۲۸۰ شخصیت عرب چه پیامی برای رژیم آخوندی و آینده ایران دارند؟

چرا حمایت شخصیت‌های سیاسی ۱۱ کشور عربی از مقاومت ایران، در «سال سرنوشت» اهمیت ویژه‌ای دارد؟

گفتگو با احمد افشار

بلکه تصاویری که دیدیم مربوط به خبر بیانیه ۲۸۰ شخصیت عرب بود که در این بیانیه هم رژیم آخوندی را محکوم کردند و هم از مقاومت ایران حمایت کردند. در این بخش از برنامه می‌خواهیم روی این بیانیه کمی تمرکز کنیم و به همین دلیل همراه هستیم با آقای احمد افشار در استودیو تا نگاهی به این بیانیه داشته باشیم.

آقای افشار، در سؤال اول اگر می‌شود برایمان توضیح بدهید که پیام اعلام حمایت ۲۸۰ شخصیت عرب از مقاومت ایران در این شرایط را شما چطور ارزیابی می‌کنید؟

خب، ما الان در ششمین ماه سال سرنوشت هستیم و بسیاری از تحولات، که طبعاً تحول داخلی مهم‌ترین تحول هست، این سرنوشت را رقم می‌زند. اما هم‌زمان و هماهنگ با آن، وضعیت بی‌سابقه بین‌المللی و البته منطقه‌ای هم هست که رژیم با آن درگیر شده است.

در واقع، ما در این مدت با حمایت‌های مشابه بین‌المللی در آمریکا، در اروپا، کانادا و کشورهای مختلف روبه‌رو بودیم. الان با جنبه مکملی از منطقه‌ای روبه‌رو هستیم. خب، در این سال‌های گذشته هم همیشه مقاومت ایران پیوندهای خودش را با جامعه کشورهای عربی و به‌خصوص با پارلمانترها و شخصیت‌های سیاسی برقرار کرده بود. شما و همه هم‌میهنان شاهد این هستید که در تجمعات سالانه، در برنامه‌های کهکشان، هیئت‌های مختلف کشورهای عربی حضور داشتند و حتی حمایت‌های اکثریت پارلمانی مثل اردن، بحرین، بارها و بارها اعلام شده و بوده و همچنین شخصیت‌های سیاسی‌شان.

اما آنچه که الان مورد مهم هست و خوشبختانه شما سؤال کردید، راجع به پیام این حمایت در این بازه و در این مقطع زمانی مشخص که سال سرنوشت هست، خب معنای خودش را دارد. چرا؟ چون رژیم در واقع در بی‌سابقه‌ترین انزوای منطقه‌ای خودش قرار گرفته.

حالا البته شما در مقدمه این برنامه‌ای که پخش کردید و تیترهایی که از سیمای آزادی پخش شد، راجع به این بیانیه، عمده‌ترین موضوعات و پیام‌های این پیامی که این بیانیه امضا شده توسط بیش از ۲۸۰ نفر را گفتید. توی این بیانیه آمده، به هر حال، من هم می‌خواهم به طور خلاصه‌ای به این مسئله اشاره کنم.

ولی ابتدا این را بگویم که آن روی سکه این انزوای بی‌سابقه منطقه‌ای، حمایت از آنچه که در داخل ایران و توسط مقاومت ایران و آلترناتیو دارد رقم می‌خورد.

و همچنان که گفتم، هرچند که مسبوق به سابقه هست و قبلاً هم این حمایت‌ها بوده، اما در شرایط کنونی این مسئله از این جهت بسیار قابل توجه هست.

بنابراین اولین نکته‌ای که این بیانیه، پیامی که دارد، این است که وضعیت امنیت این کشورها، کشورهای عربی، چیزی جدا از آنچه که در داخل ایران دارد اتفاق می‌افتد نیست. این‌ها به هم پیوند خورده و خودشان تأکید دارند که آنچه که در منطقه دارد اتفاق می‌افتد، در واقع یک نگرانی مشترک سیاسی، نظامی و اقتصادی است که همه کشورها دارند و این پیوند خورده با وضعیت رژیم و به‌اصطلاح سرنوشتی که مردم دقیقاً دارند رقم می‌زنند.

یعنی ماهیت و عملکرد رژیم این‌جوری پیوند خورده؟

دقیقاً. حالا این منتها در این بیانیه، آن هم بیانیه‌ای که در ظرف همین وسط این سال امضا شده و بیان شده، با در نظر گرفتن تمام این شرایط که چی؟ آن به‌اصطلاح سر مار، آن نقطه اصلی تضاد مشخص شده که در تهران است، در جنگ‌افروزی رژیم است، نه در جای دیگر و این پیام، این مسئله را انجام می‌دهد.

آیا راه‌حل بحران منطقه جنگ است یا حمایت از مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته؟

به محتوای بیانیه می‌رسیم. اول می‌خواهم ببینم که در رابطه با پیام، پس شما می‌گویید که یک پیام، معذرت می‌خواهم، یک پیام را به کشورهای منطقه دارد.

یک پیام دیگرش در رابطه با جامعه بین‌المللی هست و آن این‌که راه‌حلی، همان‌طور که بیانیه گفته، راه‌حل نه در جنگ است، نه در ادامه خط مماشات ۴۷ ساله‌ای که با این رژیم رفتند، بلکه باید به گزینه سوم، گزینه‌ای که مقاومت ایران می‌گوید، یعنی اتکا بر قیام مردمی و به رهبری مقاومت سازمان‌یافته‌اش تکیه کرد. این نکته دومی هست که این بیانیه روی آن، این پیام را دارد.

و این بار این حرف را دارند شخصیت‌هایی از جوامع منطقه می‌گویند.

بله دیگر. قبلاً گفته شده بود توسط افراد دیگر در اروپا، آمریکا، این بار از طرف مردم منطقه، این اهمیت دارد.

مردم منطقه دارند به این نقطه می‌رسند و خب این‌ها شخصیت‌های سیاسی هستند. حتماً در اخبار کامل هم دیدید که بسیاری‌شان شخصیت‌هایی هستند که الان در پارلمان کشورها هستند یا وزیران و کسانی هستند که مدت‌ها در رأس به‌اصطلاح مسئولیت بودند در کشورهای خودشان. بنابراین قابل توجه است.

بله، بعضی‌هایشان منتخب مردم خودشان هستند، برخی هم مسئولیت داشتند.

مسئولیت داشتند. در نتیجه از این جهت این اهمیت پیدا می‌کند. اما پیام سوم و جنبه به‌اصطلاح مهمی که این پیام دارد، این است که الان افکار عمومی کشورهای عربی در این جنگی که، دو تا جنگی که دارد صورت می‌گیرد، بیشتر به این نقطه‌نظر رسیدند که جنگ اصلی‌ای که هست، جنگ بین مردم ایران با حاکمیت است.

در داخل کشور است.

در داخل کشور جنگ جریان دارد. این پیام، این بیانیه و امضای آن‌ها به طور مشخص به این سه تا پیامی که خدمتتان گفتم، متمرکز است.

چرا امنیت کشورهای عربی را نمی‌توان از سرنوشت مردم ایران جدا کرد؟

این نکته آخری که گفتید از این جنبه هم مهم هستش که به هر حال مشکل امنیت الان برای مردم این کشورها هم یک مشکل جدی هست. یعنی آن‌ها هم الان با این مسئله دارند دست و پنجه نرم می‌کنند و آن‌ها هم دنبال یک راه‌حل می‌گردند که این بیانیه، به نوعی، این‌جور که من استنباط کردم از صحبت‌های شما، به آن مردم هم دارد یک راه‌حلی نشان می‌دهد که آقا، آن‌ها هم، چون مثلاً موضوعی که شاید از نظر افکار عمومی در داخل کشور ایران زیاد به آن توجه نشود که مردم کشورهای منطقه چه‌جوری فکر می‌کنند، ولی آن‌ها هم همین مشکلات را دارند که الان دنبال یک راه‌حلی می‌گردند که چه‌جوری به ثبات برسند.

ببینید، ۴۷ ساله که کشورهای مختلف منطقه، مشخصاً عراق، بعد سوریه، بعد لبنان و بعد فلسطین، ببینید عراق که روشنه، تمام حشدالشعبی و این شبه‌نظامی‌ها و بعد از به‌اصطلاح نیروهای شبه‌نظامی وابسته به رژیم که عراق رو به‌اصطلاح قبضه کردند، با سیاست بسیار اشتباهی که آمریکا در آنجا در پیش گرفت و در واقع از سال ۱۳۸۸، ۲۰۰۹، تقدیم در سینی، به قول خود عراقی‌ها، وطن‌پرست، در سینی طلایی تقدیم رژیم ایران کرد.

این‌که راجع به این رژیم ایران، غیر از تمام آن کارهایی که به‌اصطلاح بر سر اسرای عراقی آورده بود و بعد کشتاری که گسترده‌ای که در داخل عراق راه انداخت.

در رابطه با سوریه که مشخص است؛ نقش قاسم سلیمانی و حسین همدانی و تمام سرکوب با قربانی بیش از نیم میلیون مردم سوریه.

در حزب‌الله لبنان، در لبنان و بقیه جاها هم روشن است و مشخصاً در رابطه با فلسطین، این‌که رژیم پشت، نفر اصلی و جریان اصلی پشت دوپارگی بین غزه و باختر، کرانه باختری بود و همه مردم فلسطین به این مسئله آشنایی دارند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط