گسترش فقر در ایران و تورم بی‌سابقه؛ آیا آمارهای حکومتی واقعیت گرانی را پنهان می‌کنند؟

۱۴۰۵/۷/۲۵

از افزایش ۵۰ درصدی قیمت کیک و آبمیوه در کمتر از ۲۰ روز تا جهش قیمت رب گوجه‌فرنگی؛ آیا اقتصاد ایران گرفتار ابرتورم و رکود تورمی شده است؟

بینندگان عزیز، در این بخش از برنامه می‌خواهیم نگاهی به تورم داشته باشیم؛ البته از زاویه قیمت‌ها و آنچه مردم هر روز در زندگی خود تجربه می‌کنند.

وقتی تورم وارد محدوده دورقمی می‌شود، یعنی حال اقتصاد آن کشور خوب نیست. در پنج دهه گذشته، تعداد سال‌هایی که تورم میهنمان ایران زیر ۱۰ درصد بوده، حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد.

این وضعیت چه معنایی دارد؟ یعنی اقتصاد ایران دهه‌هاست با تورمی مزمن و مخرب دست‌وپنجه نرم می‌کند.

یکی از مشکلات تورم در ایران، علاوه بر شدت آن، این است که آمارها به‌صورت مهندسی‌شده ارائه می‌شوند. رژیم تا سال ۱۴۰۰ تلاش می‌کرد نرخ تورم را زیر ۴۰ درصد اعلام کند؛ هرچند تورم واقعی چیز دیگری بود. اما در سال ۱۴۰۴، به دلیل وخامت شرایط اقتصادی، مجبور شد نرخ تورم را حدود ۶۰ درصد اعلام کند. امسال نیز نرخ تورم را ۸۹ درصد اعلام کرده است.

تورم چیست و چه زمانی اقتصاد به مرحله بحران می‌رسد؟

برای شناخت تورم، ابتدا باید انواع آن را به زبان ساده مرور کنیم.

۱. تورم خزنده

یکی از انواع تورم، تورم خزنده است. این نوع تورم معمولاً در اقتصادهای باثبات و پررونق دیده می‌شود؛ جایی که قیمت‌ها به‌آرامی افزایش پیدا می‌کنند. نرخ آن معمولاً حدود یک تا سه درصد و حداکثر پنج درصد در نظر گرفته می‌شود.

۲. تورم رونده

در این نوع تورم، سرعت افزایش قیمت‌ها کمی بیشتر می‌شود و کسب‌وکارها نیز افزایش هزینه‌ها را احساس می‌کنند. اگر این تورم به‌درستی مدیریت شود، امکان کنترل آن وجود دارد.

۳. تورم تازنده

همان‌طور که از نامش پیداست، در این نوع تورم قیمت‌ها با سرعت زیادی بالا می‌روند. نرخ تورم می‌تواند دورقمی و حتی سه‌رقمی شود.

یکی از نشانه‌های این وضعیت، کاهش اعتماد مردم به پول ملی است. مردم ترجیح می‌دهند به‌جای نگه‌داشتن پول، آن را سریع‌تر به کالا یا دارایی واقعی تبدیل کنند تا ارزش دارایی‌هایشان از بین نرود. در چنین شرایطی، اقتصاد به سمت بی‌ثباتی حرکت می‌کند.

۴. تورم افسارگسیخته یا ابرتورم

این بدترین و خطرناک‌ترین نوع تورم است؛ وضعیتی که در آن قیمت‌ها سر به فلک می‌کشند و کنترل اوضاع از دست خارج می‌شود. پول ملی تقریباً بی‌ارزش می‌شود و قیمت‌ها ممکن است در فاصله‌های زمانی بسیار کوتاه، حتی طی یک روز، تغییر کنند.

در چنین شرایطی، مردم ممکن است ارزهای خارجی یا حتی مبادله کالا با کالا را به استفاده از پول ملی ترجیح دهند.

وقتی اقتصاد گرفتار چنین تورمی می‌شود، تا چه اندازه می‌تواند عقب‌گرد کند؟ اقتصاد کشور فلج می‌شود و مشکلات اجتماعی گسترده‌ای به وجود می‌آیند. یکی از شاخص‌های متداول ابرتورم، افزایش بیش از ۵۰ درصدی سطح عمومی قیمت‌ها در یک ماه است.

از کیک و آبمیوه تا رب گوجه‌فرنگی؛ قیمت‌ها با چه سرعتی بالا می‌روند؟

حالا چند ویدئوی کوتاه از قیمت‌های این روزها ببینیم تا مشخص شود اقتصاد بیمار ایران، تحت حاکمیت آخوندها، چه وضعیتی دارد و به کدام‌یک از انواع تورم نزدیک شده است.

گزارش اول:

کمتر از ۲۰ روز پیش، این کلیپ را منتشر کردیم و گفتیم قیمت دو عدد کیک یا آبمیوه ۱۵۰ هزار تومان است. حالا قیمت همین دو قلم به ۲۲۵ هزار تومان رسیده است. دیگر چه باید گفت؟

گزارش دوم:

کجا چنین شتابان، آقای شیرین‌عسل؟ این محصول هفته پیش ۳۰ هزار تومان بود و این هفته آن را به ۴۰ هزار تومان رسانده‌اید. آیا به توان خرید مردم هم فکر می‌کنید؟

گزارش سوم:

این هم خوراکی‌ای که یک بچه برای میان‌وعده مدرسه می‌خرد. دوباره قیمت افزایش پیدا کرده است. کالایی که قبلاً با قیمت ۷۰ هزار تومان خریداری می‌شد، حالا با قیمت جدید عرضه می‌شود.

وزن این بسته چیپس ۷۰ گرم است، اما قیمت آن نیز دوباره ۳۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است. تقریباً همه این محصولات با افزایش قیمت مواجه شده‌اند.

گزارش چهارم:

قیمت رب گوجه‌فرنگی را ببینید! چه خبر است؟ محصولی که قبلاً ۲۱۰ هزار تومان بود، حالا به ۳۲۹ هزار تومان رسیده است. در این مدت، حقوق کارگران چقدر افزایش پیدا کرده است؟ وزن محصول را هم در نظر بگیرید، اما به قیمت آن نگاه کنید؛ ظرف سه ماه تقریباً دو برابر شده است. واقعاً چه کار دارید می‌کنید؟

افزایش قیمت‌ها چه چیزی درباره تورم واقعی ایران می‌گوید؟

وضعیت واقعاً اسفناک است. این هم‌وطنان در گزارش‌های خود از افزایش‌های پیاپی قیمت‌ها می‌گویند:

  • کیک و آبمیوه: قیمت دو عدد کیک و آبمیوه در کمتر از ۲۰ روز از ۱۵۰ هزار تومان به ۲۲۵ هزار تومان رسیده است؛ یعنی ۵۰ درصد افزایش.

  • کیک کوچک: قیمت یک کیک کوچک در یک هفته از ۳۰ هزار تومان به ۴۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است؛ یعنی حدود ۳۳ درصد افزایش.

  • رب گوجه‌فرنگی: قیمت این محصول از ۲۱۰ هزار تومان به ۳۲۹ هزار تومان رسیده است؛ یعنی نزدیک به ۵۷ درصد افزایش در حدود یک ماه، بر اساس بازه زمانی بیان‌شده در گزارش.

این ارقام، در کنار آمارهای رسمی، پرسش‌های جدی درباره وضعیت واقعی گرانی در کشور ایجاد می‌کنند. البته افزایش قیمت چند کالای مشخص به‌تنهایی برای اثبات ابرتورم کافی نیست، اما می‌تواند نشانه‌ای از فشار شدید تورمی بر خانوارها باشد.

یکی دیگر از وضعیت‌هایی که باید به آن توجه کرد، رکود تورمی است؛ شرایطی که در آن، تورم بالا با ضعف یا توقف رشد اقتصادی همراه می‌شود و ممکن است بیکاری نیز افزایش پیدا کند.

اکنون باید دید آیا مجموعه شرایط اقتصادی میهنمان با این تعریف همخوانی دارد یا خیر.

در نهایت، قضاوت با شماست: آیا مردم ایران در شهریور و مهر ۱۴۰۵، با نرخ تورم رسمی اعلام‌شده ۸۹ درصد، تنها تورم بالا را تجربه می‌کنند یا اقتصاد کشور هم‌زمان گرفتار رکود تورمی نیز شده است؟

از نظر شما، قیمت‌ها و شاخص‌های اقتصادی چه چیزی را نشان می‌دهند؟ آیا آمارهای حکومتی می‌توانند واقعیت فشار اقتصادی بر مردم را به‌درستی منعکس کنند؟

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط