بررسی شرایط وخیم اقتصادی، سقوط ریال و اوضاع نابسامان این روزها؛ چرا ارزپاشی حکومت نمیتواند بحران پول ملی را مهار کند؟
۱۴۰۵/۷/۱۰
دلار از ۲۵۸ هزار تومان عبور کرده و ارزش ریال در فاصلهای کوتاه بهشدت کاهش یافته است؛ اما آیا تزریق چند میلیارد دلار میتواند جلوی این سقوط را بگیرد، یا مشکل در ساختار اقتصادی و سیاستهای چند دهه گذشته ریشه دارد؟
گفتگو با خسرو شکراللهی
اما توی خبرها شاهد این هستیم که این روزها سقوط آزاد ارزش ریال باز هم ادامه داشت. روز پنجشنبه نهم مهر ادامه پیدا کرد. در اواسط روز قیمت دلار از ۲۵۸ هزار تومان هم گذشت و همین الان که من در صحبت با شما هستم، معلوم نیست که این قیمت تا چه میزان بالا رفته باشد.
در شهریورماه امسال، پایینترین نرخ دلار حدود ۱۳۰ هزار تومان ثبت شده؛ یعنی ظرف ۴۰ روز قیمت دلار تقریباً دو برابر شده، یا بهتر بگویم، ارزش ریال طی ۴۰ روز نصف شده است.
در یک مثال سرانگشتی ساده، اگر بخواهیم بگوییم که مفهوم بشود چه فاجعهای پیش آمده، کالاهایی که در اول شهریور میشد با ۱۰۰ هزار تومان خرید، در روز نهم مهر برای خرید همان کالا باید ۲۰۰ هزار تومان پرداخت کرد.
بانک مرکزی رژیم اعلام کرده که طرحش برای مهار این بحران این است که ۳ میلیارد دلار ارز وارد بازار کند و در گام اول هم با وارد کردن یک میلیارد دلار به بازار، روند اجرایی این طرح را شروع کرده است.
با اینکه این قبیل اقدامات میتواند بحران سقوط ارزش ریال را کنترل کند، در همین رابطه گفتوگویی با آقای خسرو شکراللهی داریم.
سؤال بعدی این است که آیا استفاده از فرمولهایی مثل افزایش بهاصطلاح عرضه ارز میتواند مانع سقوط ارزش ریال بشود و این بحران را مهار بکند؟
پاسخ در یک کلام: خیر.
اگر بخواهم توضیح بدهم، میبینید، در بررسی مسائل اقتصادی بهراحتی میشود منصف بود؛ یعنی کاری کرد و جلوی تأثیر دیدگاههای سیاسی را بر ارزیابیها گرفت و فقط براساس آمار و ارقام قضاوت کرد.
ببینید، این روند، این کار جدیدی که دارد انجام میدهد، کار جدیدی نیست. آنقدر این تاکتیک را از آن اسم بردند و اجازه ندادند که حتی در درون حکومت آخوندی، کارشناسان حکومتی برایش اسم گذاشتند و به تمسخر میگویند «ارزپاشی».
آیا «ارزپاشی» قبلاً هم جواب داده است؟
بگذارید آمار دقیق را نگاه بکنیم.
همین حدود یک ماه پیش، در اول شهریور، همین سیاست رژیم اعمال شد. آن موقع در روز دوم یا سوم شهریورماه بود که نرخ دلار از ۲۰۰ هزار تومان گذشت.
بانک مرکزی رژیم آمد اعلام کرد، مثل الان و همین چند روز پیش، که ۵۰۰ میلیون دلار ارز وارد بازار میکنیم و میخواهیم به این وسیله بازار را کنترل بکنیم.
نتیجه چه شد؟
فردای آن روز، نرخ دلار که از ۲۰۰ و ۲۰۵ هزار تومان رسیده بود، به ۱۹۸ هزار تومان رسید. یعنی در حدود ۳ تا ۴ درصد کنترل کرد.
روز سوم شهریور که اعلام کرد، روز چهارم شهریور نرخ دلار حدود ۴ درصد پایین آمد با ۵۰۰ میلیون دلار؛ اما برای چه مدت؟
روز پنجم شهریور دوباره افزایش پیدا کرد و به بالای ۲۵۰ هزار تومان رسید که خود همتی، رئیس بانک مرکزی رژیم، آمد و اعتراف کرد. من دارم حرف خودش را میگویم که تاکنون ۵۰۰ میلیون دلار عرضه شده و نرخ دلار آزاد دوباره بعد از یک روز به بالای ۲۰۵ هزار تومان رسیده و ۲۰۶ هزار تومان شده است.
پس ببینید، سیاست ارزپاشی اساساً ترفندی است برای اینکه رژیم زمینهسازی بکند برای سیاستهای مخرب اقتصادی دیگری که میخواهد پیش ببرد و اساساً حتی به لحاظ فنی هم کارشناسان حکومتی میگویند که این سیاست، سیاست کارایی برای اقتصاد ایران نیست.
مشکل کمبود دلار است یا ساختار اقتصادی؟
اما واقعیت این است که بر این اساس، این اقدامات را رژیم میکند و بانک مرکزی رژیم اعلام میکند که گویا ما با یک کاهش و با یک افزایش تقاضا روبهرو هستیم؛ مثلاً کارآفرینها و افرادی میخواهند ارز داشته باشند برای اینکه بتوانند کارهای تولیدی بکنند یا واردات بکنند و حالا با کمبود دلار در بازار روبهرو هستیم.
این کاملاً خودساخته حکومتی است. میگویند اصلاً مسئله، کمبود فیزیکی دلار اسکناس در بازار نیست. مسئله این است که اصلاً نمیدانیم متقاضیانی که میآیند و این ارزها را میبرند چه کسانی هستند و اصلاً عوامل مختلفی که هجوم به بازار دلار را توسط عوامل مختلفی که در اقتصاد رژیم سهیم هستند موجب شده، عوامل دیگری است.
بنابراین ببینید، این کارها و تجربه همین چند روز پیش است. در شهریورماه که رژیم همین تکنیک، همین طرح و همین سیاست را اعمال کرد، به هیچ نتیجهای نرسید و بعد از ۴۰ روز نهتنها به این موضوع، بلکه همانطور که شما هم گفتید، تقریباً قیمت دلار دو برابر شده و در این ۴۰ روز ارزش پول ملی نصف شده است.
بنابراین خیلی روشن است که این ترفندها در اقتصاد رژیم آخوندی چیزی نیست که بتواند پاسخگوی این بحران باشد.
در واقع، میخواهد، تازه اگر جواب بگیرد، گویا که میخواهد شعلهای را کمی خاموش، کمی پایین بیاورد، بدون اینکه آتش اصلی و بحران اصلی را خاموش کند.
آتش اصلی و بحران اصلی، پول ملی و ریال است که دچار یک کاهش فرسایشی، مستمر و فاجعهبار شده و تمام عواملی که این کاهش را دامن زدهاند، هنوز هم دارند به قوت خودشان عمل میکنند.
ولی برایم جالب است که این اقدام رژیم را شما یک ترفند نامگذاری کردید.
طبعاً خیلی واضح است که فشار اقتصادی اساساً روی مردم است. در شبکههای اجتماعی خیلی مشاهده کردیم صحنههای دردناک خاکپاشیدن، گلپاشیدن؛ چیزی که بسیار دردناک است.
اجازه بدهید ما علاوه بر این، در سیمای آزادی هم تعداد زیادی از این نمونهها را دریافت میکنیم.
دوستان، اجازه بدهید یکی از تماسهای مربوط به همین موضوع را بشنویم و بعد من سؤال بعدی را مطرح میکنم.
تماس هموطن گرامیمان پروین از ساری آماده است. سلام به خواهر گرامیمان پروین. اجازه بدهید صحبتهایش را بشنویم.
«عزیزان، من در ایران زندگی میکنم؛ کشوری که روی نفت و گاز و معادن است، ولی چرا مردم ما اینقدر فقیرند؟ از گرانی، محصول جنگافروزی و غارت این حکومت. هر روز که میگذرد، فقر بیشتر دستوپای مردم را میگیرد که حتی سفرههای خالی از نان... درصد فقر خانوادهها دست به خودکشی میزنند. در اثر فقر، فساد و اعتیاد کشیده میشوند. در اثر فقر، بچههایشان نمیتوانند مدرسه بروند و امکان تهیه لوازمالتحریر، شهریه و غیره ندارند.
ای لعنت بر شما، اصلاً به این حاکمیت که بنیادش بر اختلاس و دزدی و جنگافروزی و فریب بنا شده.
برای چی؟ آیا دلش برای مردم لبنان و سوریه و یمن سوخته؟ هرگز! فقط برای بقای خودشان. این جنگافروزی هم برای حفظ بقای حکومتشان است که جلوی قیامهای مردم را بگیرند.
جنگ اصلی این حکومت با مردم ایران است، نه هیچ جای دیگر. اینها فریبکارند. این حکومت در اوج ذلت و ضعفش است و در بین مردم هیچ مشروعیتی ندارد، چون نمیتواند کوچکترین مشکل مردم را حل کند.
پول ایران بیارزش است، ولی ما امیدواریم و ایمان داریم که تنها و تنها راهحل همه این دردها، فقر، فساد و گرانی، سرنگونی این حکومت است. این حکومت به آخر خط رسیده و انشاءالله بهزودی مردم ما با دستان پرتوان خودشان این حکومت را سرنگون میکنند و آیندهشان را به بهترین شکل رقم میزنند.
به خدا میسپارمتان. موفق و پیروز باشید.»
ما برای این خواهر گرامیمان آرزوی موفقیت و پیروزی میکنیم. چقدر خوب انگشت گذاشتند روی درد اصلی و درمان اصلی و جنگ اصلی مردم ایران.
خواهش کلی من، دو سؤال دیگر از شما دارم. حالا ببینیم چقدر وقت اجازه میدهد.
سؤال اولم در واقع این است که اگر این فرمولها، مثلاً در این عرصه، ارز، کارآیی ندارد و کارساز نیست، علت بنیادین این وضعیت چیست و کاهش مستمر ارزش ریال با این سرعت به کجا میرود؟
وجه فنی و تخصصی قضیه چیست؟
سؤال دوم، اگر بخواهم بگویم و بتوانیم وقت را تنظیم کنیم، به نظر شما واکنش مردم یا جامعه نسبت به این وضعیت چه خواهد بود؟
خیلی خلاصه عرض میکنم. ببینید، دلار و قیمت دلار تبدیل به شاخصی شده است. به دلیل ماهیت اقتصادی که این طی چهار دهه رژیم آخوندی ایجاد کرده، دلار و نرخ دلار تقریباً یک تصویر تمامعیار از اقتصاد کلان ایران به دست میدهد.
چرا ریال بهطور مستمر ارزش خود را از دست میدهد؟
در اینجا وقتی که ما با کاهش ارزش ریال، در نصف شدن ارزش آن در چهارسال مواجه هستیم، این براساس پایه و ساختارهای اقتصادی است که رژیم آخوندی تعبیه کرده و سازوکارهایی که ایجاد کرده است.
ببینید، اقتصاد رژیم آخوندی یک اقتصاد تولیدی نیست.
اولش این است که این اقتصاد، یک اقتصاد انحصاری در دست سپاه پاسداران با غارتمحوری است.
یعنی اقتصادی که تمام اهرمهای اصلیاش در دست سپاه پاسداران است، برای اینکه بتواند بودجه پیشبرد سیاستهای جنگافزانهاش در خارج و منطقه و سرکوبگرانهاش در داخل ایران را پیش ببرد و تمام این اقتصاد را در این راستا سمتوسو میدهد.
پس بنابراین، اولین عامل، وقتی که سپاه پاسداران اهرمهای اصلی اقتصادی را در دست دارد، از همین ۳ میلیارد دلار است.
این کاری هم که گفتم و شما مثال زدید، منتها برای اینکه واقعاً چه میکنند، اینها در تلویزیون به ما گفتند که ۵۰۰ میلیون دلار وارد بازار کردیم؛ بعدش مافیاهای ارز همان ۵۰۰ میلیون دلاری را که اینها وارد بازار کرده بودند، رفتند گرفتند و دوباره در بازار آزاد میفروختند. همهاش هم در دست خود این سپاه و مافیای آن است.
این یکی.
دوم، ببینید، کسری بودجه که رژیم از آن اسم میبرد؛ این یک عارضه هولناکی است که اقتصاد رژیم به آن دچار است: کسری بودجه و اینکه چطور حلش میکند؟ با چاپ پول بدون پشتوانه، یعنی چاپ پول بدون افزایش تولید.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
