فقیه.
پس بنابراین تو این نقطه میگه ببین ما بیشتر از این نقطه ضعف نداریم. یا مثلاً یکی میگه خب نقطه ضعف که مثلاً الان که روحیهمون خوبه. یعنی در نقطهای که الان به اصطلاح خودش میخواد قدرقدرتی نشون بده، میخواد قلدرری نشون بده، ولی تو این نقطه به شدت میترسه از سرنگونی توسط نیروی سرنگونکننده و توسط حرکت سرنگونکننده. حالا طبعاً متفاوت خواهد بود. مثلاً این عملیات در شرایطی بود که ارتش آزادیبخش با نیروهای آمادهش بعد از عملیات آفتاب و چهلچراغ و مهران و دشت... در واقع شکستی که به رژیم داده بود توی مرز مستقر بود. این یک نوع تاکتیک بود. ولی تاکتیکها متفاوته، ولی نیروی سرنگونکننده و استراتژی سرنگونیش ثابته.
میبینیم که مثلاً عملیات پتک آتشین انجام شد بعد از قیام دیماه. چون بعد از قیام دیماه ضروری بود این عملیات تیز به خاطر اینکه سرکوب کرده بود رژیم، کشتار کرده بود برای اینکه بگه تمام شد. در حالی که اتفاقاً یک حرکتی در جهت سرنگونی، حمله به بیتالعنکبوت صورت گرفت. هرچند که، هرچند که رژیم سعی کرد صد درصد سانسور کنه، بقیه خیلیها باهاش همراهی کردند؛ چون ببینید موضوع سانسور وقتی یک خبری رو شما همه دنبال خبرند، خبرهای بالاتر از این که وجود نداره، حالا اینور اونور درز داد رژیم و... ولی چون اسامی شهدایش همه دست سازمانهای بینالمللی هستش، ولی چرا وقتی که یکی در واقع سانسور میکنه مجاهدین رو، معنیش اینه که داره به صورت غیرمستقیم با رژیم مذاکره میکنه. چون داره به رژیم میگه ببین من این سرکوب رو کردم، این سانسور رو کردم، چون سانسور یعنی سرکوب، یعنی چیز... زندانی کردن. یکی رو زندانی میکنند که حرفش به ملت نرسه، خب یکی رو هم سانسور میکنند حرفش نرسه. ولی اینو چرا میکنه؟ مشکلیشون خود مجاهدین که نیستش، مشکلشون اینه که با رژیم طرفحسابند. پس باید به رژیم باجش رو بده.
پس به همین دلیل، ولی علیرغم اینها، برای اینکه نمیخوام... واقعاً خوبه که سر فروغ و حرکت فروغ، نه صرفاً... حالا خودش به لحاظ... دیدم خیلی خوبه که سیما بهش پرداخته این سالهای اخیر و داستانهاش رو خیلی داره تعریف میکنه...
و جا داره بسیار هم پرداخته بشه.
خیلی بیشتر پرداخته بشه به حرکتی که انجام شد و این گفته شده توسط رهبری مقاومت گفته شده، ولی خیلی خلاصه. ولی واقعاً جا داره که سیمای آزادی اینها رو باز کنه و خیلی تجارب خوبی برای این دوران بهخصوصه. بله.
آقای اسماعیلزاده، خب در رابطه با ابعاد عملیات کبیر فروغ جاویدان و اون لرزه سرنگونی که به تمامیت رژیم انداخت هیچ تردیدی نیست. اما خب در رابطه با صحبتهای همین فردی که الان کلیپش رو پخش کردیم، خب چند نفر هم ممکنه حرفها و نظرهایی داشته باشند. این چقدر میتونه وزن داشته باشه و موثر باشه به نظر شما؟
اتفاقاً خیلی نکته خوبی رو گفتید. علتش اینه که این فقط مربوط به این که نیست. یعنی این نفری که الان گفته، تقریباً تو تمام رژیم، همه بهاصطلاح سردمدارهای رژیم از روز اول تا حالا، موضوع فروغ مسئلهای که مستمر مطرح میکنند، بهش هشدار میدن. در حالی که مثلاً خودشون میگن ارتش آزادیبخش و مجاهدین هماکنون مثلاً اونجا ندارند. ولی چرا بهش میگن؟ چرا؟ نمونه پتک آتشین رو گفتم، به دلیل اینکه ببینید در فکر میکنم سال ۹۲ یا ۹۱-۹۲ بود که رهبری مقاومت آقای رجوی گفتند چی؟ گفتند «ارتش قیام و ارتش آزادیبخش الان روی هم افتاده».
معنیش اینه که تاکتیکها عوض شده. علتش اینه که دیگه... یعنی به اون شیوه نه، ولی شیوهای که همیشه ابتکارات داشته مجاهدین، همیشه رهبری مقاومت از موضع استراتژیک وقتی یک استراتژی تعریف شده تاکتیکهاش بر زمان مناسب بیرون زده و کشف شده و اجرا شده. خب خیلیهاشون... یعنی میدانیم دیگه، دیگه الان بیشتر نیازی نیست گفته بشه. به همین دلیله که دوباره همین سانسور رو سر فرض کنید کانونها و عملیات آتشینی که انجام میدن سعی میکنه رژیم پیاده کنه. چون اتفاقاً همین نقطه الحاق ارتش... در واقع ارتش آزادیبخش و ارتش قیام هستش.
ببینید، کانونهای شورشی در شرایطی که رژیم در صد درصد آماده باشه، ولی عملیاتشون مثلاً تو همین پراتیک اخیرشون ۶۰ عملیات، بیش از ۶۰ عملیات در فرصت کوتاهی عملیات بسیار درخشانی انجام دادند. خب رژیم اینها رو میدونه و میفهمه و موضوع روی میزشه. حالا اتفاقاً این نیستش که فقط یک دو نفر این حرف رو زدن. رژیم چون میخواد درز نده، اینجوری درز پیدا میکنه یا اینجوری مثلاً تو نمازجمعه مجبوره اون امامجمعه رژیم بگه. چون موضوع جدیه براش. چون ترسش رو داره. خطرش رو حس میکنه.
به همین دلیل هم میخواد آدرس نده، هم مجبوره هشدار بده. پس به همین دلیله که این رو میگه و مجبوره با همین به همین دلیل الانم که سعی میکنه نگه ولی میگه. وقتی هم میگه هشدار میده. حالا بقیه جاها رو هشدار نمیده، مثلاً نمیگه مثلاً دو جور پیام ندیم که وقت آمریکا حمله بیشتر نکنه. نمیگه دو جور پیام ندیم که مثلاً نمیدونم تنگه هرمز فلان نشه. ولی میگه ببین ما پیام ضعف ندیم که شبیه فروغ، عملیات سرنگونی انجام نشه. پس بنابراین موضوع در واقع روی میز رژیم، موضوع سرنگونیه. و چون نقطه خودش نقطه سرنگونیه و چون نیروی سرنگونکننده، نیروی آمادهای که استراتژیش رو تعیین کرده و تاکتیکهاشو به موقع همیشه اجرا میکنه، به همین دلیل وحشت کرده رژیم. به همین دلیل هی به هم هشدار میدن. در حالتی که مثلاً به هم سر چیزهای دیگه هشدار نمیدن. هی دارند به کشورهای دیگه هشدار میدن. مثلاً فلانتون میکنیم، بیسارتون میکنیم، نمیدونم اقتصاد جهان رو به آتیش میکشیم، نمیدونم کشور فلان رو فتح میکنیم، همه این حرفها رو میزنند؛ ولی سر مجاهدین که میشه، فقط دارند به همدیگر هشدار میدن. علتش فقط همینه.
بله، خیلی ممنون از شما آقای اسماعیلزاده و ممنون از توضیحاتی که دادید. با تشکر. خیلی ممنون، خدا نگهدار شما.
خیلی ممنون که این فرصت رو دادید. خداحافظ.
