چرا اژهای مردم را تهدید میکند؟ رژیم از چه چیزی اینچنین وحشت دارد؟
۱۴۰۵/۶/۱۰
از بحران بنزین و فشار اقتصادی تا گسترش اعتراضات و مقاومت در زندانها؛ چرا سران رژیم از هماکنون شمشیر را از رو بستهاند؟
گفتگو با صلاح عبداللهنژاد
اعتراضات؛ علت چیست؟ رژیم در چه شرایطی قرار دارد و چرا چنین تهدیداتی را مطرح میکند؟ همراه هستیم با آقای صلاح عبداللهنژاد تا درباره همین موضوع گفتوگو کنیم.
ابتدا اجازه بدهید قسمتی از صحبتهای آخوند اژهای، سردژخیم قضایی جلادان، را بشنویم، بعد سؤالاتم را مطرح میکنم.
اژهای:
«اینها باید بدانند که جمهوری اسلامی از هر وقت دیگر بیشتر آمادگی دارد. بخواهند آشوبی، اغتشاشی در ایران راه بیندازند، مطمئن باشند که پاسخ بسیار قوی و محکم از ناحیه هم نیروهای انتظامی، امنیتی، اطلاعاتی و هم از طرف قوه قضاییه، برخورد بسیار قاطع و قاطعتر از همه دورههای گذشته با آنها انجام خواهد شد.»
بله، چه اتفاقی افتاده که اژهای اینطور مردم را تهدید میکند؟
صلاح عبداللهنژاد:
اول باید از لحن خود اژهای، به نظرم، شروع کنیم که با این لحن میگوید «بیشتر از همیشه باید قاطعتر برخورد بکنیم» و اینها. این نشان میدهد که برایشان مسجل است که اعتراضات اجتماعی در تقدیر است و مطمئناً رخ خواهد داد؛ یعنی موضوع را خیلی جدی گرفتهاند که اینگونه و با این لحن تهدید میکنند.
بنابراین، چیز دیگری هم البته از آخوندی مثل اژهای که سردژخیم قوه قضاییه است، انتظار نمیرود. این نوع ادبیات، در واقع، سرکوبگرانه است. البته سایر سردمداران رژیم، مثلاً رادان، چند روز پیش شبیه همین را دوباره گفته بود.
زمینههای اعتراضات را هم البته رادان در صحبتهایش توضیح داده بود؛ از معیشت بگیرید تا بنزین، اقتصاد و بیکاری. البته در کنار اینها به کشف ۴۳۰ قبضه سلاح جنگی هم اشاره کرده بود. یعنی نشان میدهد که سمتوسوی اعتراضات به سمت «آتش جواب آتش» است. اینها بهشدت وحشت دارند و به همین دلیل اینگونه شمشیر را از رو بسته و تهدید میکنند.
بحران بنزین؛ رژیم بین کسری بودجه و ترس از قیام گرفتار شده است
از آن طرف، قضیه بنزین که یک نقطه بسیار حساس است، اکنون در وضعیت جامعه ایران مطرح است. رژیم در واقع در یک بنبست گرفتار شده است.
از یک طرف میخواهد کسری بودجهاش را جبران کند، همانطور که در گزارش قبلی شما اشاره کردید؛ از طرف دیگر میخواهد کسری تأمین بنزین را، یعنی آن ۱۵ میلیون لیتری را که کسری دارند، به این ترتیب تأمین کند. ولی از طرف دیگر، اگر بخواهد گران کند، از عواقب اجتماعی و بازتابهای آن و تجربه قیام سال ۹۸ که در واقع در نظر دارند، وحشت دارد و میترسد.
به همین دلیل رژیم در این وسط در بنبست گیر کرده است.
البته چند روز پیش پزشکیان گفته بود که ما سهمیه سوم را میخواهیم تا ۱۰ هزار تومان گرانتر بکنیم. از آن طرف، نیکزاد، که نایبرئیس مجلس رژیم است، گفته بود که ما باید سهمیهها را کاهش بدهیم.
چون اینها میدانید که سه نرخی که هست، سهمیه نرخ اول که مثلاً ۱۵۰۰ تومان است، بهجای ۶۰ لیتر بکنیم ۴۰ لیتر یا ۳۰ لیتر، یا آن یکی را مثلاً اینجوری... یعنی با دجالگریهای مختلف، خلاصه میخواهند از جیب مردم کم کنند و به کیسه خودشان، به کیسه گشاد خودشان که هیچوقت هم پر نمیشود، بریزند.
البته میدانید که گرانی بنزین فقط این نیست که بگوییم خب، بنزین حالا گران شد؛ یک جنس است. به محض اینکه بنزین گران میشود، تأثیر مستقیم روی حملونقل میگذارد. به محض اینکه حملونقل گران میشود، روی تمامی اجناس تأثیر مستقیم میگذارد و این هم روی معیشت مردم و زندگی مردم تأثیر میگذارد.
این همان چیزی است که رژیم بهشدت از آن وحشت دارد. با توجه به قیمت دلار هم که الان خودتان گزارشی را که پخش کردید، شاخصها که مشخص است در چه وضعیتی هستند، در نتیجه جامعه، جامعهای بهشدت انفجاری و بسیار بحرانی است و رژیم جرأت نمیکند از این بابت نزدیک شود.
سرکوب چندوجهی رژیم؛ از بازداشت و پروندهسازی تا اعدام
به همین دلیل، البته از ابزار سرکوب استفاده میکند. سرکوب چندوجهی هم هست؛ یعنی از یک طرف میآید بازداشت و پروندهسازی میکند و از این طریق میخواهد، بهاصطلاح، محدود کند و بترساند. از طرف دیگر، فشارهای امنیتی را بیشتر کرده و ته خط هم احکام سنگین و تیزترین وجه سرکوب، یعنی اعدام، است.
ولی خب، از آن طرف داریم میبینیم که درست است اعدام و اینها هست و گسترش هم داده و بیشتر هم کرده، ولی از آن طرف شاهد مقاومت هم هستیم و این است که اصالت دارد.
همین امروز که سهشنبه است، کارزار سهشنبههای «نه به اعدام» اکنون ۱۳۶مین هفته را پشت سر گذاشت و به ۶۲ زندان هم گسترش پیدا کرد. یعنی یک زندان دیگر هم این هفته، زندان ایرانشهر، به کارزار اضافه شد.
این بسیار بامعناست و پیام بسیار مهمی هم برای جامعه و هم برای رژیم دارد؛ چون بحث فقط یک عدد نیست. یک زندان که اضافه میشود، یعنی یک جمعی از زندانیان به اعتصاب غذا و به «نه به اعدام» اضافه میشوند و این نشان میدهد که اقدامات سرکوبگرانه رژیم که تیزترین وجهش اعدام است، جواب ندارد و اتفاقاً گسترش هم پیدا میکند.
بنابراین میبینیم این ترکیب فشار اقتصادی، مسئله بنزین، نارضایتی اجتماعی و نگرانیهای امنیتی، همه اینها وقتی در کنار هم گذاشته میشوند، تازه از اینجا میفهمیم که چرا اژهای میآید اینگونه اخطار میدهد و هشدار میدهد.
