بیمار شدن در ایران فاجعه است؛ چرا هزینه درمان به کابوس خانوادهها تبدیل شده؟
۱۴۰۵/۶/۲۷
وقتی دارو و درمان گران میشود، بیماران تا کجا باید هزینه بدهند؟
گرانی دارو و درمان در ایران چه پیامدهایی دارد؟ چه بلایی بر سر مردم ایران میآورد؟ و بیماران در ایران چه وضعیتی دارند؟
به گزارش اقتصاد۲۴، نوشت: سازمان بهزیستی، بدون اطلاع قبلی، کمکهزینه تهیه اقلام بهداشتی ۱۳ هزار فرد دارای معلولیت شدید و خیلی شدید را قطع کرد، بدون آنکه در قبال این اقدام پاسخگو باشد.
همین رسانه نوشت: مدیر کمپین معلولان با اشاره به بحران جانی ناشی از این تصمیم گفت: استفاده روزانه از پوشک، سوند، نلاتون و غیره برای افراد دارای معلولیتهای شدید حیاتی است و حذف این حمایت اندک، معلولان را در تنگنای اقتصادی به استفاده چندباره از لوازم یکبارمصرف وادار میکند؛ ...... مدیر کمپین معلولان همچنین مبلغ این کمکهزینه را برای افراد دارای معلولیت خیلی شدید، ماهانه ۳ میلیون تومان و برای معلولیت شدید، ۲.۵ میلیون تومان اعلام کرد. او گفت قطع همین کمکهزینه اندک میتواند باعث تشدید عفونتها و مرگومیر در افراد دارای معلولیتهای شدید شود.
داروی سرطان هم گران است؛ چرا بیمار مجبور به خرید دارو از کشورهای همسایه میشود؟
یک عضو کمیسیون بهداشت مجلس نیز در مورد هزینههای هنگفت برای تهیه دارو اعتراف عجیبی کرد.
«یک عزیزی میگفت که پدرش دچار سرطان شده بود. برای این که این داروی سرطان رو در ایران تهیه بکنه، اولاً با سختی بود، دوماً بسیار گران بود. این بنده خدا بلند میشد، بلیط هواپیما میگرفت، میرفت در یکی از این کشورهای همسایه، یک روز هم اونجا اقامت داشت، در یک داروخانهای که اون دارو رو میگرفت، دوباره بلیط میگرفت، برمیگشت. وقتی میآمد داخل ایران، اون دارو براش ارزونتر تموم میشد.»
وقتی هزینه درمان از توان خانوادهها خارج میشود، انتخاب بیمار چیست؟
یک نمونهی دیگر از فاجعهی گرانی درمان و دارو را رئیس بخش کانسر بیمارستان موسوم به امام خمینی فاش کرد و گفت بیماران سرطانی به علت هزینه سرسامآور درمان از ما میخواهند که جانشان را بگیریم!
رئیس بخش سرطان بیمارستان موسوم به خمینی:
«ایران، بیمار شدن دقیقاً برابر است با یک فاجعه. فاجعهای که فرد ترجیح میده بمیره و ؟؟؟ مثلاً میگه برای چی من این کار رو بکنم؟ چرا باید این هزینه رو که من ندارم، دیگران دارند و باید به اونها، به بچههام تحمیل کنم؟ ترجیح میدم نباشم.
ما همین الان در مراکز درمانیمون واقعاً، بهخصوص اگه تشریف بیارین در مجتمع، در بخش انسولین، واقعاً ما با مواردی روبهرو هستیم که بیماران دار و ندارشون رو دادند و زار و نزار شدند و التماس میکنند که بیایید ما ب... بکشید ما رو. چون نداریم، نمیتونیم. بسیار جلوی درب این بیمارستان من به عینه دیدم که بیماران خودشون تلاش میکنند خودشون رو جلوی ماشین بندازند؛ چرا؟ برای این که این ادراک سربار بودنِه.»
همهی این شرایطی که آخوندهای حاکم و پاسدارانشان ایجاد کردهاند، از انفجار نزدیک یک خشم بزرگ در میهن خبر میدهد.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
