پیامدهای تصمیمات اقتصادی حکومت برای مردم؛ چرا گرانی از یک تصمیم شروع و به زندگی مردم سرایت می‌کند؟

۱۴۰۵/۶/۳۰

از حذف ارز ترجیحی تا گرانی بنزین؛ چگونه یک تصمیم قیمتی به موج تازه‌ای از گرانی‌ها تبدیل می‌شود؟

سال ۱۳۹۸ تا به همین امروز، رژیم آخوندی تا الان دو بار ارز ترجیحی رو حذف کرده، یک بار بنزین رو از هزار تومن به سه هزار تومن افزایش قیمت داده. هر بار هم با وقاحت مدعی شده که به خاطر بهبود زندگی مردم، به‌ویژه اقشار کم‌درآمد، دست به این کارها زده.

بارها گفته شده که این تصمیمات، انداختن اولین قطعه دومینو‌ی گرانیه. بیایید پیامدهای این سیاست‌ها رو با هم بررسی کنیم.

گران کردن بنزین یا حذف ارز ترجیحی، یک شباهت عمده به هم دارن؛ اون هم اینه که از سرچشمه تغییرات قیمتی و از این دست تغییرات هستن که منجر به خیلی از تغییرات دیگه در قیمت‌ها می‌شن. شکاف موجود بین خط فقر و تورم با دستمزدها رو شدیداً افزایش می‌ده.

چرا یارانه و کالابرگ نمی‌تواند موج گرانی را متوقف کند؟

رژیم مدعی می‌شه که با یارانه یا کالابرگ به گرانی‌ها پاسخ می‌ده.

اما این یک دروغ بزرگه.

چون گرانی‌ها مثل سونامی، موج‌های افزایشی و پشت‌سرهم ایجاد می‌کنن، اما رژیم فقط یک مرحله به پرداخت یارانه یا کالابرگ می‌پردازه و بعد از این دیگه گرانی‌ها و دستمزدها و خلاصه خیلی از مشکلات دیگه هستن که باقی می‌مونن.

اولین نمود این جاموندن از تورم و گرانی، در مقوله مسکن خودش رو نشون می‌ده. در واقع سنگین‌ترین ضربه رو هزینه مسکن به خانوار وارد می‌کنه. هزینه اجاری به‌شدت سنگین و خارج از توان خانوار، همین موضوع باعث کوچ‌های اجباری درون‌شهری یا درون‌استانی شده؛ یعنی خانوار مجبور هستن مستمراً به سمت حاشیه‌ها کوچ کنن تا هزینه کمتری بپردازن.

نمود دوم این گرانی‌ها در سبد خوراکی آشکار می‌شه. چون وقتی هزینه‌های ثابت مثل اجاره‌بها قابلیت چانه‌زنی ندارن، پیامدهای این گرانی‌ها به سبد کالا وارد می‌شه و گذر زمان کالاهایی باعث می‌شه که کمرنگ بشن و بعد هم دیگه کلاً حذف بشن.

خانواده‌هایی که می‌گن یک سال هست که گوشت نخوردیم. لبنیات از یک نیاز روزانه به کالایی نوبتی تبدیل می‌شه. میوه هم همین سرنوشت رو داره.

نتیجه اون اینه که سیری سلولی، یعنی پاسخگویی سبد خوراکی به نیازهای بدنی، به سیری شکمی تبدیل می‌شه؛ یعنی سبد خوراک خانواده کیفیت خودش رو هر روز بیشتر از قبل از دست می‌ده.

گرانی فقط سفره را کوچک می‌کند یا سبک زندگی را هم تغییر می‌دهد؟

سومین تأثیر این روند، تغییر در سبک زندگی و روابط اجتماعی است. کاهش تعاملات خانوادگی و دید و بازدیدها به دلیل هزینه‌های رفت‌وآمد و پذیرایی، حذف تفریحات و سفر، برنامه‌های فرهنگی و خیلی از موضوعات اجتماعی از زندگی خانواده‌ها حذف و کنار گذاشته می‌شه و همین فشار معیشتی رو به روابط اجتماعی اضافه می‌کنه.

چهارمین ضربه‌ای که وارد می‌کنه اینه که سرپرست خانوار به اشتغال چندگانه مشغول می‌شه؛ یعنی دو تا سه شغل رو باید طی روز انجام بدن تا بتونن چرخ زندگی رو بچرخونن.

برای خیلی از خانواده‌ها نتیجه‌ای در واقع، نتیجه‌ای رواند توقف و آموزش کودکان رو به دنبال خواهد داشت و خیلی از مشکلات دیگه که در خود خانواده به وجود میاد، مشخصاً برای کودکان، و به دنیای کار و دستفروشی کشیده می‌شه.

اما اصل موضوع اینه که این سیاست‌ها و تصمیمات کلان حکومتی، معادله درآمد و خط فقر رو به هم می‌زنه و تغییر خاموش سبک زندگی رو به مردم تحمیل می‌کنه و اکثر اقشار رو تحت فشار سخت و کمرشکن معیشت قرار می‌ده.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط