۲۸ مرداد؛ مصدق کجای تاریخ ایستاده و چرا رژیم ناگهان «مصدقی» شده است؟

۱۴۰۵/۵/۲۸

از تحقیر مصدق تا مصادره نام او؛ تناقضی که نیاز سیاسی رژیم آخوندی را افشا می‌کند

گفتگو با فریدون سلیمی

بینندگان عزیز، ۲۸ مرداد هر سال سالگرد کودتای ننگین علیه دولت ملی دکتر مصدق هست. اون‌چه که می‌خوایم در این بخش بهش بپردازیم، تناقضات رژیم آخوندی در مورد این رویداد مهم تاریخی میهن‌مونه که سرنوشت رو تا همین امروز علیه مردم ایران رقم زده. از یک طرف ناسزاگویی به مصدق و از طرف دیگه خود رو شریک مصدق معرفی کردن. علت این تناقض در رژیم آخوندی چی هست؟ همراه می‌شیم با آقای فریدون سلیمی تا به این موضوع بپردازیم. سلام دارم خدمت شما. آقای سلیمی، تشکر از این‌که دعوت ما رو پذیرفتید.

خیلی ممنون. منم سلام دارم هم خدمت شما و هم بینندگان عزیزتون. بله، در خدمت هستم.

بله، تو خبرها داشتیم آقای سلیمی که غریب‌آبادی معاون وزیر خارجه‌ی رژیم آخوندی در همین چهارشنبه در شبکه‌ی ایکس خودش پیامی نوشته به این صورت که «کودتای ۲۸ مرداد مداخله‌ی مستقیم آمریکا و انگلیس در اراده‌ی ملت ایران و حق تعیین سرنوشت اون بود». مشابه این رو بقایی سخنگوی وزارت خارجه‌ی رژیم هم گفت. خب، ما می‌دونیم این عرض این وضعیت و این بیان‌ها در مورد مصدق مغایر با اون چیزی هستش که این رژیم این رژیم بهش نگاه می‌کنه. ارزیابی شما از این اظهارات چی هست؟

بله. خب همون‌طور که شما اشاره دادید البته نه فقط این دو تا مقام رژیم، رسانه‌های رژیم هم از جمله روزنامه‌ی سپاه پاسداران هم اشاره به این داره که اون‌چه که در ۲۸ مرداد رخ داد، در واقع اقدامی از جانب کشورهای آمریکا و انگلیس، یه کودتا بود به هر حال و جانبداری از مصدق، که خب جالبه.

خب در اصل ۲۸ مرداد که کودتایی علیه اراده‌ی ملت ایران و دولت ملی مصدق بوده که خب یک حقیقت تاریخی‌ست و به وضوح روشن هست، اما این‌که این حرف رو ما از زبان مقام‌های رژیم و رسانه‌های رژیم می‌شنویم خب طبعاً باید ببینیم که چه ریاکاری و فریب‌کاری در اون وجود داره و به دنبال چه هدفی هستن. چون یک‌دفعه ما دیدیم که این رژیم مصدقی شد و از اون‌ور صحبت از این کردش که به اصطلاح دولت‌های بیگانه با یک کودتا اون رو سرنگون کردن. خب کشف این حقیقت تاریخی یه دفعه ناگهان رژیم متوجه‌ش شده. چون‌که ما می‌دونیم در سابقه‌ی این رژیم در رابطه با مصدق چه‌ها گفته شده و چه حرف‌هایی بوده و با جعل جایگاه خودش حالا این‌بار تلاش می‌کنه که خودش رو در صف مصدق و اراده‌ی ملت ایران نشون بده. خب پشت این چه حقیقتی خوابیده؟ چون ماهیت و سابقه‌ی رژیم و اون‌چه که درش گذشته با مصدق که به دنبال حاکمیت ملی و برقراری به اصطلاح اراده‌ی ملت بود کاملاً مغایرت داره به همین خاطر این رژیمی که از سلف خودش یعنی آخوند کاشانی که در کنار شاه و کودتاچی‌ها دست به اون اقدام زدن و شعبان‌بی‌مخ‌ها رو به صحنه آوردن، بهشون پول دادن، پشتیبانی کردن و بعد دست آخر خواهان اعدام مصدق بعد از کودتایی که انجام شده بود، بودن و کاشانی در راسش بود که خواهان چنین اعدامی بود، حالا چی شده که این آخوندها، چون می‌دونیم خود خمینی هم ادامه‌دهنده‌ی همون خط بوده، با همون کاشانی حشر و نشر داشته و بعد هم یادمون نمی‌ره که در سال ۵۸ با تحقیر مصدق گفتش که «مصدق سیلی خورد و اگر مصدق باقی می‌موند، سیلی به اسلام می‌زد» البته منظورش از اسلام هم حاکمیت آخوندی و ارتجاعی خودش بوده و این‌طور به تحقیر مصدق پرداخت، حالا همین رژیم که در دهه‌های گذشته شاهد بودیم نه هیچ‌وقت سالگرد رسمی برای مصدق گرفتن، حتی وقتی که مردم ایران در همون ابتدای انقلاب ۵۷ خیابون، خیابون در یکی از خیابون‌های اصلی تهران رو به نام مصدق نام‌گذاری کردن، همین رژیم این نام رو عوض کرد و اجازه نداد که حتی یکی از خیابون‌های تهران هم به نام مصدق به ثبت برسه.

حالا کسی که در تمام طول این دهه گذشته، دهه‌های گذشته در حاکمیت بوده و با همه‌ی مظاهر به اصطلاح حاکمیت ملی و اون‌چه که از مصدق بود و اندیشه‌ی اون در مخالفت و عناد و جنگ بوده و تلاش کرده اون‌ها رو حذف بکنه، حالا می‌بینیم که یه دفعه الان مصدقی شد و همین حرفی که از مقام‌های رژیم شما نقل قول کردین رو ما می‌شنویم. البته این‌ها نه سر اعتقاد هست، بلکه دقیقاً از سر یک نیاز سیاسی هست که طبعاً رژیم بهش رو آورده و خودش رو و نامشروع بودنش رو می‌خواد پشت این حقیقت تاریخی مشروع که در قلب ملت ایران جا داره خب طبعاً پنهان کنه.

مصدق؛ حاکمیت ملی یا تصویری که رژیم می‌خواهد مصادره کند؟

در عین حال هم باید تاکید بکنیم که خب ملت ایران پاسخ سال‌ها استبداد سلطنتی و شاه استعماری رو خب با انقلاب ۵۷ دادن و اون حاکمیت و استبداد رو سرنگون کردن، ساواکش رو در هم پیچیدن و به اصطلاح از اون‌ور هم دیدیم که این رژیم بعد از کنار زدن اون و فراری دادن شاه، به اصطلاح چطور پاسخ اون استبداد سلطنتی رو داد. و از اون‌ور هم در اسناد رسمی که توسط وزارت خارجه‌ی آمریکا بعدها منتشر شد، دیدیم که چطور صحه گذاشت بر این‌که این یک کودتا بوده که توسط سیا و انگلیس رقم زده شد و شاه بازیچه‌ی اون‌ها بود برای پیش‌برد همین امر و همین‌طور آخوندهای مرتجع کاشانی که در این همکاری داشتن و همدست هم بودن برای رقم زدن چنین کودتایی.

و به این ترتیب خود شاه هم سندی رو که فکر کنم دیشب یا پریشب از سیمای آزادی هم پخش شد، دقیقاً خود شاه با زبان خودش در همین اسناد معترف هستش که چه‌جور پیام داده بود که استعمار انگلیس هم من و هم پدرم رو یعنی رضا شاه رو بر سر کار آورد و اگر می‌خواد ما رو از سر کار برداره به من بگه که من بتونم به موقع از کشور خارج بشم. به هر حال این اون واقعیت‌هایی هستش که به اصطلاح وجود داره به همین خاطر باید بر این انگشت بذاریم که نه سلطنت از زیر بار کودتای ۲۸ مرداد از دید مردم ایران پنهان هست و می‌تونه فرار بکنه و نه رژیم فعلی با ژست‌های به اصطلاح ضد کودتا می‌تونن دشمن تاریخی خودشون رو با مصدق پنهان بکنن.

واقعیت این هست که به اصطلاح مصدق مظهر حاکمیت ملی و آزادی مردم ایران بوده و این دو نظام در دو دوره‌ی متفاوت دقیقاً نقطه‌ی مقابل مصدق و حاکمیت ملی و آزادی مردم ایران بودن.

چرا رژیم آخوندی ناگهان از «کودتا» می‌گوید؟

پاسخ را باید در فاصله میان شعار و کارنامه جست‌وجو کرد. مخالفت با دخالت خارجی و دفاع از حاکمیت ملی، مفاهیمی هستند که در حافظه تاریخی بخش بزرگی از جامعه ایران با نام مصدق گره خورده‌اند. بنابراین رژیم می‌تواند با برجسته کردن کودتای ۲۸ مرداد، خود را مدافع استقلال و حاکمیت ملی معرفی کند؛ اما این ادعا زمانی با واقعیت سنجیده می‌شود که عملکرد خود رژیم در زمینه حاکمیت مردم، آزادی‌های سیاسی و حق تعیین سرنوشت بررسی شود.

به بیان دیگر، مشکل اصلی رژیم با مصدق فقط یک اختلاف تاریخی نیست؛ اختلاف بر سر یک مفهوم بنیادین است: حاکمیت مردم. اگر قرار باشد مردم صاحب حق تعیین سرنوشت خود باشند، این اصل با ساختار ولایت فقیه و تمرکز قدرت سیاسی در دست یک حاکمیت غیرانتخابی در تضاد قرار می‌گیرد. بنابراین استفاده امروز رژیم از نام مصدق را می‌توان تلاشی برای بهره‌برداری سیاسی از اعتبار تاریخی او دانست، نه الزاماً نشانه تغییر موضع ایدئولوژیک و سیاسی.

در نهایت، پاسخ این تناقض را باید در رفتار و کارنامه جست‌وجو کرد، نه در شعارهای مناسبتی. مصدق را نمی‌توان با چند پیام در شبکه‌های اجتماعی مصادره کرد؛ معیار، میزان پایبندی به حاکمیت ملی، آزادی و حق انتخاب مردم است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط