ارزپاشی ۵۰۰ میلیون دلاری بانک مرکزی؛ کنترل بازار ارز یا انتقال ثروت به خودی‌ها؟

۱۴۰۵/۶/۱۰

دلار از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرد؛ ۵۰۰ میلیون دلار ارزپاشی چه نتیجه‌ای برای مردم داشت؟

در این بخش از برنامه به سراغ یکی از داغ‌ترین بحث‌های اقتصادی این روزها می‌رویم: سیاست «ارزپاشی» بانک مرکزی؛ سیاستی که هر بار با ادعای کنترل تلاطم‌های بازار ارز به کار گرفته می‌شود. اما آیا این یک راهبرد راهگشاست، یک مسکن است یا یک بازی عوام‌فریبانه؟

اجازه بدهید همین بازه زمانی ده‌روزه بعد از تزریق ۵۰۰ میلیون دلار ارز به سیستم بانکی، در روز عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان را بررسی کنیم.

بانک مرکزی رژیم مدعی بود که این تزریق به شبکه بانکی برای ممانعت از افزایش بیشتر قیمت ارز صورت گرفته است! اما چه اتفاقی افتاد؟ دلار چند ساعت به ۱۹۶ هزار تومان برگشت؛ اما روز بعد به ۲۰۴ هزار تومان رسید! اکنون هم کانال ۲۱۲ هزار تومان را رد کرده است.

یعنی در تاکتیک، یک حرکت شکست‌خورده است؛ چون حتی به‌صورت تاکتیکی هم برای چند روز مؤثر نبود. اما در راهبرد چه؟ این سیاست ارزپاشی چه تأثیراتی بر جای می‌گذارد؟!

۵۰ سال ارزپاشی؛ مهار قیمت ارز یا انتقال ثروت و ایجاد رانت؟

ابتدا نگاهی به گذشته این سیاست داشته باشیم.

کارشناسان اقتصادی می‌گویند این سیاست ارزپاشی حدود ۵۰ سال است که در مقاطعی اجرا شده؛ اما نتیجه آن نه مهار قیمت ارز، بلکه «انتقال ثروت به اقشار برخوردار» و ایجاد رانت برای خودی‌ها و در نتیجه «خروج سرمایه» بوده است.

چند نمونه آن از این قرار است:

فروردین ۱۴۰۲، با الزام افتتاح حساب ارزی، سهمیه ۵۰۰۰ یورویی را به ۲۰۰۰ یورو یا معادل دلاری آن کاهش دادند؛ یعنی گفتند هر کسی حساب ارزی باز کند، می‌تواند از سهمیه ۲ هزار یورو یا دلار استفاده کند!

اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کردند که فروش ۱۰۰۰ دلار یا یورو به هر کد ملی، ابتدا در صرافی‌های بانکی و بعد از طریق شعب منتخب بانک‌های ملت، تجارت و صادرات آغاز شد.

در اول شهریور ۱۴۰۵، بانک مرکزی اعلام کرد که هر دارنده کد ملی می‌تواند هزار دلار اسکناس با نرخ دولتی خریداری کند و هیچ مدرک دیگری هم نیاز ندارد و ۵۰۰ میلیون دلار به شبکه بانکی تزریق کردند!

خب، این سه نمونه نزدیک از سیاست «ارزپاشی» رژیم بود؛ اما چه کسانی از این سیاست نفع می‌برند؟! چه تعداد از کارگران، پرستاران، معلمان و کارمندان جزء برای خرید هزار دلار اقدام کردند؟

کارگر و پرستار و معلمی که حقوق دریافتی ماهیانه‌اش زیر ۲۰۰ دلار است و به وسط برج نرسیده ته می‌کشد، سرمایه برای خرید دلار دارد؟ پس این ۵۰۰ میلیون دلار کجا رفت؟!

این تزریق دلار یا همان ارزپاشی، جز ایجاد رانت و سفته‌بازی برای ثروتمندتر شدن خودی‌های نظام، نتیجه دیگری ندارد! یک تقاضای کاذب ایجاد می‌کند؛ از قضا تلاش برای تبدیل ریال به دلار، ارزش ریال را هم کاهش می‌دهد و هم‌زمان بستری برای خروج سرمایه ایجاد می‌کند.

وقتی دلارپاشی حتی مسکن هم نیست؛ پول مردم به جیب چه کسانی می‌رود؟

واقعیت این است که ارزپاشی در این شرایط و با این حکومت هزارتوی فساد، نه‌تنها راهبردی برای مهار قیمت ارز نیست؛ بلکه حتی مسکن هم نیست؛ فقط یک نمایش عوام‌فریبانه است که اگر واقعاً انجام شود، معلوم است به جیب چه کسانی می‌رود.

یک حقه دیگر هم در این ارزپاشی این بود که دلار را به نرخ ۱۹۴ هزار تومان فروختند. یعنی پای کاهش ارزش ریال را هم مهر زدند!

حالا از زاویه دیگری نگاهی به این ۵۰۰ میلیون دلار بیندازیم. با دلار ۲۰۰ هزار تومان، سهم هر ایرانی می‌شود ۵.۵ دلار؛ یعنی یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان!

خب، چرا به‌جای این ارزپاشی نمایشی، همین یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان را به‌جای ارزپاشی به حساب سرپرست خانوار واریز نکردند؟ چرا یارانه مردادماه گروه‌های ۴ تا ۹ را بالا کشیدند؟

اکنون ۱۰ روز از آخرین ارزپاشی گذشته است. نتیجه در کنترل نرخ ارز صفر و منفی بوده، پول مردم ایران به جیب خودی‌های نظام سرازیر شده، مردم فقیرتر شده‌اند و باز هم یک دروغ بزرگ دیگر به اسم مردم و به کام آقازاده‌ها و خودی‌های نظام، به قیمت ۵۰۰ میلیون دلار برای مردم آب خورد!

دلار هم که مرز ۲۱۲ هزار تومان را رد کرد.



لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط