بیمه تکمیلی یا چپاول تکمیلی؛ چرا بازنشستگان باید برای درمان دوباره پول بدهند؟
۱۴۰۵/۶/۷
بازنشستگانی که سالها برای این کشور کار کردهاند، امروز میان حقوقهای ناچیز، تورم و هزینههای سرسامآور درمان گرفتارند؛ اما آیا «بیمه تکمیلی» واقعاً برای حمایت از آنهاست یا راهی تازه برای گرفتن پول بیشتر و ارائه خدمات کمتر؟
گفتگو با دکتر خسرو نیکذات
یکی از مشکلات مردم داخل کشور، مشکل بازنشستگان است. این بازنشستگان زحمتکش، مشکلشان فقط ناترازی حقوق یا میزان تورم نیست. یک مشکل جدی دیگر که دارند، موضوع بیمههای درمانی است که سالبهسال میزان خدماتدهی بیمه را برایشان کاهش میدهند و بیمار را به داروهایی با قیمتهای نجومی در بازار آزاد حواله میدهند. در تجمعات اعتراضی که بازنشستگان هر هفته در شهرهای مختلف برگزار میکنند، یکی از خواستههایشان رسیدگی به مشکلات بیمه تکمیلی است. برای بررسی این موضوع، در این بخش از برنامه همراه هستیم با آقای دکتر خسرو نیکزاد که اکنون همراه ما هستند. سلام میکنیم به شما، دکتر خسرو نیکزاد. خیلی خوش آمدید به این برنامه.
بیمه تکمیلی؛ حمایت از بازنشسته یا ترفندی برای گرفتن پول بیشتر؟
آقای نیکزاد، اگر میشود در ابتدا برایمان کمی توضیح بدهید که داستان این بیمه تکمیلی چیست؟ منظورشان چیست؟
اگر بخواهم با مفهوم واقعی این قضیه با شما صحبت بکنم، این یک شارلاتانیسم و حیله و حقه جدید و ترفند جدید رژیم است که البته مثل همیشه آدمهای ضعیفتر را به آن ضربه وارد میکند. بهخصوص آدمهایی که الان فرضاً، فرض بگیرید که الان شما در رابطه با بازنشستگان صحبت میکردید، این بازنشستگان البته در سنهای بالا به لحاظ سلامتی ضعیفتر هستند از اقشار دیگر جامعه و اینها با این قضیه بیمه تکمیلی که یعنی اینکه یکسری بیماریها را، یعنی تقریباً کل بیماریهای مهم را دربرنمیگیرد، آن بیمه اجتماعی سابق، باید یک پول اضافه بدهند، از یا از حقوقشان برمیدارند که اینها چه کار بکنند؟ مثلاً فرضاً بتوانند مخارج درمانشان را، مخارج درمانشان را اینجوری پاسخگو باشند که البته همانجور که عرض کردم خدمتتان، یک شارلاتانیسم هست برای اینکه پول بیشتری از مردم بگیرند و خدمات درمانی کمتری به مردم بدهند. این در یک کلام بیمه تکمیلی از دیدگاه رژیم است.
بله. یعنی در واقع شما میگویید که آن خدماتی که باید بیمه اصلی بدهد، نمیدهد و تحت عنوان بیمه تکمیلی میخواهند دوباره از آنها پول بگیرند، از آن بازنشستهها. حالا میخواستم بپرسم که وضعیت بیمه درمانی کارگران بازنشسته در کشوری که شما سکونت دارید، منظورم ایتالیاست، آنجا به چه صورت است و سقف خدمات درمانی یک بازنشسته بیمهشده چیست و از چه چیزهایی برخوردار است؟
ببینید، اینجا بازنشسته و غیر بازنشسته فرقی با همدیگر نمیکنند. درمان از طریق تأمین درمان اجتماعی ملی تأمین میشود و بیمار هیچ پولی در رابطه با درمانش نمیدهد. حالا چه این بیماری، بیماری باشد که به عمل جراحی و عملهای بزرگ جراحی ختم بشود، چه بیماریهای مزمن باشد و چه بیماریهایی باشد مقطعی. بهخصوص فرض بگیرید که در بیماریهایی که مثلاً به اورژانس ختم میشود، که به هیچ عنوان هیچ پولی از طرف بیمار پرداخت نمیشود.
اما فرض بگیرید که اگر یکسری اصطلاحاً ویزیتهای تخصصی را که دکتر خانواده پیشبینی میکند، به مقدار خیلی کمی که به آن میگویند تیکت، استفاده میکنند و یک سقف بسیار پایینی دارد نسبت به حقوق مردم ایتالیا که آن را مثلاً، آن را هم اگر که کسی بازنشسته بشود، آن بازنشسته آن را هم نمیدهد. یعنی آن حداقلی را که مثلاً مردم عامه، جوانهایی که هنوز کار میکنند میدهند، آن حداقل را هم این بازنشستگان نمیدهند.
بنابراین اصلاً زمین تا آسمان تفاوت هست بین برخورد با بیمار از طریق تأمین بیمه اجتماعی در کشور ایتالیا. حالا من کشورهای دیگر اروپایی را دقیقاً نمیدانم، ولی آنها هم کمابیش با همین اصول پیش میروند. بنابراین میبینیم که چه جنایتی این رژیم در رابطه با مردم ایران میکند و چطور مردم هرچه قشر ضعیفتر میشود، این رژیم ددمنش هارتر و وحشیتر میشود.
بله. واقعاً نگاهی که گفتید، مثل مسئله، یک مقدار دردناک است که به طور خاص آن قشری که بیشتر نیازمند رسیدگی و کمک هست، دقیقاً رژیم از آنها بیشتر دارد چپاول میکند و خب همانجور هم که ملاحظه میکنید، این روزها همه در خیابان به نوعی دارند اعتراض خودشان را بیان میکنند و نسبت به این مسئله، اقشار مختلف هم تاکنون صدایشان شنیده شده.
چرا درمان مردم باید قربانی فقر و غارت شود؟
من تنها نکتهای که میخواستم بگویم، ببینید مسائل جامعه ایران، از جمله مسائل درمانی ایران، مسائلی نیستند که بشود با رفرم و یا بهاصطلاح اصلاحات مسائل حل بشوند. اینها مسائل بنیادینی هستند که وجود خود رژیم وحشی و ولایت فقیه باعث این چیزها شده.
بنابراین از مردم ایران، از جوانهای ایران درخواست میکنم که برای حتی برای نسلهای آینده، برای فرزندانشان، برای آنهایی که الان در راه هستند، من یکسری ویدیوها را واقعاً میبینم، دردناک؛ مثلاً مادری از بچهاش که در حال خواب است عذرخواهی میکند از اینکه چرا اصلاً به دنیا آوردتش، که نمیتواند هزینه زندگی و هزینه درمان این بچه را بدهد.
یا مثلاً دکتری که میآید، شرمنده است، گریه میکند و میگوید که من، آخه من چطور میتوانم پزشکی بکنم؟ چطور میتوانم دارو بنویسم برای کسی که پول دارو دادن ندارد؟ چطور میتوانم برایش رژیم غذایی بدهم که اصلاً غذایی نمیتواند بخورد؟
بنابراین این مسائل باید از ریشه حل بشود. مردم ایران به جای اینکه مثلاً بعضیها میآیند اینجا یک دودودمی به پا میکنند که آیا گویا مثلاً کشورهای خارجی یا مثلاً کسای دیگر میتوانند بیایند درد مردم ایران را حل، حل بکنند؟ یا مثلاً افرادی از درون این رژیم بتوانند، نه، این قضایا دیگر سالهای سال است که حل شده و مردم به این نتیجه رسیدهاند که از این بهاصطلاح نمد، کلاهی درست نمیشود.
بنابراین تنها راه، همراهی با کانونهای شورشی، همراهی با جوانهای قیامآفرین و سرنگونی و سوزاندن ریش و ریشه این آخوندهای جنایتکار بیشتر نیست.
از این فرصت استفاده میکنم و سالروز تأسیس سازمان مجاهدین، سازمان پرافتخار مجاهدین خلق را که در چند روز آینده هست، به همه خلق قهرمان ایران و همه اشرفیها و همه اشرفنشانان و به رهبری این مقاومت تبریک میگویم.
