کانونهای شورشی چگونه در اوج سرکوب، فعالیتهای خود را گسترش دادند؟
۱۴۰۵/۶/۱۶
فعالیتهای کانونهای شورشی در ۲۶ استان و ۴۵ شهر ایران؛ از ۶۱ عملیات و ۱۸۱ اقدام میدانی تا پیام ایستادگی و مقاومت در برابر رژیم
تصاویری از فعالیتهای کانونهای شورشی را دیدیم و همراه هستیم با آقای عباس صنوبری تا به ابعاد و پیامهای فعالیتهای این روزهای کانونهای شورشی بپردازیم.
شما لطفاً توضیحی بدهید که ابعاد و دامنه فعالیتهای این روزهای کانونهای شورشی به چه صورت بوده است؟
عباس صنوبری: قبل از پاسخ، اجازه بدهید بهعنوان یک مجاهد خلق، با درود به بنیانگذاران کبیر مجاهدین، آغاز ۶۲ سال حیات پرافتخار سازمان مجاهدین را به همه مجاهدین و مردم ایران و قبل از همه به رهبری مقاومت تبریک بگویم و با استفاده از فرصت، به سهم خودم، بهعنوان کوچکترین عضو مجاهدین، تبریکاتم را بهخاطر انتخاب خجسته خواهر مجاهد مهناز میمنت بهعنوان دهمین مسئول اول مجاهدین بعد از برادر مسعود، به همه، مخصوصاً به قهرمانان کانونهای شورشی و رزمندگان شیر ارتش آزادیبخش در داخل میهن تقدیم کنم و تعهدم برای پایبندی به ارزشهای عالی انسانی که خواهر مهناز سمبل آن بودند و هستند را ابراز کنم.
سؤال شما در مورد ابعاد و دامنه فعالیتهای این روزهای کانونهای شورشی قهرمان، همزمان با شصتویکمین سالروز تأسیس سازمان مجاهدین بود که بهواقع تحسینبرانگیز است و من بسیار مشتاقم در مورد فعالیتهای این قهرمانان صحبت کنم.
در روزهای منتهی به ۱۵ شهریور، با وجود اینکه نیروهای سرکوبگر رژیم در آمادهباش کامل بودند و با وجود دوربینهای مراقبتی، کانونهای شورشی توانستند ۶۱ عملیات و ۱۸۱ اقدام دلاورانه میدانی و تبلیغی را در تهران و ۴۲ شهر دیگر میهن به انجام برسانند.
همچنین ۴۰ پراتیک انقلابی برای گرامیداشت شهادت ۵۲ مجاهد خلق در دهم شهریور در اشرف جاودانه انجام دادند که بسیار تأثیرگذار بود.
انجام این عملیاتها، آنهم در این شرایط، بسیار متهورانه بوده است؛ از جمله رژه یگانهای موتوری کانونهای شورشی در شهر کرج در ۱۲ شهریور،
و ۳۰ عملیات تصویرنگاری در تهران و ۱۹ شهر،
انجام ۱۵۰ اقدام میدانی شامل برافراشتن بنرهای بزرگ، نصب آرم مجاهدین خلق بر فراز پلها و تقاطعهای اصلی،
و شکلدهی اجتماعات کوچک با پلاکارد و دیوارنویسی
و ۶۱ عملیات آتش در جنگ با دیکتاتوری شاه و شیخ ستمگر برای آزادی خلق و میهن در زنجیر در تهران و سایر شهرهای میهن.
این عملیات و فعالیتها در مجموع در ۲۶ استان از ۳۱ استان کشور و همچنین در ۴۵ شهر به اجرا درآمد که اغلب مراکز استانها در این شهرها قرار دارند؛ از تهران تا شهرهایی مثل...
اسامی چند شهر را فقط میگویم و میگذرم: تهران، اراک، ارومیه، اصفهان، اهواز، ایرانشهر، بانه، بجنورد، برازجان، بم، بوشهر، بهشهر، پیشین بلوچستان، تربتجام، چابهار، خرمآباد، راسک، زابل، زاهدان، ساری، ساوه، سرباز، سنندج، شیراز، شیروان، طبس، فارسان (چهارمحال بختیاری)، فسا، قائمشهر، قزوین، قم، کازرون، کامیاران، ماسال، کاشان، کرج، کرمان، کرمانشاه، کهگیلویه، گرگان، مراغه، مرودشت، مشهد، ملایر و همدان.
پیام فعالیتهای کانونهای شورشی چیست؛ ایستادگی یا شکستن فضای سرکوب؟
از نظر شما پیام این مجموع عملیات چیست؟
عباس صنوبری: پیام اصلی این فعالیتها، آنهم در این شرایط مشخص که رژیم در غرقاب بحرانهای لاعلاج دستوپا میزند و جامعه و مردم در زیر فشارهای آخوندساخته به فریاد آمده و مثل یک بشکه باروت آماده انفجار میماند، راه نشان دادن و اثبات «آتش جواب آتش» است. اینکه نباید اسیر دود و دم رژیم شد. این رژیم درمانده سرنگون میشود و مردم ایران آزاد میشوند.
کانونهای قهرمان شورشی و اعضای یگانهای ارتش آزادیبخش در داخل میهن، با این عملیاتهای خودشان پیام ضرورت ایستادگی میدهند، نفی هرگونه دیکتاتوری و تعهد به سرنگونی استبداد دینی حاکم بر ایران.
اینها را در شعارها و نوشتهها و بنرهای آنها بهخوبی میشود دید، مثل اینکه:
«کوهها لرزیدند اما مجاهدین برای سرنگونی ولایت فقیه از جای خود تکان نخوردند»
«مجاهدین تضمین سرنگونی رژیم ضدبشری»
«انقلاب دموکراتیک به دست توانای خلق با ارتش آزادی پیروز میشود»
«حاکمیت آخوند و سلطنت فقیه باید پایان یابد»
و اینکه مجاهدین برای تحقق «یک جمهوری دموکراتیک عاری از شیخ و شاه» میجنگند
و هیچ هدفی از رزم ۶۱ ساله خود جز انتقال قدرت به مردم ایران ندارند.
رژیم تلاش کرد با وحشتآفرینی، با نشان دادن کیسههای سیاه اجساد در کشتار قیامکنندگان در دیماه ۴۰۴، جامعه را مرعوب کند،
اعدام و اعلام حکم اعدام برای هواداران و نیروهای در ارتباط با مجاهدین و اعدام اعضای مجاهدین و کانونها،
وارد آوردن فشارهای کلان به خانوادههای مجاهدین،
و بعد از دستگیری تعداد زیادی از زبدهترین نیروهای رزمنده یگانهای ارتش آزادیبخش در عملیات پتک آتشین در ۴ اسفند، در حمله به بیت خامنهای و...
جلوی رشد و گسترش کانونهای شورشی و تشکیل یگانهای ارتش آزادیبخش در داخل میهن را بگیرد.
چرا فعالیت کانونهای شورشی با وجود سرکوب و فشار ادامه دارد؟
اما آنچه در عمل شاهدیم، رشد و گسترش روزافزون کانونها و یگانهای ارتش آزادیبخش است.
آنها بیمحابا خطر میکنند و با پذیرش بالاترین ریسک و خطر، مأموریتهای متهورانه خودشان را انجام میدهند. چرا کانونهای شورشی باز هم چنین گسترش و چنین رشدی در تمامی استانها و شهرهای ایران داشتهاند؟
چرا آنها چنین خطر میکنند و تن به آتش میزنند؟ در پاسخ باید گفت:
واقعیت این است که قبل از کانونهای شورشی، این مردم ایران هستند که از اعدام عبور کردهاند و باکی از سه اعدام در هر روز، که بیلان حکومت در شش ماهه اول امسال بوده، ندارند و آماده فداکاری برای آزادی خود هستند.
و کانونهای شورشی از دل همین جامعه و همین مردم بیرون آمدهاند.
پایداری و مقاومت ۶۱ ساله مجاهدین را پشت و پشتوانه و دژ استواری برای جنگیدن با این رژیم میدانند.
همینها علت اعتماد هر شورشگر و نیروی آزادیخواه ایرانی به این مقاومت و پیوستنش به جرگه رزمآوران مجاهد است.
تلاش کینگ مجتبی برای مرعوب کردن جامعه زیر چتر جنگ و گسترش سرکوب و اعدام بیفایده بوده است.
این میزان عملیات در کمتر از یک هفته و در اوج آمادهباش رژیم، اثبات میکند جامعه ایران فریب جنگافروزی رژیم را نخورده است.
جنگ اصلی همچنان جنگ مردم و مقاومت ایران با رژیم آخوندی است.
بنابراین باید این مجموعه عملیات در سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین را به مردم ایران تبریک گفت؛
چون نوید یک قیام بنیانکن را در خودش نهفته دارد.
