مجاهد صدیق اکرم شهرابی؛ از فرماندهی و مبارزه تا فروتنی و انسانیت
موجی از واکنشها در شبکههای اجتماعی نسبت به این الگوی درخشان مبارزه تاریخی و رهائیبخش زن ایرانی
از هفته گذشته و به دنبال جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین شهرابی فراهانی (اکرم) عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی و عضو شورای ملی مقاومت ایران که ۴۷ سال با فاشیسم مذهبی بی وقفه در نبرد بود شاهد موجی از واکنشها در شبکه های اجتماعی نسبت به این الگوی درخشان مبارزه تاریخی و رهائیبخش زن ایرانی بودیم. چند نمونه اش رو با هم مرور میکنیم
مگر می شود کسی با آن همه صمیمت، تواضع، سخت کوشی، فداکاری و روحیه رزمندگی به همین سادگی از میان ما رفته باشد؟ ... اما انگار همیشه حاظر و ناظر است . خودش را در دل آدمها تکثیر کرد.
کاربر دیگری فرازی از پیام رئیس جمهور برگزیده مقاومت رو پست کرده با تصویر سه خواهر مجاهد جاودان شده که: « من از امثال مژگان مهدوی و اکرم شهرابی و زهره قائمی، که افتارات جاویدان زن ایرانی و تاریخ میهن ما هستند به خود می بالم».
و این کاربر نوشته: «بی تردید فردای ایران با دلاوری این زنان پیشتاز و نبرد کانونهای شورشی، روشن و آزاد و برای همیشه پاک از دیکتاتوری شیخ و شاه خواهد بود»
اما کاربر دیگری نوشته: تو را امروز نه به خاک که به باد صبا می سپاریم. تا نسیمت را با خود به سوی وطن ببرد. تا عطر مهربانی ات در کوچههای سرزمینت بپیچد و یاد و نامت همیشه در دل ما زنده بماند.
اکرم شهرابی؛ از خیابانهای اعتراض تا میدانهای نبرد، مسیر یک مبارز چگونه شکل گرفت؟
این کاربرهم شماری از فعالیتهای قهرمانانه مجاهد صدیق نسرین شهرابی رو اینطور نوشته:
او یکی از فرماندهان میلیشیا در تظاهرات و خیزش مسلحانه و حماسی ۵ مهر۱۳۶۰ بود که با قهرمانی برای نخستین بار شعار «مرگ بر خمینی» و «شاه سلطان خمینی مرگت فرا رسیده» را طنینانداز کردند . با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران، لباس رزم و شرف ارتش صلح و آزادی را پوشید و بهعنوان یک فرمانده دلیر در عملیات مختلف از جمله آفتاب، چلچراغ، فروغ جاویدان و عملیات مروارید حضوری قهرمانانه داشت و در ادامه بهعنوان یکی از فرماندهان برجسته ارتش آزادیبخش ملی با استبداد دینی میجنگید
کاربر دیگری که مجاهد خلق اکرم شهرابی را در خیابانهای لندن هنگام فعالیتها برای مردم و مقاومت ایران دیده بود نوشته: او از فرماندهان میلیشیا و از اعضای برجسته مجاهدین خلق بوده است؛ عنوانها و جایگاههایی که خودش هیچوقت از آنها حرفی نزد و هرگز به رخ کسی نکشید.
شاید همین برای من از هر عنوانی مهمتر باشد. آنچه من از اکرم دیدم، زنی بود بیادعا، آرام و فروتن؛ زنی که حتی با کسانی که از نظر سیاسی فاصله زیادی با او داشتند، با احترام حرف میزد.
حالا که به گذشته نگاه میکنم، به این فکر میکنم که پشت آن چهره آرام، چه زندگی پرفرازونشیبی پنهان بوده است. زنی که از یک زندگی معمولی عبور کرد و بخش بزرگی از عمرش را در راه باورها و انتخابهایش گذاشت.
اکرم؛
این چند خط، ادای دین من است به تو! نه به عنوان فرمانده میلیشیا و جایگاه ات.
بلکه به انسانی که خودم دیدم. به زنی که در میان هیاهوی سیاست و اختلاف، حرمت آدمها را نگه میداشت.
فراتر از عنوانها؛ آنچه اکرم را ماندگار کرده، پیش از هر چیز انسانیت اوست
کاربر دیگری با استناد به این نوشته به تحلیل روانشناختی و جامعه شناسی این موضوع پرداخته و نوشته:
پریناز چیزی را در اکرم دیده بود که من باور دارم محدود به یک فرد نیست:
فروتنی.
خویشتنداری.
احترام به مخالف.
تحمل تفاوت.
وفاداری به انتخاب.
توان پرداخت هزینه.
و نوعی خودگذشتگی که انسان را از محدوده منافع شخصی خود بیرون میبرد.
اینها ویژگیهاییاند که در طول دههها در هزاران زن و مرد مبارز ایرانی وجود داشتهاند، اما اغلب پشت تصویری که دستگاههای تبلیغاتی حکومتهای دیکتاتوری ساختهاند محو شدهاند.
از این رو، یاد اکرم برای من فقط یاد یک فرد نیست. او بهانهای است برای سخن گفتن از “اکرمها”؛ از انسانهایی که ممکن است دههها درباره آنان سخن گفته باشیم، بیآنکه هرگز خود آنان را دیده باشیم؛ از زنانی و مردانی که پیش از هر عنوان سیاسی، انسان بودهاند. و شاید وقت آن رسیده باشد که دوباره آنان را، پیش از هر چیز، بهعنوان انسان ببینیم.
نام و ایستادگی او بر جریده شرف و تاریخ آزادیخواهی مردم ایران برای همیشه ثبت شده و راهش روشنایی بخش مسیر فرداست.
