جنگ یا مذاکره؛ شکاف در رأس رژیم به مرز انفجار رسیده است

از «خائن و نفوذی» تا شعار مرگ بر قالیباف و پزشکیان؛ چرا باندهای رژیم بر سر راه بقای حکومت به جان هم افتاده‌اند؟

اما همانطور که در گزارش آقای صادق هم بود، کشمکش بین باندهای حکومتی بر سر جنگ و مذاکره، همچنان بالا گرفته و می‌خواهیم در این قسمت از برنامه، به آخرین وضعیت‌ها در این مورد نگاهی داشته باشیم و مهمان ما، میثم ناهید است. 

اگر موافق باشی، اول قسمتی از سوالاتی را که امروز از بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه رژیم شد، در کنفرانس مطبوعاتی‌اش بشنویم، بعد من پرسش‌هایم را مطرح کنم. بشنویم با هم.

خبرنگار: سلام جناب سخنگو وقت شما بخیر. جناب بقایی، آقای رئیس جمهور اخیراً و با توجه به توفیقاتی که ایران در عرصه نظامی داشته، در سخنانی اعلام کردند که بهتره اکنون که در شرایط قدرت هستیم، جنگ رو خاتمه بدیم. این اظهارات با برداشت‌های ناصواب و واکنش‌های متفاوتی در رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی مواجه شد...

بله. سوال این خبرنگار رژیم در واقع این هست که خب، این حرف پزشکیان که زودتر جنگ را به پایان ببریم، نسبت به این موضوع جهت‌گیری شده و حمله شده به پزشکیان.

جهت‌گیری ناصواب.

بله. حالا سوال اینجاست که چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟ این حرف که به ظاهر منطقی به نظر می‌رسد، علت این حملات چیست؟

پزشکیان چرا زیر آتش حملات باندهای رژیم قرار گرفته است؟

مهران من حرف آخرِ آخر بحث‌مان را همین اول بگویم، بعد صحبت کنیم در رابطه‌اش؛ به خاطر اینکه در مقابل کینگ‌مجتبی، یک راه برای بقای رژیم (بقای در گیومه) باقی نمانده: جنگ. هیچ راه دیگری ندارد. اما خب، بپردازیم به اینکه چرا؟

که از همین سوال شما شروع کنیم. چرا بهش حمله می‌کنند؟ اول بیاییم بررسی کنیم از دو زاویه. این حملات توسط چه کسانی انجام می‌شود؟ این یک. زاویه دوم: شدت و سطح حملات در چه فازی است؟ بپردازیم به اولی. کی‌ها دارند بهش حمله می‌کنند؟ کسانی دارند به پزشکیان و کلاً آن جناحی که دنبال همین توافق هستند (قالیباف و پزشکیان و این‌ها) حمله می‌کنند که خودشان هم درست مثل همین قالیباف و پزشکیان، سراپا نسبت به بقای رژیم و آن طرفش، سرنگونی رژیم، نگران و وحشت‌زده هستند. پس هر دو در این مشترکند. از قضا هر دوشان هم ادامه همان جریان و باند اصول‌گرا بودند. که اگر خاطرت باشد اصلاح‌طلب‌ها را که اصلاً خامنه‌ای در سال ۹۸ شروع کرد به حذف‌شان و آن مجلس را یک‌دست کرد و آورد و آن دولت رئیسی را؛ بعد دولت رئیسی آوردن، از داخل همین اصول‌گراها شروع کردند بحث و فحص و تضاد درونی، رسیدند به خالص‌سازی. پس این‌ها تازه خالص‌سازی شده‌ها هستند که این‌طور به جان همدیگر افتادند. پس ما با این طرف مواجه هستیم.

از «خائن و نفوذی» تا تهدید به مرگ؛ جنگ باندها وارد فاز تازه‌ای شده است

حالا سطح و شدت حملات چیست؟ دیگر اصلاً نیاز به گفتن ندارد. یک طرف طیف، حرف‌هایی که می‌زنند: خائن و (آن‌ها دارند به همین عراقچی و قالیباف و پزشکیان هم می‌گویند) خائن و نفوذی و عامل شرق و غرب و نفوذی دشمن داخل، تا شعارهای مرگ بر قالیباف و مرگ بر پزشکیان و اینکه بعد ملت شما را آتش بزنند و... دیگرش برگشت، دیدیم دیگر، گفتش که اینکه سپاه جایزه گذاشته ۳۰ هزار دلار برای اینکه هر سرباز آمریکایی را بکشیم، پس اگر ما ظریف را بکشیم، به ما آن ۳۰ هزار دلار را می‌دهند؟ یعنی تا این حد دیگر افتادند به جان هم و سطح و فاز تضاد به این مرحله رسیده. و این اصلاً یک پدیده طبیعی نیست. اصلاً قابل مقایسه با قبل از این بحران‌ها و وجود خود خامنه‌ای، علی خامنه‌ای نیست. پس این هم از این موضوع.

اما چرا؟ علت چیست؟ چرا رژیم با همچین وضعیتی روبه‌رو است؟ ببینید، وقتی نگاه کنیم به وضعیت رژیم، پاسخ را متوجه می‌شویم. رژیم با یک مجموعه بحران‌هایی مواجه هست که سرجمع این‌ها، برآیند این‌ها، خروجی این‌ها، می‌دهد بحران، بحران سرنگونی. این بحران‌ها چیست؟ اولی‌اش، ببین وضعیت آخه جامعه. جامعه به قول خودشان آن تاب‌آوری‌اش را از دست داده. وقتی می‌گوید تاب‌آوری‌اش را از دست داده، یعنی آن طرفش خشم انفجاری به حدی رسیده که به قول همین مهره اصلاح‌طلب رژیم، این رژیم دارد روی یک دریاچه یخی حرکت می‌کند که هر آن ممکن است بشکند، همه با هم بروند زیر آب.



لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط