بحران در ایران و راهحل دموکراتیک؛ کنفرانس آلمان چه پیامی برای سیاست اروپا در قبال ایران داشت؟
۱۴۰۵/۷/۲۷
قسمت دوم ـ در کنفرانسی با عنوان «بحران در ایران و راهحل دموکراتیک» در آلمان، شخصیتهای سیاسی و اجتماعی درباره افزایش اعدامهای سیاسی، نقش مقاومت داخلی و ضرورت بازنگری در سیاست آلمان و اروپا در قبال ایران سخنرانی کردند.
لئو داتسنبرگ، رئیس کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد، در سخنان خود گفت که از زمان آغاز دور جدید درگیریها در مارس سال جاری، اعدامهای سیاسی افزایش یافته است تا از وقوع قیام بعدی جلوگیری شود. او افزود که هدف اصلی رژیم، بهویژه سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران است.
چرا اعدامهای سیاسی و سرکوب مخالفان افزایش یافته است؟
لئو داتسنبرگ ـ رئیس کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد
نزدیک به سه دهه است که من با مسائل ایران و مقاومت ایران سروکار دارم. این پیوند بر پایه سالها تجربه شخصی، گفتوگوهای متعدد و اعتمادی شکلگرفته و ریشهدار استوار است.
از زمان آغاز دور جدید درگیریها در مارس سال جاری، که پیشتر نیز به آن اشاره شد، اعدامهای سیاسی متأسفانه افزایش یافته است تا مانع از وقوع قیام بعدی شوند. هدف اصلی رژیم، بهویژه، متوجه اپوزیسیون محوری، یعنی سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران است. طی ماههای اخیر، ۱۱ تن از اعضای این جنبش اعدام شدهاند؛ مبارزان راه آزادی که در برابر دیکتاتوری آخوندی سر فرود نیاوردند. دامنه این ایستادگی حتی تا اعماق زندانها کشیده شده است؛ جایی که پیوندها شکل گرفته و ارتباطات برقرار میشود.
این تجربیات تا به امروز بر من تأثیرگذار بوده است و از همین رو، من از سر باور و ایمان قلبی از این مقاومت و در نتیجه، از «کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد» حمایت میکنم.
نمایندگان رژیم ایران آشکارا از کشورهای غربی میخواهند که مقاومت ایران را محدود کرده و از هرگونه تماس با آن خودداری ورزند. تسلیم شدن در برابر چنین خواستهای، بیطرفی نیست؛ بلکه پذیرش چارچوبهای تحمیلی رژیم و نشانهای از ضعف درونی است. ما باید بر مبنای منافع و دیدگاههای خودمان، منابع و ادعاها را مستقلاً بررسی کنیم و مقاومت سازمانیافته ایران را بهعنوان طرف گفتوگویی جدی و عاملی راهبردی در سیاستهای خود به رسمیت بشناسیم.
سیاست آلمان و اروپا؛ تغییر از بیرون یا دگرگونی از درون؟
دکتر هانس اولریش زایت ـ سفیر آلمان در افغانستان از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ و در کره جنوبی از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲
دکتر هانس اولریش زایت در سخنان خود گفت که برای طراحی سیاست آینده آلمان و اروپا در قبال ایران، باید «شورای ملی مقاومت ایران» و «سازمان مجاهدین خلق» را بهعنوان یک عامل راهبردی لحاظ کرد.
بسیار متشکرم. سپاس فراوان. مایه خوشحالی و افتخار من است که امروز میتوانم نکاتی را درباره سیاست آلمان و اروپا در قبال ایران با شما در میان بگذارم؛ دستکم از زمان خیزشها و جنبشهای اعتراضی سال ۲۰۱۷ به بعد در ایران.
مسئله بر سر امکانپذیری یک سیاست واقعبینانه اروپایی در قبال ایران است که نه مداخله خارجی یا تغییر رژیم از بیرون، بلکه دگرگونی از درون را هدف قرار دهد. الگوی تغییر رژیم از بیرون، در کشورهای همسایه ایران، یعنی عراق و افغانستان، با شکستی مفتضحانه روبهرو شد؛ و چنانچه روند جنگ و عملیاتهای نظامی سال جاری را بررسی کنیم، درمییابیم که نتایج نبرد هوایی اسرائیل و آمریکا علیه ایران بسیار محدود بوده است.
همزمان، مردم ایران، و در واپسین نمونه، در جریان قیام بزرگ و سراسری سال ۲۰۲۶، اراده خود را برای فداکاری در راه آیندهای بهتر برای ایران به اثبات رساندهاند. سیاست اروپایی مبتنی بر این واقعیت باید از مقاومت زنان و مردان در داخل کشور حمایت کند و آن را به مؤلفه بنیادین رویکرد خود تبدیل نماید.
چرا مقاومت داخلی باید در محاسبات سیاسی اروپا جای بگیرد؟
باید رویکردی جامع را در پیش بگیریم و اپوزیسیون و مقاومت داخلی را بهعنوان یک عامل راهبردی لحاظ کنیم. با نگاهی به تداوم تاریخی، ساختار تشکیلاتی و برنامه سیاسی، یکی از این گروههای اثرگذار در ایران، بهویژه، «شورای ملی مقاومت ایران» و «سازمان مجاهدین خلق» است.
اگر از این نیروی راهبردی در داخل کشور غافل شویم، آن را در معادلات خود نگنجانیم و بالاتر از همه، آن را بهعنوان طرف گفتوگو نادیده بگیریم، فرصت سیاسی مهمی را برای پیشبرد دگرگونی درونی در ایران از دست خواهیم داد.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
