پروفسور ایوان ساشا شیهان: مجاهدین خلق با انتخاب دبیرکل جدید، پویایی خود را نشان دادند
۱۴۰۵/۶/۲۳
تاونهال: مقاله پروفسور ساشا شیهان استاد روابط عمومی و بینالمللی در دانشگاه بالتیمور درباره انتخاب دبیرکل جدید سازمان مجاهدین خلق ایران
پروفسور ساشا شیهان استاد روابط عمومی و بینالمللی در دانشگاه بالتیمور در مقاله ای در تاونهال می نویسد:
در درون جمهوری اسلامی، پاسخ به این پرسش که چه کسی میتواند کشور را رهبری کند و آیا نظام میتواند انسجام خود را حول آن رهبری حفظ کند، روزبهروز دشوارتر شده است. مجتبی خامنهای، رهبر جدید، حدود ۶ ماه است که در انظار عمومی ظاهر نشده و بخش عمدهیی از نقش سیاسی خود را دستخوش گمانهزنیها کرده است. در همین حال، پزشکیان، رئیسجمهور، در حالی که ایران با پیامدهای جنگ، فروپاشی اقتصادی و تعمیق فشارهای اجتماعی روبهروست، با انتقادات فزایندهیی از سوی جناحهای مختلف مواجه شده است.
در ۶ سپتامبر، در حالی که ساختار حاکم بر حکومت ایران برای به نمایش گذاشتن وحدت در رأس حاکمیت تلاش میکرد، سازمان مجاهدین خلق ایران با انتخاب دبیرکل جدید، آغاز شصت و دومین سال تأسیس خود را رقم زد. بر اساس اظهارات این سازمان، مهناز میمنت طی یک فرآیند رأیگیری داخلی سه مرحلهای با حضور اعضاء در هفت کشور انتخاب شد. او ۵۶ درصد آراء را در مرحله اول، ۸۵ درصد را در مرحله دوم کسب کرد و در مرحله نهایی با اکثریتی قریب بهاتفاق آراء انتخاب شد. زهرا مریخی نیز که پیش از این بهعنوان دبیرکل خدمت میکرد، طبق آییننامه داخلی سازمان، بهعنوان مسئول شورای مرکزی معرفی شد.
ارزیابی سیاسی هر چه که باشد، این سازمان مکانیزمی را برای انتقال مسئولیت ارشد رهبری و در عینحال حفظ ساختار گستردهتر خود به نمایش گذاشته است. این موضوع از آن رو اهمیت دارد که مسأله جانشینی در رژیم ایران در حال تبدیل شدن به یکی از نقاط آسیبپذیری اصلی جمهوری اسلامی است.
غیبت طولانیمدت مجتبی خامنهای از موضوع صرف حضور عمومی فراتر رفته است. رویترز در اواخر اوت گزارش داد که او به مدت شش ماه در انظار عمومی ظاهر نشده و غیبت او سؤالاتی را در مورد عملکرد رهبری جدید ایجاد کرده است. پزشکیان نیز به مشکلات در تعامل با رهبر جدید اذعان کرده است. جناحهای مختلف بر سر نحوه مدیریت جنگ توسط حکومت و وخامت روزافزون شرایط کشور با یکدیگر درگیر شدهاند. وضعیت اقتصادی، این مشکل سیاسی را خطرناکتر میکند.
ارز ایران به افت بیسابقهای دست یافته، تورم به ۷۰ درصد نزدیک میشود و قیمت مواد غذایی بهشدت افزایش یافته است. صادرات نفت که منبع حیاتی درآمد است، بهدلیل جنگ و تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا بهشدت محدود شده است. کمبود سوخت صفهای طولانی در پمپبنزینها ایجاد کرده، در حالی که مقامات با مسأله جنجالی یارانه و قیمت سوخت مواجه هستند. اینها صرفاً شاخصهای اقتصادی نیستند، بلکه تعیین میکنند که حکومت چه میزان فضای مانور سیاسی دارد.
قطع یارانهها میتواند خشم عمومی را برانگیزد. حفظ آنها منابع را تهی میکند. افزایش قیمت سوخت، ناآرامیهای سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) را تداعی میکند. متهم کردن دشمنان خارجی نیز پاسخگوی این سؤال علنی نیست که چه کسی مسئول اداره کشور است.
در حالی که ساختار حاکم بر ایران با دو مشکل مرتبط یعنی فشار از پایین و بلاتکلیفی در بالا مواجه است، انتقال رهبری در سازمان مجاهدین خلق تصویر سیاسی متفاوتی را ارائه میدهد. میمنت مسئول جدیدی نیست که ناگهان به ارتقا رسیده باشد. بر اساس اظهارات این سازمان، او در سال ۱۹۸۹ به هیأت اجرایی این سازمان پیوست، در اوایل دهه ۱۹۹۰ عضو شورای رهبری شد و در سال ۲۰۱۴ به شورای مرکزی پیوست و از سال ۲۰۲۱ بهعنوان معاون ارشد دبیرکل خدمت کرده است. این تداوم ساختاری حائز اهمیت است.
جنبشهای سیاسی اغلب با تواناییشان در بسیج مردم در لحظات بحرانی سنجیده میشوند. آنها کمتر با آنچه هنگام تغییر رهبری رخ میدهد ارزیابی میشوند. با این حال، جانشینی میتواند ظرفیت ساختاری یک سازمان را بیش از یک تظاهرات یا بیانیه نشان دهد.
اپوزیسیون گستردهتر ایران، از جمله شورای ملی مقاومت ایران، دهها سال است که استدلال میکند جمهوری اسلامی نه تنها بهدلیل مشکلات اقتصادی یا نارضایتی عمومی، بلکه به این دلیل که ساختار سیاسی آن ناتوان از حل تناقضات خودساخته شده، آسیبپذیر است.
مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال، از انتخاب میمنت استقبال کرد و او را زنی با شخصیتی والا توصیف نمود.
برای دولتهای غربی، اهمیت رویداد امروز باید در این چارچوب دیده شود که وقتی ایران سرانجام وارد دوره گذار سیاسی میشود چه اتفاقی خواهد افتاد. سالهاست که سیاست غرب در قبال ایران بهطور عمده بر رفتار رژیم متمرکز بوده است: برنامه هستهیی، موشکها، نیروهای نیابتی منطقهای، نقض حقوقبشر و اکنون نحوه پیشبرد جنگ.
اما سؤال دیگری روزبهروز شایسته توجه بیشتری میشود: کدام نیروهای سیاسی در اپوزیسیون ایران از تشکیلات، ساختارهای رهبری و تداومی برخوردارند که در صورت فروپاشی نظم موجود، بتوانند عمل کنند؟
یک اپوزیسیون سازمانیافته خودبهخود به حکومت آینده ایران تبدیل نمیشود. گذارهای سیاسی غیرقابل پیشبینی هستند و هیچ جنبش اپوزیسیونی نمیتواند بهسادگی مشروعیت آینده خود را اعلام کند. اما داشتن تشکیلات و سازمانیافتگی اهمیت دارد. یک رژیم میتواند برای مدتی قابل توجه در برابر حملات نظامی و فشارهای اقتصادی دوام بیاورد. اما زمانی که نهادهای آن توانایی خود را برای مدیریت جانشینی، حفظ انسجام و پاسخگویی به فشارهای جامعه از دست بدهند، بقای آن بسیار دشوارتر میشود.
انتخابات دموکراتیک اپوزیسیون، یک تقابل غیرمعمول را به نمایش میگذارد. در تهران، حاکمان ایران با پیامدهای سیاسی بحران رهبری، فرسودگی اقتصادی و اختلافات داخلی دست و پنجه نرم میکنند. در جبهه اپوزیسیون، سازمانی که ۶۲ سال پیش تأسیس شده، انتقال رهبری را با حفظ ساختار نهادی خود انجام داده است.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
