همیاری؛ پیوندی که استقلال یک رسانه را با اراده مردم تضمین می‌کند

روایت‌هایی از همیاران سیمای آزادی؛ از تأکید بر نقش پشتیبانی مردمی در حفظ استقلال رسانه تا دل‌نوشته‌ای درباره آزادی، امید و آینده ایران.

بله، من دارا ملکی هستم. یکی از افتخاراتم در طول سالیانی که پشتیبانی می‌کنم از مقاومت، شرکت در برنامه‌های همیاری سیمای آزادیه که بسیار انگیزاننده، برای خود من خیلی برکات داشته. از دیرباز سازمان به دلیل اون ماهیت مردمیش همواره استقلال خودشو از طریق گرفتن کمک تنها از منبع مردم تونسته که این استقلال رو در تمام دوران فعالیت‌هاش در ۶۰ سال گذشته تامین بکنه. خوشبختانه با روی باز و پیشانی هر حال افتخار می‌تونیم اعلام بکنیم که این مسیر تا امروز به همین ترتیب طی شده و بعد از این هم طی خواهد شد و چه امری مبارک‌تر و چه برکتی از این بالاتر می‌تونه وجود داشته باشه. به همین ترتیب بتونیم که دین خودمون رو به جنبش و به مردممون ادا بکنیم و در این همیاری با افتخار کامل به هر اندازه‌ای و به هر وسعی که در اختیارمونه بتونیم کمک بکنیم.

استقلال با تکیه بر مردم؛ فلسفه‌ای که همیاری را ماندگار کرده است

درود فراوان به یاران. دکتر هادی شکیبانژاد از لس‌آنجلس هستم، برادر مجاهد قهرمان مسعود شکیبانژاد و در این دوره همیاری تشکر می‌کنم و تحسین می‌کنم همراهی و کمک مالی دوستان مقاومت را. در این قسمت من دل‌نوشته‌ای دارم که خواستم تقدیم شورای ملی مقاومت و سیمای آزادی بکنم.

من نسل بیدارم. من نسل قیام و ایمانم. نسل امید و آتش، نسل آزادی، عدالت و فردای روشن.

من از تبار تسلیم نیستم. من از نسلی آمده‌ام که زنجیر را نمی‌پذیرد و سکوت را در برابر ظلم خیانت می‌داند.

تا زمانی که ظلم نفس می‌کشد من ایستاده‌ام، بی‌باک، استوار، شکست‌ناپذیر. من طوفانم، خروشان، بی‌امان، از قلب مردم برمی‌خیزم تا ایران را بر شالوده آزادی دوباره بنا کنم.

من گردبادم، دیوارهای استبداد را فرومی‌ریزم. با دست‌هایی به هم گره خورده، با ایمان به مردم، با امید به آینده، فردای آزاد را می‌سازم.

من سیل خروشانم. از کوه می‌گذرم، از دشت می‌گذرم و هیچ قدرتی، هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر اراده ملتی بیدار را ندارد.

از نسل قیام تا رؤیای آزادی؛ روایت یک دل‌نوشته از امید و ایستادگی

من آتشم، آتش آگاهی؛ آتشی که دروغ را می‌سوزاند، استبداد را می‌سوزاند، فریب را می‌سوزاند و در دل هر ایرانی مشعل امید را روشن نگه می‌دارد.

من فریاد آبانم، فریاد دی‌ماهم، فریاد خردادم، فریاد مهرماهم. من فریاد همه روزهایم، همه ماه‌ها، همه فصل‌ها، همه سال‌ها. من صدای نسلی هستم که آزادی را با همه وجودش فریاد می‌زند.

من عصیانم، من اعتراضم، من طوفانم. من فریاد خاموش‌ناشدنی مردمی هستم که آزادی را حق خود می‌دانند.

اما پیش از هر چیز، من عشق به مردمم، عشق به حقیقت، عشق به آزادی، عشق به عدالت، عشق به ایران.

اگر بهای آزادی جان باشد، اگر بهای رهایی گذشتن از همه هستی باشد، من ایستاده‌ام، زیرا آزادی مردم ایران ارزشمندتر از جان من است.

پیمان برای ایران آزاد؛ پیامی که با همیاری گره خورده است

من مجاهد خلقم. آرمان من قدرت نیست، آرمان من مقام نیست، حکومت بر مردم نیست، آرمان من رهایی ایران است، رهایی مردم ایران و برپایی جمهوری آزاد، دموکراتیک و برپایی رأی مردم، جمهوری بر پایه عدالت، برابری و کرامت انسانی.

تا آخرین نفس، تا آخرین گام، تا آخرین قطره خون بر پیمان خود خواهم ماند؛ برای ایران آزاد، آباد، دموکراتیک و شایسته مردمش.

تا صبح آزادی وطن حاضر، حاضر، حاضر.

می‌توان و باید، می‌توان و باید، می‌توان و باید.

آزادی، آزادی، آزادی.

مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط