دانشگاه چرا دوباره به کابوس رژیم تبدیل شده است؟
۱۴۰۵/۷/۸
از هشدارهای امامجمعهها و رسانههای حکومتی تا فشار و تهدید دانشجویان؛ چرا حکومت اینقدر از دانشگاه نگران است؟
گفتگو با احمد افشار
چند روز از بازگشایی دانشگاهها گذشته و شرایطی که اولین اعتراضات دانشجویان شروع شده، رسانههای حکومتی و امامجمعهها پشت سر هم دارند هشدار میدهند که دانشگاه را سفت و سخت بچسبید تا دشمن در آن فعالیت نکند. سؤال این است که علت چیست؟ مشکل کجاست؟ مگر این همه ارگان سرکوبگر با دست کاملاً باز در دانشگاهها نیستند؟ آن هم ۹ سال، ۱۱ سال و ۲ سال و نیم و این همه سال؟ پس این همه هشدار و نگرانی برای چیست؟
ممنون میشویم آقای احمد افشار تا به این موضوع بپردازیم.
اجازه میخواهم در ابتدای گفتوگوی امروزم درود بفرستم به دو شورشگر، دو شهید سرفراز، علی همتی و مجید نیکاندیش که امروز جلادانه رژیم در مشهد، با این جنایت جدید، آنها را به شهادت رساندند.
البته این شهادت و این دلاوری و این جنایت رژیم، قبل از هر چیز بهخوبی رونمایی میکند از نقطهای که جامعه ایران، جامعه انفجاری ایران، به آن رسیده و آن لحظات بسیار تعیینکنندهای که داریم به آن نزدیک میشویم و رژیم با این اعدامهای وحشیانه تلاش مذبوحانه میکند که از آن جلوگیری کند.
بله، ما هم همگام با شما درود میفرستیم به این دو شهید.
اما اجازه بدهید در مورد نکتهمان، سر دانشگاهها و اعتراضاتی که اخیراً شروع شده، صحبت کنیم. هنوز چند روزی از بازگشایی دانشگاهها نگذشته است.
روزنامه حکومتی نوبنیاد، متعلق به باند پایداری، در مطلبی از قول تعدادی از اعضای مجلس رژیم ـ اجازه بدهید از روی آن بخوانم ـ اینطور نوشته است:
«در شرایطی که دشمن در تدارک آشوب سازمانیافته در کشور است و در همین راستا حساب ویژهای روی دانشگاه باز کرده است، عملکرد ضعیف و منفعلانه وزارت علوم، بهویژه شخص سیمایی صراف، در برخورد با عوامل آشوب و هنجارشکن در زمستان ۱۴۰۴، نگرانیها و ضرورت برخورد قاطع با عوامل آشوب را دوچندان کرده است.»
مضمونش این است که خلاصه خواستار شدت عمل شدهاند، آن هم هنوز شروع نشده. سؤال این است که اگر این وزیر رژیم، وزیر علوم رژیم، در سرکوب دانشجویان چیزی کم گذاشته بوده، پس چرا چنین خواستهای را مطرح میکنند؟ واقعیت صحنه چیست؟
چرا با وجود این همه سرکوب، باز هم از «خطر دانشگاه» حرف میزنند؟
همچنان که در بقیه موضوعهای دیگر، از جمله امور اقتصادی و مذاکرات، بنبستهای متعددی که رژیم با آن روبهروست، سرریز میشود روی جناحهای داخلی و جنگ و جدالهای داخلش.
این بار هم وقتی که یک موضوع بسیار بسیار حساس، پیوندش با قیام پیش رو، یک پیوند ارگانیک و یک پیوند تعیینکننده است، چون خودتان میدانید که دانشگاه و دانشجویان همواره موتور محرک و قلب جنبشها بودهاند.
در همهجا، در جنبش قیام عظیم دی ۱۴۰۴، بعد از اینکه البته حرکت از بازار شروع شد، ولی با پیوستن دانشجویان بود که تبدیل به یک موج قوی و غیرقابل توقف اجتماعی برای رژیم شد.
خب، الان این پایداریچیها تلاش میکنند آن را با متمرکز کردن روی وزیر آموزش عالی، در واقع دستگاه پزشکیان و دولت پزشکیان، یک چیزی را به جنگ و دعواها اضافه بکنند و آن را مورد حمله قرار بدهند.
اما واقعیت این است که هیچکس نمیتواند بگوید این سیمایی صراف و بچههای کل دستگاه سرکوبگر که تحت عنوان وزارت آموزش عالی هستند، هیچ چیزی از محروم کردن از تحصیل دانشجویان، محروم کردن استادان شرافتمند، ستارهدار کردن آنها و تهدیدات مختلفی که از اول سال تحصیلی امسال گذاشتهاند، فروگذار کردهاند.
فیلترهای مختلف خودشان را دارند و از هیچ گذری کوتاه نیامدهاند. تعدادی از دانشجویان را هم حکم بغی و محاربه و احکام متعددی برایشان صادر کردند؛ محرومیت از تحصیل، محرومیت از حضور در دانشگاه و خلاصه دستگیریهای مشخص.
حتی در خبرها هم بود که من خواندم، در همین تجمعی که در دانشگاه علامه تشکیل شده بود، پیامکهایی برای خانواده شرکتکنندگان در این تجمع فرستاده بودند که خلاصه اینها را دستگیر میکنیم، سرویس میکنیم و فلان میکنیم؛ تهدید کرده بودند.
جنبش دانشجویی چه نقشی در پیوند دانشگاه با حرکتهای اجتماعی دارد؟
یعنی خلاصه تا جایی که به سرکوب و تهدید مربوط است، هیچ فروگذار نکرده و کم نگذاشته. اما همانطور که شما اشاره کردید، این حرفهای نوبنیاد و پایداریچیها، در ادامه همان چیزی است که این هفته امامجمعههای رژیم هم مطرح کردند.
بهطور مشخص، من در هفتههای قبل، دو هفته قبل و این هفته آخر، مشخصاً در مشهد، شیراز و بجنورد میدیدم که روی این موضوع دانشجویان و وحشتی که رژیم از این مسئله دارد، تأکید میکردند.
خطاب به خانوادهها میگفتند: «خانوادهها، خلاصه شما حواستان به بچههایتان باشد.»
وقتی خانوادهها را هم تهدید میکنند، حکومت از چه چیزی میترسد؟
به بیان دیگر، فردا نیایید بگویید خلاصه آنچه را دستگیر کردید، چرا پیدا کرد؟ یعنی هرچه بیشتر، وحشتشان را از این جهت نشان میدهد که به هر حال دانشگاه بالقوه خودش یک کانون بزرگ شورش و شورشی است که با به حرکت درآمدنش، اقشار دیگر جامعه هم به چرخش درمیآیند.
یعنی یک نقش محوری را همیشه جنبش دانشجویی در این حرکتهای اجتماعی داشته است.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
