بحران دارو در ایران؛ وقتی درمان هم به کالای لوکس تبدیل میشود
۱۴۰۵/۵/۲۶
از چهار برابر شدن قیمت دارو تا رونق بازار سیاه؛ چرا بیماران ایرانی برای دسترسی به داروی ضروری هم باید هزینههای سنگین بپردازند؟
گفتگو با دکتر سینا دشتی
بله. شنیدیم با هم دردودلهای هموطنان ستمدیده رانندگان غارتشده رو که با چه خون دلی از اونچه که بر اونها میگذره میگفتند. از این بحرانها در میهن آخوندزده ما بسیاره. یکی از بحرانهایی که در همین سال ۱۴۰۵ تشدید شده، گرانی و کمبود داروهای ضروری است. این داروها یا در بازار سیاه با قیمتهای چند برابری به فروش میرسند یا اصلاً در دسترس نیستند. این وضعیت با فقر گسترده و تشدید شونده، وضعیت بهداشت و درمان رو در ایران وخیمتر کرده. برای بررسی این موضوع همراه هستیم با دکتر سینا دشتی، متخصص بیماریهای عفونی.
بحران کمبود و گرانی دارو هر روز در میهنمون تشدید میشه. روزنامه حکومتی جمهوری، هفته پیش نوشته بود که کمبودها محدود به یک گروه خاص نیست. در میان داروهای عمومی، داروهای اعصاب و روان بیشترین سهم را در کمبودها دارند. داروهایی که قطع مصرف اونها حتی برای چند روز نیز میتواند وضعیت بیماران را به شدت وخیم کند. در حوزه بیماران خاص نیز کمبود برخی داروهای هورمونی، فرآوردههای خونی، داروهای ضد قارچ، برخی آنتیبیوتیکهای تخصصی و تعدادی از داروهای وارداتی بیش از سایر اقلام احساس میشود. برخی از این داروها حتی تا ۲-۳ ماه از شبکه رسمی توزیع غایب بودهاند. این اون چیزی هست که روزنامه حکومتی جمهوری نوشته. این کمبودها و عدم دسترسی به داروهای مورد نیاز چه تأثیری رو بر روند بیماریها بهخصوص بیماریهای عفونی که حوزه تخصصی شما هست داره آقای دکتر؟
واقعیت وقتی مطالعه میکنیم وضعیت داروها رو در این دوران مخصوصاً امسال یعنی مردادماه ۱۴۰۵ و مقایسه کنیم با عرضم به حضور، مرداد پارسال، یعنی در یک سال گذشته، واقعیتش اینه که ما... ، با شرایط بسیار جدی روبرو هستیم. اولاً که اومدن اینو گفتن بحث اصلاح قیمت دارو بوده که گفتن یک سری تقریباً ۱۰۹۶ قلم دارو رو مورد به اصطلاح اصلاح قیمت گفتن باید بخشی از افزایش هزینههای تولید سرشکن بشه روی مردم، بین ۶ تا ۶۰ درصد و به طور میانگین ۴۸ درصد قیمتهای تولید رو بهش گفتن اصلاح کردیم، یعنی خودبخود بردن بالا. این خود تکه اولش بوده.
ولی این بحث هزینه جبران نیست، بحث اینه که مثلاً شما میبینید یک بسته پنیسیلینِ آموکسیسیلین ۵۰۰ میلیگرمی ۱۰۰ تاش در پارسال نزدیک ۲۹۶ هزار تومن یا ۳۰۰ هزار تومن بوده، الان همون بسته ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن هست، یعنی ۴ برابر شده قیمتش. شوک قیمتی که در مردادماه امسال واقع شد، بسیار بعد از مراسم اربعین بسیار حساس بود، مشخص بود در جامعه. و اینکه یک زنجیرهای هست، زنجیرهای که ببینید... این دارو رو خب شرکت دارویی باید به اصطلاح داروخانه از شرکت پخش دارو بخره، بعد بیمه باید بهش پول بیمه رو بده، پول دارو رو بده به داروخانهها. الان قسمت بدهکاری شرکتهای بیمه و سازمان تأمین اجتماعی به داروخانهها بالای ۶۴ هزار میلیارد تومن هست، یعنی همت. ۶۴ و نیم میلیارد عبور کرده در این... خب این با این وضعیت، یه بخش اینه که قیمت دارو چیه، یه بخش اینه که خب آیا توان پرداخت هست یا نه؟ مثلاً شما میآید میگید که من الان این دارو رو که دارم میگیرم چه بخشیش رو بیمه میده چه بخشیش رو بیمه نمیده. حالا ممکنه اینا داروها یه کم رفته باشه بالا ولی ببینید بخش زیادیش از پوشش بیمه خارج شده، یعنی هزینهای که روی بیمار هست به مراتب سنگینتر میشه.
دارو چهار برابر گران شد؛ وقتی بیمار بین نان و درمان گیر میکند
این وضعیت به این صورت جدیه که خب شما میگی آقا من مثلاً در سفره غذاییم این غذا رو حذف میکنم، لباس نمیخرم، کفش نمیگیرم برای بچه بره مدرسه، ولی وقتی شما یه بیماری عفونی داری که بچه ریهاش عفونت داره، عفونت ریوی داره، عفونت کلیوی داره، شما بالاخره باید این دارو رو تهیه کنی، بهش برسونی. این چجوری میشه که این وضعیت واقعاً برای مردم ایران غیرقابل تحمل شده تو این مدت. یک ساختار پیچیده بوروکراتیکی هست در رابطه با دارو در ایران که چندین و چند وزارتخانه، بهداشت، سازمان غذا و دارو، سازمان بیمه اجتماعی، سازمان برنامه بودجه، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، سازمان تعزیرات و سازمانهای دیگه اونا توش هستن، اینا فقط در پخشش هستن، تولیدش جای دیگهست و اینا. خب وقتی این سیستم اینقدر پیچیدهست از لحاظ بوروکراتیک، به طبع اصلاح اونو بخوان مسائلشو حل و فصل کنن هرجوری، حتی از لحاظ اصلاح در درون همین نظامم باشه بسیار سخته.
واقعاً میگم یعنی وقتی که بیمار دارو بهش نرسه، یکی دیگه مثلاً گفته بود بیماری قند، طرف میگفت آقا دارو گرونه، من الان این قندمم ۴۰۰ رسیده هر دو روزی یه بار قرص قندمو میخورم چون نمیرسه هزینهام. خب این دیگه به قول معروف عواقبش واقعاً بسیار سنگینه برای بیماران و الان از حد یک مسئله فردی جدا شده و به حد بحران اجتماعی داره وارد میشیم.
بله. حالا آقای دکتر، یه موضوعی که الان در ایران عام شده خرید دارو از بازار سیاه هست. این پدیده چه تهدیدها و عوارضی داره؟
بازار سیاه دارو؛ وقتی داروی حیاتی از داروخانه ناپدید و در ناصرخسرو پیدا میشود
خب ببینید بازار سیاه میبینید چند تا چیز هست. این دارو چجور نگه داشته شده؟ چون داروهای به قول معروف برای اینکه بمونن باید یک سری استانداردهای نگهداری داشته باشن. یک مسئله دیگه این هست که متأسفانه هست، اینه که لیبل دارو رو عوض میکنن. دارویی که تاریخ مصرفش گذشته رو فقط تاریخ مصرفش رو عوض میکنن، میذارن و گچ میفروشن در حقیقت. یعنی دارو مؤثر نیست، تاثیرشو از دست داده به خاطر اینکه در انبار بوده و فلان نشده، فقط لیبل رو عوض میکنن، قوطی رو عوض میکنن. شیوههای مافیایی، معذرت میخوام، واقعاً شیوههای مافیایی. وقتی تو اونجا هستی دیگه هیچ کنترلی حتی در حد این معمول و معقول که تو همین سیستم هم بتونی رژیم هم بتونه داشته باشه اونم دیگه در دست نیست.
خب به طبع اون داروها از کجا میاد؟ چه کسانی صاحبان بازار دارو هستن در ناصرخسرو؟ چه کسانی دستشون میرسه؟ دارویی که دست هیچکس نیست، در هیچ داروخانهای پیدا نمیشه، چرا به وفور اونجا پیدا میشه؟ خب این دستهای پنهانِ پشت خود نظامشون هست که میخوان به قول معروف به این نقطه برسونن. متأسفانه یک بخشی از یعنی یک سیمپتومی هست از یک بازار مریض که مردم ایران دارن باهاشو به سنگینترین وجه میدن.
