کنفرانس در برلین، بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک، محمدعلی الهی

۱۴۰۵/۷/۲۶

 محمدعلی الهی: ساواک با شکنجه و سرکوب روشنفکران موجب مصادره انقلاب شد؛ مردم ایران مجبور نیستند بین شاه و شیخ یکی را انتخاب کنند

در جریان کنفرانس نمایندگان پارلمان، شخصیت‌های سیاسی و جوامع ایرانیان در آلمان، محمدعلی الهی، استادیار سابق ریاضیات دانشگاه مشهد و از شاهدان شکنجه‌های ساواک، به افشاگری درباره جنایات رژیم سلطنتی و شکنجه‌های ساواک پرداخت و اعطای جایزه به بچه شاه را تحقیر قربانیان دیکتاتوری دانست.

شهادت محمدعلی الهی درباره شکنجه‌های ساواک و کشتار ۱۷ شهریور

با سلام به خانم‌ها و آقایان،

من محمدعلی الهی، استادیار سابق ریاضیات دانشگاه مشهد هستم. اما آنچه الآن اینجا هستم، نه به‌عنوان یک فرد دانشگاهی، بلکه به‌عنوان یک شاهد؛ شاهد شکنجه‌های ساواکِ شاه هستم.

در سال ۱۳۵۱ بود که مأموران مسلح ساواک مرا از محل کارم ربودند. جرمم توزیع اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و جزوات سازمان مجاهدین خلق ایران بود. مرا با چشمان بسته بلافاصله به زندان ساواک منتقل کردند و شکنجه‌ها شروع شد.

به مدت ۲۵ روز من زیر شکنجه‌های ساواک شاه بودم، شلاق می‌زدند. درد شلاق بسیار کشنده است و به همین دلیل ساواکی‌ها به آن می‌گفتند «شلاق خلاق».

پاهایم، به‌طور خاص پای چپم، بر اثر این شلاق‌ها عفونت کرد و تمام این ناخنهای پای چپم ریخت، از بین رفت. علاوه بر آن، مرا با آتش سیگار شکنجه کردند که هنوز آثارش روی ران سمت راست من وجود دارد.

چهار ماه در سلول بودم؛ سلول انفرادی که عرضش فقط ۹۰ سانتی‌متر بود.

و اما یک شکنجهٔ بدتر؛ شکنجه بدتر این بود که درِ اتاق شکنجه را باز می‌کردند تا این‌که صدای زندانیان، زندانیانی که زیر شکنجه بودند، به گوش بقیه برسد و این برای یک زندانی بدترین شکنجه است. به مدت چهار ماه در چنین سلولی بودم.

بعداً به مدت سه سال محکوم شدم. ولی مرا آزاد نکردند و دو سال اضافه کشیدم؛ یعنی به مدت پنج سال من در زندانهای شاه بودم.

و اما یک موضوع دیگر؛ من یکی از بازداشت شدگان تظاهرات ۱۷شهریورماه ۱۳۵۷ هستم و خودم شاهد بودم با چشم‌هایم دیدم که چگونه گارد جاویدان شاه روی مردم رگبار بست و [گریه] و جسد جوانها را من با چشمان خودم دیدم.

چگونه سرکوب ساواک راه را برای سرقت انقلاب توسط خمینی هموار کرد

خانم‌ها و آقایان، این فقط سرگذشتِ من نبود، بلکه یک روشی بود که ساواک این را به کار می‌برد. ساواک با شکنجه، با دستگیری، با سانسور و به‌طور خاص با از بین بردنِ روشن‌فکرانی که رهبریِ مردم را داشتند برای این‌که به یک جمهوری دموکراتیک برسند، آنها را همه را از بین بردند و دستگیر کردند.

شاه هیچ راه‌حل مسالمت‌آمیزی برای مردم باقی نگذاشت و خلأ رهبری به‌وجود آمد، به‌دلیل این‌که اغلب رهبران آزادیخواه یا دستگیر شده بودند یا از بین رفته بودند و این بزرگ‌ترین دلیل بود برای این‌که خمینی بتونه اون انقلاب مردم ایران را مصادره کنه.

به‌عبارت‌دیگر، تاج رفت، عمامه آمد؛ چکمه رفت و نعلین آمد.

محکومیت اعطای جایزه به بچه شاه و تأکید بر حق مردم ایران برای آزادی و جمهوریت

اما این نکته‌یی که الآن می‌خواهم خدمتتان عرض کنم این است که، باور کنید از زمانی که من به خارج کشور آمدم، بدترین خبر را من در چند روز قبل شنیدم. آن خبر زمانی بود که شنیدم می‌خواهند به بچه شاه، به رضا پهلوی، جایزه «آزادی مردم ایران» را بدهند.

باور کنید مجدداً صدای او شکنجه‌شده‌ها در گوشم طنین‌انداز شد. آن صحنه ۱۷شهریورماه برایم تداعی و زنده شد. برای من غیرقابل‌تصوره که چگونه می‌خواهند جایزه را به وارث یک دیکتاتور نظامی بدهند؛ آن‌هم نه‌تنها فاصله نگرفته از اون دیکتاتوری، بلکه می‌گه من به میراث خانواده‌ام افتخار می‌کنم.

چنین اقدامی نه‌تنها حمایت از مردم ایران نیست، بلکه تحقیر قربانیان هم هست، من‌جمله من. و باور کنید بالاترین هدیه سیاسی به رژیم ملاها.

و اما خواسته من؛ خواسته من این است که صدای قربانیان ساواکِ شاه شنیده شود، بدانند که مردم ایران مجبور نیستند که بین شاه و شیخ یکی را انتخاب کنند. مردم ایران شایسته آزادی، جمهوریت، حاکمیت مردم و استقلال آینده خودشانند.

جایزه برای مردم ایران آری، ولی برای بچه شاه هرگز، هرگز، هرگز.

لینک‌های مرتبط:

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در برلین– بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک | سیمای آزادی

کنفرانس در برلین، بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک، توماس لوتسه | سیمای آزادی

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط