کنفرانس بین‌المللی آنلاین با حضور گزارشگران کنونی و پیشین ملل متحد؛ استفانی وولف

استفانی وولف- رئیس انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی

وقتی جامعه بین‌المللی در سال۱۳۶۷ چشم خود را بر این جنایت بست پیام واضحی به عاملان آن فرستاد:

شما می‌توانید مرتکب قتل شوید و از مجازات بگریزید امروز ما پیامدهای آن سکوت تاریخی را می‌بینیم

ما باید خواهان اقدامات عملی باشیم: اعمال صلاحیت قضایی جهانی، انجام تحقیقات مستقل بین‌المللی و تبدیل توقف کامل اعدام‌ها به یک شرط مطلق برای روابط دیپلماتیک و تجاری

رژیم ایران تلاش کرده شواهد این جنایات را به‌طور فیزیکی محو کند اما آنها شکست خورده‌اند آن تپه‌های بایر فراموش نشده‌اند بلکه در عوض به نمادهای مقدس مقاومت تبدیل شده‌اند حکومت می‌تواند بتن بریزد اما نمی‌تواند روی خاطرات یک مادر سیمان بکشد

در حالی که انظار جهانی معطوف به بحران‌های بین‌المللی است، موج بی‌سابقه‌ای از اعدام‌های سیاسی توسط رژیم ایران در حال وقوع است. این جنایات که شبیه به قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷ است، با هدف ایجاد رعب و وحشت انجام می‌شود، اما پایداری خانواده‌ها و حافظه تاریخی، این سرکوب را به نماد مقاومت مبدل کرده است.

استفانی وولف - رئیس انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی

بسیار سپاسگزارم که امروز از من دعوت کردید. من در سراسر آثار دانشگاهی خود از مضمونی استفاده می‌کنم که همان‌طور که ما امروز شنیدیم، نمادی از ایستادگی و نافرمانی عمیق است و آن مضمون این است: «حافظه پابرجا می‌ماند». درست در همین لحظه، در حالی که چشمان جهان به درگیری‌های متغیر جهانی دوخته شده است، فاجعه خاموش و ویرانگری در داخل ایران در حال وقوع است. رژیم ایران در حال اجرای سنگین‌ترین موج مستمر اعدام‌هاست که کشور در نزدیک به ۴۰سال گذشته به خود دیده است. بیش از ۲۰۰۰نفر در سال گذشته کشته شدند و نزدیک به ۱۰۰۰نفر دیگر در سال جاری اعدام شده‌اند. این‌ها پرونده‌های جنایی عادی نیستند؛ این‌ها قتل‌هایی با انگیزه‌های سیاسی هستند که برای درهم‌شکستن روحیه مردمی طراحی شده‌اند که برای مطالبه آزادی بپا خاسته‌اند. پشت این آمار و ارقام، جان‌های جوانی قرار دارند: مهندسی که پیش از آویخته‌شدن از طناب دار، سرودهای مقاومت می‌خواند؛ فارغ‌التحصیلی که به زندانبانان خود می‌گوید آزادی را نمی‌توان اعدام کرد؛ و قهرمان کشتی ۱۹ساله‌ای که در آستانه سال نو ایرانی شکنجه شد و در ملاءعام به‌دار آویخته شد. این یک سیستم قضایی نیست، بلکه این یک ماشینِ ترس است که برای تحمیل سکوت طراحی شده است.

تکرار جنایات تابستان ۶۷ و مصونیت عاملان از مجازات

اما این تکرار تاریخ چگونه ممکن است؟ چگونه یک حکومت می‌تواند هفته به هفته، در برابر چشمان جهان، به دار کشیدن جوانان را ادامه دهد؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است: «مصونیت از مجازات». اتهامات قانونی که امروز برای فرستادن معترضان به چوبه‌های دار استفاده می‌شود، دقیقاً همان اتهاماتی است که در تابستان۱۳۶۷ به‌کار گرفته شد. در آن تابستان هولناک بود که بیش از ۳۰۰۰۰زندانی سیاسی به‌طور سیستماتیک قتل‌عام شدند. عاملان این جنایات هولناک، یعنی مردانی که در هیأت‌های مرگ بدنام نشسته بودند، هرگز مورد حسابرسی قرار نگرفتند. در عوض، آن‌ها به بالاترین مناصب دولتی ارتقا یافتند. وقتی جامعه بین‌المللی در سال۱۳۶۷ چشم خود را بر این جنایت بست، پیام واضحی به عاملان آن فرستاد: شما می‌توانید مرتکب قتل شوید و از مجازات بگریزید. امروز ما پیامدهای آن سکوت تاریخی را می‌بینیم. وقتی افرادی که مرتکب چنین جنایات وحشتناکی شده‌اند بی‌مجازات می‌مانند، شاهد خیانت به عدالت هستیم. ما امروز باید اعلام کنیم که دیگر ابراز نگرانی کافی نیست. ما باید خواهان اقدامات عملی باشیم: اعمال صلاحیت قضایی جهانی، انجام تحقیقات مستقل بین‌المللی و تبدیل توقف کامل اعدام‌ها به یک شرط مطلق برای روابط دیپلماتیک و تجاری.

جنگ سیستماتیک رژیم ایران علیه حافظه تاریخی و پاک‌کردن آثار جنایات

اما بی‌رحمی رژیم ایران به چوبه‌های دار ختم نمی‌شود. وقتی جانی گرفته می‌شود، نبرد به جبهه دوم منتقل می‌شود: پاک‌کردن حافظه تاریخی. دهه‌هاست که کارگزاران حکومتی، یک جنگ سیستماتیک را علیه مزارهای جمعی آغاز کرده‌اند. در محل‌های دفن در سراسر کشور، آن‌ها سنگ قبرها را با بولدوزر تخریب کرده‌اند، لایه‌های ضخیم بتن روی گورهای دسته‌جمعی ریخته‌اند و دوربین‌های نظارتی نصب کرده‌اند تا از تجمع خانواده‌های داغدار جلوگیری کنند. آن‌ها اقلیت‌های تحت آزار و اذیت دیگر را مجبور کرده‌اند تا مردگان خود را روی این محل‌ها دفن کنند و بدین ترتیب تلاش کرده‌اند شواهد این جنایات را به‌طور فیزیکی محو کنند. اما آن‌ها شکست خورده‌اند. آن تپه‌های بایر فراموش نشده‌اند، بلکه در عوض به نمادهای مقدس مقاومت تبدیل شده‌اند. رژیم ایران می‌تواند بتن بریزد، اما نمی‌تواند روی خاطرات یک مادر سیمان بکشد.

همبستگی با خانواده‌های شهیدان و پیام سرنگونی و ایستادگی

این موضوع ما را به مهم‌ترین وظیفه امروزمان می‌رساند: همبستگی با خود خانواده‌ها. از دست‌دادن فرزند ضربه‌ای جانکاه است، اما دریغ‌کردن بقایای پیکر فرزند، محروم‌کردن از گواهی فوت و حتی ممنوع‌کردن گریه بر مزار او، این یک نوع شکنجه روانی است. ما در کنار مادرانی ایستاده‌ایم که به‌جای مزار فرزند، فقط با عکس‌های قاب‌شده، ساعت مچی پسرشان یا دهه‌ها سکوت رها شده‌اند. ما در کنار خواهری ایستاده‌ایم که ۱۵سال را در زندان سپری کرده است، فقط به این دلیل که می‌خواست بداند خواهر و برادرش کجا دفن شده‌اند. این خانواده‌ها فقط به‌خاطر در دست‌داشتن یک شاخه گل و پرسیدن یک سؤال ساده که «فرزند من کجاست؟»، با ضرب و شتم، بازداشت و مصادره خانه‌های خود روبرو شده‌اند. ما باید به این خانواده‌ها یک پیام بفرستیم: شما تنها نیستید. شجاعت شما الهام‌بخش ماست و مطالبه شما برای حقیقت، مأموریت جهانی ما است. بیایید کلمات عصیانگرانه‌ای را به یاد آوریم که مبارزان سیاسی اعدام‌شده در همین چند ماه پیش، مخفیانه از زندان به بیرون فرستادند: ما پیش از این نیز صدها هزار بار اعدام شده ایم! ، ولی بر موضع شورشی خود خواهیم ایستاد. رژیم ایران بر این باور است که با اعدام جوانان و بولدوزر انداختن بر قبرهاشان، می‌تواند فصل پایانی را بنویسد. اما تاریخ به ما نشان می‌دهد که آن‌ها در اشتباهند. حافظه از بتن قوی‌تر است. حافظه، والاترین شکل مقاومت است. حافظه پابرجا می‌ماند و سرانجام، حافظه پیروز خواهد شد. بسیار سپاسگزارم که امروز میزبان من بودید.

بیشتربدانیم:

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس دادخواهی قتل‌عام ۱۳۶۷ | سیمای آزادی

پروفسور جاوید رحمان: لزوم پایان دادن به مصونیت عاملان قتل‌عام ۱۳۶۷ و ایجاد سازوکار حسابرسی بین‌المللی | سیمای آزادی

کنفرانس بین‌المللی آنلاین، با حضور گزارشگران کنونی و پیشین ملل متحد؛ آنالیزا چامپی | سیمای آزادی

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط